Wednesday, Aug 5, 2026

صفحه نخست » هشدار بهنام بن‌طالب‌لو به واشینگتن؛ دکترین موشکی جمهوری اسلامی تغییر کرده است

taleblu.jpgتهران به دوران حملات پیش‌دستانه وارد شده است

پاسخ‌های محدود آمریکا جمهوری اسلامی را جسورتر کرده است

بهنام بن‌طالب‌لو ـ واشینگتن‌پست، ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، بار دیگر در برابر موقعیتی آشنا در قبال رژیم ایران قرار گرفته است. حملات گسترده‌ای که چند روز پیش مطرح شده بود، فعلاً متوقف شده و فرصتی دیگر به دیپلماسی داده شده است. با این حال، هیچ تضمینی وجود ندارد که آغاز مذاکرات در آخرین لحظات، مانع گسترش درگیری نظامی شود؛ به‌ویژه پس از تحولات هفته گذشته.

جمهوری اسلامی روز ۲۸ ژوئیه برای نخستین‌بار حمله‌ای غافلگیرانه با موشک‌های بالستیک علیه مواضع آمریکا انجام داد. این حمله پیش‌دستانه در تاریخ عملیات موشکی جمهوری اسلامی بی‌سابقه بود، اما تصور اینکه تکرار نخواهد شد، اشتباه است.

راهبرد موشکی جمهوری اسلامی و افزایش خطرپذیری سپاه پاسداران، که کنترل زرادخانه موشک‌های بالستیک را در اختیار دارد، از تغییری اساسی در معادلات خاورمیانه حکایت می‌کند. دولت ترامپ هنگام بررسی گزینه‌های خود در جنگ جاری با جمهوری اسلامی، ناچار است این رویکرد تازه تهران را در نظر بگیرد.

یکی از عوامل جسورتر شدن جمهوری اسلامی، این باور است که می‌تواند در جنگ اراده‌ها پیروز شود. تهران به‌خوبی از بی‌میلی واشینگتن برای ورود به جنگی طولانی آگاه است؛ جنگی که می‌تواند بازار نفت را متلاطم کند، بر انتخابات میان‌دوره‌ای اثر بگذارد و ذخایر مهمات حیاتی، از جمله موشک‌های رهگیر، را کاهش دهد. همین ارزیابی یکی از دلایل پاسخ شدید رژیم ایران به حملات اخیر آمریکا بوده است.

جمهوری اسلامی طی یک دهه‌ونیم گذشته، هم تعداد و هم کیفیت موشک‌های بالستیک خود را افزایش داده است. دقت بیشتر نسل‌های تازه موشک‌های کوتاه‌برد و میان‌بردِ تک‌مرحله‌ای با سوخت جامد، ابزار لازم را برای اجرای راهبردهای تهاجمی‌تر در اختیار تهران گذاشته است؛ موشک‌هایی که دیگر صرفاً برای بازدارندگی یا پاسخ به حملات به کار نمی‌روند.

تجربه رویارویی‌های گذشته نیز تهران را به این نتیجه رسانده که می‌تواند بدون پرداخت هزینه‌ای سنگین از این توانایی استفاده کند. جمهوری اسلامی پیش از جنگ ۱۲روزه ژوئن ۲۰۲۵، دو حمله گسترده موشکی علیه اسرائیل در آوریل و اکتبر ۲۰۲۴ انجام داد. حمله دوم، بزرگ‌ترین عملیات موشکی بالستیک انجام‌شده در یک روز تا آن زمان بود و جنگ سایه چند دهه‌ای جمهوری اسلامی و اسرائیل را به رویارویی مستقیم تبدیل کرد.

در ژانویه ۲۰۲۰ نیز رژیم ایران در واکنش به کشته‌شدن قاسم سلیمانی در حمله پهپادی آمریکا، پایگاه‌های آمریکایی در عراق را هدف موشک‌های بالستیک قرار داد. با وجود آسیب‌های مغزی واردشده به شماری از نظامیان آمریکایی، دولت ترامپ پاسخ نظامی دیگری نداد.

پس از عملیات «چکش نیمه‌شب» آمریکا علیه تأسیسات هسته‌ای جمهوری اسلامی در ژوئن ۲۰۲۵ نیز جمهوری اسلامی پایگاه هوایی العدید در قطر را هدف قرار داد. در این حمله هیچ نظامی آمریکایی کشته نشد، اما تجهیزات ارتباطی ارتش آمریکا به ارزش چند میلیون دلار نابود شد. دولت ترامپ بار دیگر از واکنش بیشتر خودداری کرد.

واشینگتن در هر یک از این موارد، خسارت واردشده به تهران را بیشتر از هزینه‌های متحمل‌شده خود ارزیابی کرد. اما این محاسبه به جمهوری اسلامی اجازه داد هر دور از درگیری را با حفظ وجهه خود پایان دهد و درباره اقداماتی که می‌تواند بدون پاسخ جدی آمریکا انجام دهد، به جمع‌بندی تازه‌ای برسد.

پس از ۴۰ روز درگیری در بهار امسال، جمهوری اسلامی حتی پس از موافقت با آتش‌بس نیز موشک شلیک کرد. تهران در ماه ژوئن، برای وادار کردن اسرائیل به توقف حملات در جنوب لبنان، نزدیک به ۳۰ موشک بالستیک را در چند موج به سوی شمال اسرائیل، تل‌آویو و کرانه باختری پرتاب کرد.

این نخستین‌بار بود که تهران چتر موشکی خود را برای دفاع از حزب‌الله، یکی از نیروهای نیابتی‌اش، گسترش می‌داد. جمهوری اسلامی پیش‌تر حملات موشکی از خاک ایران را به واکنش در برابر تهدیدهای مستقیم علیه قلمرو، تأسیسات نظامی یا نیروهای خود محدود می‌کرد.

این اقدام همچنین نخستین تلاش تهران برای وادار کردن یک دشمن به تغییر رفتار در میدان نبرد با استفاده از موشک در شرایط غیرجنگی بود. رژیم ایران پس از واکنش مستقیم اسرائیل، حملات خود را متوقف کرد و یک هفته بعد نیز هنگام ازسرگیری حملات اسرائیل در لبنان مداخله نکرد؛ اما پیام خود را منتقل کرده بود.

رسانه‌ها و مقام‌های جمهوری اسلامی نیز ادبیات خود را تغییر داده‌اند. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و مذاکره‌کننده ارشد هسته‌ای، موشک‌های جمهوری اسلامی را بخشی از «توانمندی‌های تهاجمی» حکومت خوانده است؛ در حالی که پیش‌تر این موشک‌ها معمولاً «دفاعی» یا «بازدارنده» توصیف می‌شدند.

عملیات‌های «خشم حماسی» و «شیر غران» آمریکا و اسرائیل، دست‌کم فعلاً، ظرفیت صنعتی تولید انبوه موشک در ایران را به‌شدت تضعیف کرده‌اند. با این حال، کاهش تعداد موشک‌ها ظاهراً اهمیت راهبردی آنها را برای تهران افزایش داده است. افزایش عملیات موشکی می‌تواند نشانه شکل‌گیری ذهنیت «استفاده کن، پیش از آنکه از دست برود» در میان تصمیم‌گیرندگان امنیتی جمهوری اسلامی باشد.

استفاده روزافزون تهران از موشک همچنین به این معناست که تهدیدهای آینده جمهوری اسلامی علیه آمریکا، اسرائیل یا دیگر کشورهای منطقه را نمی‌توان صرفاً بلوف سیاسی دانست. ذخایر باقی‌مانده موشکی جمهوری اسلامی نیز نباید نادیده گرفته شود.

واشینگتن به جای گره زدن امید خود به دیپلماسی با حکومتی که بقای خود را در تشدید تنش می‌بیند، باید برای خاورمیانه‌ای بی‌ثبات‌تر آماده شود؛ منطقه‌ای که در آن جمهوری اسلامی ممکن است بیش از گذشته و حتی هم‌زمان با مذاکرات، از موشک‌های دوربرد و پرسرعت خود استفاده کند.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy