«تا حقیقت به خودش بجنبد و کفشهایش را بپوشد، دروغ نیمی از دنیا را پیموده است.» مارک تواین
نشان دادن اینکه حرفی ناراست است گاهی به درازا میانجامد و حتا وقتی که این حرفهای ناراست افشا میشوند باز عدهای تا مدت زمانی طولانی بر تکرار اکاذیب پافشاری میکنند.
سالها گفتند که دهان فرخی یزدی را در زندان دوختند. انور خامهای در کتاب «پنجاه نفر و سه نفر» به روشنی توضیح داد که این ادعا نادرست بوده و خود او از فرخی یزدی این مساله را پرسیده و فرخی گفته که این ادعا صحت ندارد. [۱] آل احمد در نامه به شاعر شیرازی منصور اوجی اعتراف کرد که شایعه مرگ صمد بهرنگی را او به دروغ رواج داد.[۲]
نمونههای این ادعاهای کذب که اینک راستی آزمایی شده و حقیقت آنها آشکار شده فراوان هستند.
ادعای نادرستِ هزینهی سنگینِ جشنهای سال ۱۳۵۰
از جمله ادعاهای دیگری که ناراست بودن آنها روشن شده، اما هنوز آن را مطرح میکنند، ادعای هزینهی سرسامآور جشنهای ۲۵۰۰ ساله است. تعدادی از مومنان از مراسم سال ۱۳۵۰ هنوز تحت عنوان «بریز و بپاش» یاد میکنند. این جشنها نه تنها خرج خود را درآوردند بلکه چندین و چند برابر هزینهی خود برای کشور ایران درآمدزایی کردند.
امروزه میدانیم که ادعای اینکه جشنهای آن سال ولخرجی بوده درست نیست. از جمله عبدالرضا داوری روزنامه نگار اصولگرا و از افراد بسیار نزدیک به حکومت اسلامی در رابطه با جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی گفت:
«ما جشنهای دو هزار پانصد ساله را مسخره میکنیم و میگوییم شاه پول زیادی هزینه کرد. سال ۱۳۵۰ شاه در جشنهای دو هزار پانصد ساله ۲۵ میلیون دلار هزینه کرد، در سال ۱۳۵۱ ایران ۲۰۰ میلیون دلار درآمد گردشگری مازاد بر ارقام ثابت همیشگی به دست آورد. جشنهای ذکر شده ایران را به یک بـِرَنـد جهانی مبدل کرد.»
بنا بر پژوهش دانشگاهی دانشور آمریکایی رابرت استیل هزینه واقعی جشنهای ۲۵۰۰ ساله بین ۱۶٫۸ تا ۲۲ میلیون دلار برآورد شده است. حتا اگر مبلغ بالاتر ۲۵ میلیون دلار را ملاک قرار دهیم این نکته شایان توجه است که درآمدی که از گردشگری در سال بعد به دست آمد بسیار بالا بود: ۲۰۰ میلیون دلار مازاد بر ارقام ثابت هر ساله.
نکتهی دیگر آنکه بخشی از هزینهی جشنها را دولت ایران نپرداخت و توسط بخش خصوصی تأمین شد، بنابر این خرج واقعی از ارقام ارائه شده به مراتب پایینتر بود و به همان نسبت درصد درآمد حاصله بالاتر.
بازتاب وسیع اخبار این جشنها در رسانههای سرتاسر دنیا باعث شناخت و برجستگی نام ایران در میان بخش قابل توجهی از مردم جهان شد، تبلیغی که از طریق اخبار بطور رایگان انجام گرفت و برای گردشگری ایران سودمند بود.
همسنجی نادرست «جشن» و «عزا»
کسانی هستند که هنوز بر این ادعای کذب که جشنهای سال ۱۳۵۰ خرج اضافی و بیهوده به بار آوردند پافشاری میکنند اما این تنها به اعتبار خود آنها لطمه میزند. واقعیت را با مقالهنویسی نمیتوان تغییر داد.
یکی از لطمههایی که این همسنجیهای نادرست میزند این است که توجه را از مشکل حکومت اسلامی که حی و حاضر در برابر ماست به گذشتههای پیش از انقلاب معطوف میکند و انرژیهای را به هدر میدهد.
هر چقدر هم که کسی با نظام محمدرضا شاه مخالف باشد این واقعیت را نمیتوان انکار کرد که ایران در آن زمان کشوری بود در حال رشد و در سنجش با بسیاری دیگر کشورهای خاورمیانه و جنوب آسیا، از افغانستان و پاکستان گرفته تا شمال آفریقا، جامعهای داشت که بطور نسبی آسودهتر و برخوردارتر از بسیاری کشورهای مشابه بود. بیتردید در ایران آن دوره مانند بسیاری کشورهای در حال توسعه مشکلهای ریز و درشت وجود داشتند اما ایران آن زمان را بایستی با کشورهای همسطح سنجید و نه با فرانسه و سوئیس.
جشن ۲۵۰۰ ساله چنان که از نامش بر میآید فستیوال بود، جشن بزرگی که نام ایران را به نیکی در سرتاسر دنیا بازتاب داد. بر عکس فرهنگ اندوهباری که شیعه ترویج میدهد و در خانهی ذهن مومنان خانه کرده، اکثریت مردم جهان که در فرهنگهای غیرشیعی پرورش یافتهاند جشن و شادی را دوست دارند و به همین خاطر اخبار این جشن بزرگ در جهان بازتاب مثبت داشت.
همسنجی «جشن» با مراسم هولناک «عزا» و «تدفین» و نوحهخوانی و بر سر زدن و تبلیغ آرمان مرگ و نیستی که بخشی از فرهنگ دینی شیعیان است قیاس معالفارق است.
۸۰۰ میلیون دلار خرج تدفین خامنهای؟
یک نگاه به مبالغی که دولت اسلامی برای مراسم مذهبی و از جمله تدفین خامنهای خرج کرده و میکند نشان میدهد که این همسنجیها از هر سو که بنگریم نادرست هستند. برای مراسم خامنهای ۷۰۰ هزار کیلوگرم گوشت با قیمتی بین ۸ تا ده میلیون دلار به نجف فرستاده شد. این فقط یک قلم خرج در یک شهر است. تخمین مبلغ کل مراسم تدفین خامنهای در دو کشور تا حدود ۸۰۰ میلیون دلار برآورد شده که بنظر اغراق آمیز میآید اما شکی نیست که هزینهی آن بسیار سنگین بوده است.
در مقایسه هزینهی مقبرهی خمینی با تمام بناهایی که پیرامون آن ساخته شده و شامل شبستانهای بزرگ، موزه، مراکز فرهنگی، فضاهای تجاری، هتل، پارکینگ و تأسیسات گسترده دیگر میشود حدود دو میلیارد دلار برآورد شده است.
ریختوپاشهای نجومی حکومت اسلامی
یک نکته دیگر که در همسنجی جشنهای سال ۱۳۵۰ با مراسم عزای خامنهای مطرح شده این است که مراسم تدفین خامنهای تنها بریز و بپاش حکومت اسلامی بوده است. این ادعا نیز درست نیست. تمام بودجههای کلانی که این حکومت برای تدفین خمینی و قاسم سلیمانی و اینک خامنهای خرج کرد به کنار، دولت اسلامی تاکنون از هزار راه سرمایههای کشور را با ریختوپاشهای متعدد بر باد داده است.
این حکومت با درآمدهای حاصل از منابع کشور و فروش نفت و گاز و معادن و مالیات سنگین و عوارض گوناگون و سود حاصل از انواع بازار سیاه که سر رشته آنها دست خود دولت است تاکنون صدها میلیارد دلار خرج جنگ افروزی و ساختن شهرکهای موشکی کرده اما حتا یک پناهگاه برای مردم ایران نساخته است. هزینه برنامه هستهای تا حدود دو هزار میلیارد دلار برآورد شده است، رقمی که حتا در ثروتمندترین کشورهای جهان رقم حیرتانگیزی است. تاکنون از خزانهی ایران مبالغ سنگینی خسارت به شیعیان لبنان پرداخت شده و، افزون بر بیمارستانها و موسسه های دیگر، بناهای مجلل مذهبی در عراق با میلیاردها دلار پول مردم محروم ایران از نو ساخته یا بازسازی شدهاند.
چگونه است که افرادی که انگشت بر خرج جشنهای سال ۵۰ میگذارند از دیدن مبالغ هنگفتی که خرج این پروژهها شده و میشوند غافل هستند؟ چرا در مورد این ولخرجیهای نجومی مقاله نمینویسند؟
این حکومت یک لشکر ساندیسخوار دارد که هر ساله بودجههای عظیمی برای به میدان کشیدن آنها در مراسم گوناگون «عبادی-سیاسی» خرج میشوند. مبالغ کلانی در سفر به کربلا و مراسم اربعین در ایران و عراق خرج آیینهای مذهبی میشوند. این ولخرجیهای مستمر و پایانناپذیر که مبالغ هنگفتی از خزانهی کشور میبلعند نه تنها نفعی ندارند لطمه هم میزنند و فرهنگ مرگ و اندوه را رواج میدهند. حرف از یک سال و دو سال نیز نیست، چندین دهه هست که این مراسم پر خرج هر ساله بر پا میشوند. بنا بر برخی تخمینها آیین مذهبی کربلا هر ساله مبلغی بین ۱۰۰ تا ۳۲۵ میلیون دلار به خزانه کشور زیان میرساند. [۳]
بریز و بپاش گستردهی حکومت اسلامی و خرج هنگفت مراسم رنگارنگ به چشم چنین افرادی نمیآید چون آنها زوم کردهاند روی رخدادهای ۵۵ سال پیش و مجال دیدن واقعیتهای امروز را ندارند. در ذهن شیعی بریز و بپاش تنها در «جشن» امکانپذیر است اما در عالم واقع خرج کردن مبالغ گزاف پول -- آنچه مسلمین «اسراف» مینامند -- از راههای بیشمار میتواند انجام پذیرد و حکومت اسلامی از راههای گوناگون سرمایههای کشور را به باد داده است.
یوسف جاویدان
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پانوشت
[۱] کتاب «پنجاه نفر و سه نفر» که نویسنده آن انور خامهای فرد دیگری از همان گروه نامور به ۵۳ نفر است گاهی با کتاب «پنجاه و سه نفر» نوشتهی بزرگ علوی اشتباه گرفته میشود اما کتابی است مجزا.
[۲] منصور اوجی در مقدمه کتاب «یکصد و ده نامه از دو سیمین» مینویسد:
«... جلال آلاحمد، پس از درگذشت صمد بهرنگی، مقالهی معروف "صمد و افسانه عوام" را در ماهنامهی آرش منتشر کرد و در آن وانمود کرد که صمد را کشتهاند. من در نامهای به او نوشتم که چنین نیست، و او در این نامه در جوابم نوشت که حق با توست...»
از نامهی آل احمد به اوجی: «... اما در باب صمد. در این تردیدی نیست که غرق شده. اما چون همه دلمان میخواست قصه بسازیم، ساختیم... خب ساختیم دیگر. آن مقاله را من به همین قصد نوشتم...»
[۳] دویچه وله، ایندپندنت فارسی، رادیو فردا و رسانههای دیگر گزارشهای مفصلی از مراسم مذهبی مانند اربعین و مخارج هنگفت آن تهیه کردهاند.
هزینههای مراسم سالانه شامل موارد زیر میشوند: (یک) بودجههای مستقیم و تدارکات اجرایی، (دو) هزینههای عمرانی و زیرساختی که بزرگترین بخش هزینهها بشمار میآید، (سه) خدمات بهداشتی، ترابری و اینترنت، (چهار) یارانهها و خدمات پنهان و از جمله تسهیلات زائران. بخش آخر خود شامل هزینههای زیر است: سهمیه اقلام اساسی موکبها، تسهیلات و مرخصی کارکنان، عدمالنفع عوارض خروج و مخارج دیگر.

















