Tuesday, Aug 18, 2026

صفحه نخست » نگاهی به فیلم "پیرپسر" ساخته اکتای براهنی، نادر دولتشاهی

dolatshahi.jpgفیلم سینمایی "پیرپسر" درامی اجتماعی و آسیب‌شناسانه است که در آن تراژدی خانوادگی، فروپاشی تدریجی اخلاق و استیصال ناشی از مشکلات اقتصادی را به تصویر کشیده و با ورود یک رقابت عشقیِ غیرمنتظره میان پدر و پسر به اوج بحران می‌رسد. پدر با نام "غلام" مردی پا به‌سن‌گذاشته است که هوسرانی‌ها و نیاز کودکانه‌اش به خودنمایی و اثبات قدرت، پسری خیره‌سر، خام و مهارنشده را تداعی میکند.

این فیلم را " اکتای براهنی" نوشته و کارگردانی کرده و بازیگران آن لیلا حاتمی، حامد بهداد، حسن پورشیرازی، محمد ولی‌زادگان، محمدرضا داوودنژاد و بابک حمیدیان هستند.

"پیرپسر" با داستانی پر از تنش، روابط پیچیده و ویرانگری را نشان می‌دهد که در آن احترام، برادری و حرمت پدر و پسر زیر پا گذاشته می‌شود.

خانه قدیمی و دوطبقه، فقط یک مکان یا چارچوب فیزیکی ساده برای وقوع رویدادها نیست، بلکه محیطی سنگین و پر از فشار است که تمام شخصیت‌ها را در بن‌بست‌های روانی، عاطفی و معیشتی محبوس کرده و زمینه را برای یک تراژدی فراهم می‌سازد. در این فضای مسموم، روابط آدم‌ها بر اساس منفعت‌طلبی، سلطه‌گری و بقا تعریف می‌شود و جایی برای عاطفه خانوادگی باقی نمی‌ماند.

شخصیت پدر در مرکز این درام، نماد کامل پدرسالاری مخرب، خودخواهانه و حتی زننده است. وی که بیشتر وقت خود را با پلکیدن در سمساری دوستش یا شیره‌خانه می‌گذراند، ثروت خود را احتکار کرده و با رفتار سلطه‌جویانه و تحقیرهای مداوم، جو خانه را متشنج می‌کند. خروجی مستقیم این رفتارها، شکل‌گیری دو شخصیت متفاوت از دو پسرش در این خانه است : " رضا" پسری پر از کینه و خشم تلنبارشده که خونسردانه نقشه قتل پدر را جلوی برادرش ترسیم می‌کند، و "علی" پسری آسیب‌پذیر که هرچند منطقی اما منفعل و سردرگم است.

Pirpesar.png

در این ساختار، فقر و استیصال اقتصادی تنها ابعاد مالی ندارد، بلکه سرچشمه انحطاط اخلاقی و حتی آرزوی مرگ برای والدین است. علی و رضا به دلیل عدم استقلال مالی در زنجیره سلطه و اقتدار پدر اسیر شده‌اند/ تنها راه نجات آنها از این وضعیت خفان آور، فروش خانه مادری و بازسازی آن برای رسیدن به سهمی از سرمایه است؛ امری که "غلام" با بی‌رحمی و صرفاً برای استمرارِ لذت‌جویی از آن طفره می‌رود. این ناکامی‌های پی‌درپی اقتصادی، پیوندهای خونی را از بین برده و فضای خانه را به بشکه باروتِ آماده انفجار تبدیل می‌کند.

ورودِ "رعنا " دختری جوان به خانه و شروع ماجرای عشقی گرچه خط داستانی را تلطیف می‌کند، اما هم‌زمان جبهه‌بندی‌های عاطفی پرالتهاب‌تری می‌سازد که مرزهای اخلاق پدر و پسران را به فروپاشی نزدیک می‌سازد. پدر با سوءاستفاده از وضعیت مالی ضعیف رعنا و ارائه پیشنهاد اجاره‌بهای نازل، او را وارد حریم خانه کرده و طعمه تمایلات هوس‌بازانه خود قرار می‌دهد و حتی برای نفوذ در دل رعنا مقداری پول از زیر درِ اتاقش به داخل می‌فرستد - تلاشی مذبوحانه که با امتناع رعنا ناکام می‌ماند.

در این میان، شکل‌گیری علاقه میان "علی "و "رعنا " فضایی متناقض ایجاد می‌کند؛ پدر به علی هشدار می‌دهد که از رعنا دوری کند، اما علی زیر بار نمی‌رود و رقابتی ناسالم شکل می‌گیرد. پدر که خود را مالک مطلق خانه و همه چیز می‌داند تاب تحمل این رقابت را ندارد و فشار را بر علی دوچندان کرده و آتش کینه‌های قدیمی را به نقطه جوش می‌رساند.

یکی از بخش‌های این فیلم، ماجرای شرط‌بندی تحقیرآمیز غلام در شیره‌خانه بر سر تسلیم کردن رعنا و دست‌یابی به اوست که ابتذال اخلاقی او را به تصویر می‌کشد. این اقدام به عریان‌ترین شکل ممکن نشان می‌دهد که چگونه نگاه ابزاری و نفوذِ قدرت مالی در روابط انسانی، تمام اصول اخلاقی و کرامت یک زن را زیر سؤال می‌برد. متعاقباً وقتی او با آوردن جعبه شیرینی و رقص و شادی، به دروغ ادعای برد در این شرط‌بندی را می‌کند، خودنمایی مضحک وی این ابتذال را به اوج می‌رساند.

ناپدید شدن ناگهانی و مشکوک رعنا و متعاقب آن اقدام خشمگینانه علی و رضا در ضبط مواد مخدر و مشروبات الکلیِ پدر و قفل کردن درهای خانه، داستان را به اوج بحران می‌رساند.

درک عمیق‌تر این فیلم در گرو پیوندی است که "اکتای براهنی" میانِ فیلم خود و ادبیات کلاسیک روس، به‌ویژه رمان" برادران کارامازوف" برقرار می‌سازد.

اگر داستایفسکی در عصر حاضر در تهران یا دیگر شهرها می‌زیست و می‌خواست شکاف خانوادگی میان برادران و پدر را به تصویر بکشد، دست روی همین گسل‌های ملتهب می‌گذاشت: خانه‌ای کلنگی و دوطبقه به‌عنوان محیطی خفقان‌آور و در حال فروپاشی، شغل‌های بی‌ثبات، اعتیاد و نابرابری طبقاتی. تمام این عناصر را می‌توان همان بازآفرینیِ ملموس و منطبق بر واقعیتِ داستان‌های داستایفسکی در جامعه امروز ایران تلقی کرد.

تقابل فرزندان با پدری هوس‌باز و فاسد، ورود زنی که به عنصرِ رقابت میان پدر و پسر تبدیل می‌شود، کینه عمیق و آرزوی قتل پدر توسط برادر خشمگین، و حضور برادر نرم‌خوتر، نقاط مشترک این دو اثر است.

با این حال، با توجه به مضامین لایه‌ لایه فیلم، به نظر می‌رسد نام پیرپسر در مواجهه با یک اقتباس آزاد از برادران کارامازوف، چندان گویای ابعاد عمیق و پیچیده داستان نیست. این عنوان بیشتر بر یک وضعیت فردی تأکید می‌کند، در حالیکه این فیلم به تحلیل گسل عمیقِ خانوادگی و همچنین گره‌های متعدد روان‌شناختی می‌پردازد؛ ابعادی که بسیار فراتر از کلیشه یک پیرپسر می‌روند.

اما در نهایت، فیلم توانسته با گره زدن واقع‌گرایی اجتماعی، نقد اقتصادی و روان‌شناسی، تصویر کامل و بی‌رحمانه‌ای از چگونگی فروپاشی یک خانواده زیر بار فقر، استبداد والدین و انحطاط اخلاقی ارائه دهد.

ساخت و اکران این فیلم با چالش‌های فراوانی همراه بود؛ از دشواری‌های اولیه در یافتن سرمایه‌گذار گرفته تا تأخیر سه چهار ساله که در مسیر نمایش آن رخ داد. این تأخیر حاصل چند مانع اصلی بود:

نخست، مراحل طولانیِ پس‌تولید و تدوینِ راف‌کات چهارساعته و تقلیل آن به نسخه‌ای سه ساعت و ده دقیقه‌ای؛ دوم، ممیزی‌های فراوان به دلیل مضمون تلخ و صحنه‌های پرچالش اثر؛ و سوم، تردید و امتناع سینماداران و دفاتر پخش از اکران فیلم به دلیل زمان طولانی آن، چرا که این مدت‌زمان محدودیت شدیدی در سانس‌دهی ایجاد می‌کرد. این مقاومت سینماداران و پخش‌کنندگان تا جایی پیش رفت که حتی پیشنهاد تبدیل اثر به یک مینی‌سریال مطرح شد اما کارگردان زیر بار آن نرفت. همچنین در برخی جشنواره‌ها نیز مسئولان از طولانی بودن این فیلم انتقاد کردند.

حسین دهباشی، روزنامه‌نگار و فعال رسانه‌ای با به‌کارگیری عباراتی چون" لجن، آشغال و استفراغ " به فیلم تاخت و از مسئولان برای صدور مجوز اکران آن به‌شدت انتقاد کرد که کاربران فضای مجازی نیز به این توهین واکنش نشان داده و او را به حمایت از سانسور متهم کردند و منتقدان سینما نیز از وی خواستند به جای ناسزاگویی، به تحلیل اثر بپردازد؛ هرچند شاید از نگاه چنین جریان‌هایی تحلیلِ فیلم معنایی جز این نداشته باشد. در نقطه مقابل، مدیر فستیوال فیلم" روتردام"، پیرپسر را به روح تاریک تراژدی‌های خانوادگی شکسپیر تشبیه کرد و آن را نقدی کوبنده بر نظام مردسالاری دانست که کارکردی جهانی و فراتر از مرزهای جغرافیایی دارد.

پیرپسر» در تیرماه با فروشی بیش از شصت‌وشش میلیارد تومان صدرنشین گیشه شد، هرچند اکران آن هم‌زمان بود با شعله‌ور شدن جنگ و التهابات در ایران که ضربه‌ای محسوس به فروش آن وارد کرد اما فیلم در نهایت طی چهل روز نمایش، به فروش هشتادوهفت میلیارد تومانی دست یافت و اکرانی موفق را ثبت کرد.

* برای دیدن فیلم لینک زیر را کپی کرده و در مرورگرتان پیست کنید.

https://drive.google.com/file/d/1zRRS7jwQSs_zQOUFAuoM3ZQ7czrCrz6W/view



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy