خبرنامه گویا - انتخاب در گفتوگو با سعید آجرلو، عضو تیم رسانهای هیئت مذاکرهکننده جمهوری اسلامی، به بررسی محاسبات جنگ و مذاکرات با آمریکا پرداخته است. آنچه میخوانید، گزیده ویرایششده سخنان او درباره پیشبینیهای نادرست، امید بستن به انتخابات کنگره و انتظار حمایت چین است
یشبینیهای غلط، امید به مهار ترامپ و تصور غیرواقعی از حمایت چین
سعید آجرلو: میگفتند نفت ۱۵۰ دلار میشود، کنگره جلوی ترامپ را میگیرد و مکانیسم ماشه تأثیر مالی و اقتصادی ندارد؛ حالا باید بیایند جواب بدهند. میگفتند اگر جنگ بهجای ۴۰ روز، ۶۰ روز ادامه پیدا کند، کنگره مقابل ترامپ میایستد. جنگ به ۶۰ روز هم رسید، اما کنگره جلوی او را نگرفت. مکانیسم ماشه هم تأثیر داشت. ما با سلسلهای از اشتباهات تحلیلی روبهرو هستیم که مطرحکنندگانشان باید پاسخگو باشند.
انتخابات کنگره برای ترامپ اهمیت دارد، اما باید وزن واقعی آن را بدانیم. چه تضمینی وجود دارد که اگر شکست بخورد و از فشار انتخابات رها شود، رفتار سختتری نکند؟ از انتخابات نوامبر تا شروع کار کنگره جدید در ژانویه هم فاصله وجود دارد. بعد از آن نیز رئیسجمهور آمریکا قدرت دارد، خیلی هم قدرت دارد؛ کارش را میکند و آن چیزی را که در ذهن دارد انجام میدهد. شکست در انتخابات، تضمین پایان جنگ نیست.
اینکه بگوییم آمریکا خسته میشود و میرود، سادهانگارانه است. مثال یمن را میزنند، درحالیکه آمریکا با یمن تفاهم کرد و رفت؛ ترامپ هم علنی اعلام کرد. حتی اگر خسته شود و کنار برود، چه تضمینی هست که دوباره برنگردد؟ اگر این جنگ را «وجودی» میدانید، چطور پایان آن را به خسته شدن آمریکا یا تغییر ترکیب کنگره گره میزنید؟ این تصور هم که با یک ضربه یا تشدید درگیری میتوان جنگ را تمام کرد، سادهانگارانه است.
حرف مخالفان تفاهم اسلامآباد را شنیدهام، اما مجموعه این دوستان ایده نهایی ندارند. وقتی میپرسیم چه کنیم که از جنگ خارج شویم، چند اقدام کوچک و تاکتیکی پیشنهاد میکنند، ولی راه اصلی را نمیگویند. شاید آمریکا خسته شود، شاید با چین و روسیه کاری بکنیم؛ اینها پاسخ روشن به مسئله خروج از جنگ نیست.
کسانی که بر ادامه جنگ اصرار دارند، باید توضیح دهند چگونه میخواهند با محاصره و طرح «طرد اقتصادی» آمریکا مقابله کنند. من هنوز از این دوستان راهحل مشخصی ندیدهام. نمیشود فقط از مشکلات اقتصادی آمریکا گفت و فشارهای واردشده بر اقتصاد خودمان را نادیده گرفت. اگر مخالف توافق هستید، باید بگویید راه پیشنهادی شما برای مقابله با این فشارها و خروج از جنگ چیست.
همین مخالفان امروز میگویند نفت فروختهایم، پول داریم و میتوانیم ادامه بدهیم. خب این نفت در دوره تفاهم اسلامآباد فروخته شد؛ همان تفاهمی که به آن حمله میکردید. نمیشود امروز به درآمد حاصل از آن استناد کرد و دیروز مذاکرهکنندگان را خائن و واداده نامید. یک روز میگفتند متن بد است، حالا میگویند متن خوب بود ولی فریب خوردیم. بالاخره باید مسئولیت ارزیابی قبلی خود را بپذیرند.
سعید آجرلو، عضو تیم رسانهای هیات مذاکرهکننده جمهوری اسلامی، در گفتگو با «انتخاب» از آنچه «سلسلهای از اشتباهات تحلیلی» درباره مذاکرات، ادامه جنگ، «مکانیسم ماشه»، قیمت نفت و انتخابات کنگره آمریکا خواند، انتقاد کرد و گفت کسانی که چنین ارزیابیهایی مطرح کردهاند باید پاسخگو باشند. آجرلو گفت برخی پیشتر معتقد بودند اگر جنگ برای ۶۰ روز ادامه پیدا کند، کنگره آمریکا مقابل دونالد ترامپ خواهد ایستاد یا فعال شدن «مکانیسم ماشه» هیچ تاثیر مالی و اقتصادی نخواهد داشت. او افزود این ارزیابیها نادرست بودهاند و گفت: «میگفتند نفت میشود ۱۵۰ دلار، الان باید بیایند جواب بدهند.» او همچنین درباره این دیدگاه که شکست ترامپ در انتخابات کنگره میتواند به محدود شدن اقدامات او منجر شود، گفت باید وزن و تاثیر این انتخابات را در نظر گرفت. آجرلو افزود حتی در صورت شکست ترامپ، فاصله میان انتخابات نوامبر تا آغاز به کار کنگره جدید در ژانویه باقی میماند و رئیسجمهوری آمریکا نیز اختیارات گستردهای دارد. او گفت: «رئیسجمهور تو آمریکا قدرت دارد، خیلی هم قدرت دارد؛ کارش را میکند، آن چیزی که تو ذهن دارد را انجام میدهد.»
-- independentpersian (@indypersian) October 6, 2026
تصویری که بعضیها از چین ساختهاند، واقعی نیست. چین آن کشوری نیست که با آن توافق کنیم و بعد با آمریکا بجنگیم. چین میگوید تفاهم اسلامآباد احیا شود، تنگه باز شود و با کشورهای منطقه تفاهم کنید. این کشور در ساختار موجود کار میکند، با کشورهای عربی رابطه دارد و نمیخواهد سطح تقابلش با آمریکا را بالا ببرد. چند بار از چینیها شنیدهام که میگویند مسئلهتان را با آمریکا حلوفصل کنید.
ظرفیت همکاری با چین بزرگ است، اما بدون تعیین تکلیف این مسائل نمیتوان انتظار همکاری گسترده داشت. اختلال در تنگه هرمز برای چین هم عوارض دارد و این کشور میخواهد جنگ فیصله پیدا کند. باید منافع و ملاحظات واقعی آن را بشناسیم. موضوع چین در داخل هم گرفتار منافع شخصی و جناحی شده است؛ اگر چین واقعی را ببینیم، از رفتارش تعجب نمیکنیم.
مذاکره ابزار است و باید از آن دستاورد گرفت. کنترل فضای اقتصادی و همراهی جامعه، برای احتمال جنگ مجدد هم اهمیت دارد. وقتی دلار ۲۰۰ هزار تومان است، کشور برای مقابله با جنگ آمادگی بیشتری دارد تا زمانی که قیمت آن به ۲۵۰ یا ۳۰۰ هزار تومان میرسد. توان جلوگیری از حمله دشمن فقط به قدرت نظامی وابسته نیست؛ ثبات اقتصادی و همراهی مردم هم اهمیت دارد. نمیشود فشار اقتصادی بر مردم را نادیده گرفت، به شکافهای اجتماعی دامن زد و انتظار داشت کشور در برابر تهدیدهای خارجی قدرتمند بماند.
در داخل هم نمیشود از انسجام حرف زد و همزمان به شکافها دامن زد. باید تفاوتها را به رسمیت شناخت و با مردم گفتوگو کرد. التهاب اقتصادی و اجتماعی میتواند مقدمه جنگ باشد. قطع سیمکارت بعضی افراد یا شروع دوباره سختگیری درباره حجاب در برخی شهرها، به همین التهاب کمک میکند؛ این اقدامات با تأکید بر حفظ انسجام سازگار نیست.

"بالاخره اقتصاد جمهوری اسلامی به آخر خط رسید"

پیوند سبز و قرمز؛ از این واضحتر نمیشود















