در شرایط حساس و سرنوشتساز کنونی، یکی از مهمترین وظایف مشروطهخواهان، کمک به شکلگیری یک فرهنگ سیاسی مبتنی بر قانونگرایی، مدارا، تکثرگرایی و پذیرش تفاوتهای فکری است.
جنبشی که خود را برای آیندهای مبتنی بر حاکمیت قانون و مشروطیت آماده میکند، نمیتواند انرژی و سرمایه اجتماعی خود را صرف توهین، تخریب و منازعات فرسایشی با دیگر فعالان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کند.
در یک جامعه دموکراتیک، روشنگری و بیان دیدگاههای متفاوت، چه سیاسی، چه اجتماعی و چه فرهنگی، بخشی از فرآیند بلوغ جامعه مدنی است.
اگر هنرمند یا فعال اجتماعیای مانند داریوش اقبالی از طریق هنر، مخاطب را به بازنگری در خویشتن و شناخت ضعفها و خطاهای فردی دعوت میکند، یا فعال سیاسی و اجتماعیای مانند توماج صالحی در شرایط حاکم بر داخل کشور مردم را به مطالعه، کتابخوانی و افزایش آگاهی فرا میخواند،نه تنها برای جنبش آزادی و دموکراسی خواهی مفید و موثر است بلکه قدمی است در راه پلورالیسم سیاسی و فرهنگی.
پاسخ به این دیدگاهها باید در چارچوب نقد مدنی و گفتوگوی عقلانی باشد، نه توهین و فحاشی.
مشروطهخواهی، اگر قرار است در آینده به یک نظام سیاسی قانونمدار و پایدار منتهی شود، باید از همین امروز فرهنگ سیاسی متناسب با آن را تمرین کند. احترام به آزادی بیان، تحمل مخالف، پذیرش پلورالیسم و دفاع از حق دیگران برای بیان عقیده، نه امتیاز دادن به مخالفان، بلکه بخشی از ماهیت جامعهای است که مشروطهخواهان برای ساختن آن تلاش میکنند.
از منظر سیاسی و ژئوپلیتیک نیز شرایط امروز ایران اهمیت این موضوع را دوچندان میکند. کشور در معرض مجموعهای از تهدیدهای امنیتی، نظامی و ژئوپلیتیک قرار دارد و همزمان سرکوب، اعدام و فشار بر جامعه مدنی ادامه دارد. در چنین شرایطی، تبدیل اختلافات سیاسی و فرهنگی و تاریخی به جنگهای فرسایشی در فضای مجازی، نهتنها کمکی به جنبش آزادیخواهی نمیکند، بلکه میتواند سرمایه اجتماعی و توان همگرایی نیروهای مخالف رژیم اسلامی را تضعیف کند.
یکی از خطاهای راهبردی اپوزیسیون در سالهای گذشته، گرفتار شدن در منازعات هویتی و تاریخی و تبدیل اختلافات نظری به دشمنی شخصی بوده است. این وضعیت، آگاهانه یا ناآگاهانه، میتواند به نفع ساختار سیاسی حاکم تمام شود، زیرا هر اندازه نیروهای مخالف درگیر تخریب یکدیگر باشند، امکان شکلگیری یک ائتلاف فراگیر ملی برای گذار سیاسی کاهش مییابد.
مشروطهخواهان، بهعنوان بخشی از جریان آزادیخواه و دموکراسیطلب ایران، نهتنها حق، بلکه مسئولیت دارند نسبت به رفتارها، مواضع و سیاستهایی که به انسجام جنبش آسیب میزند، جامعه را درگیر تنش و اصطکاک روحی و روانی میکند و به دو قطبیشدن اپوزیسیون دامن میزند، نقدی جدی، صریح و مسئولانه داشته باشند.
نقد درونجنبشی، اگر بر مبنای منافع ملی، اصول دموکراسی و پرهیز از شخصمحوری و حذفگرایی صورت گیرد، نه تهدیدی برای جنبش، بلکه یکی از الزامات بلوغ سیاسی آن است. هیچ جریان سیاسی، از جمله مشروطهخواهان، نباید خود را فراتر از نقد بداند. برعکس، هرچه یک جریان مدعی نقشآفرینی در آینده سیاسی کشور است، باید بیش از دیگران نسبت به پیامدهای گفتار و رفتار سیاسی خود حساس و پاسخگو باشد.
حتی اگر میان نیروهای سیاسی درباره آینده نظام حکمرانی اختلاف نظر وجود داشته باشد، اصل نخست باید پذیرش حق مردم برای تعیین آینده سیاسی کشور باشد. اگر در یک دوره گذار، قانون اساسی مشروطه یا هر چارچوب حقوقی دیگری مبنای موقت اداره کشور قرار گیرد، آن دوره تنها زمانی میتواند به ثبات و دموکراسی پایدار منجر شود که در آن، تکثر سیاسی و اجتماعی به رسمیت شناخته شود و گروههای مختلف بتوانند در شرایطی برابر و قانونی درباره آینده کشور گفتوگو و تصمیمگیری کنند.
مشروطهخواهی در چنین نگاهی، پروژهای برای حذف دیگر جریانهای سیاسی نیست، بلکه تلاشی برای ایجاد یک چارچوب حقوقی است که در آن جریانهای گوناگون ، از جمهوریخواهان و مشروطهخواهان تا دیگر گرایشهای سیاسی و اجتماعی ، بتوانند در چهارچوب قانون، آزادانه دیدگاههای خود را مطرح کنند و در نهایت مردم درباره شکل حکومت و آینده کشور تصمیم بگیرند.
از همین رو، مشروطهخواهان باید به جای تلاش برای "یکسانسازی" مخالفان و منتقدان، در پی ایجاد یک ائتلاف گسترده ملی باشند, ائتلافی که اختلاف نظر را به رسمیت میشناسد، اما بر اصول مشترکی همچون آزادی، تمامیت ارضی، حاکمیت قانون، حقوق شهروندی و گذار مسالمتآمیز به یک نظم دموکراتیک توافق دارد.
شاید بخشی از شکافهای امروز میان نیروهای سیاسی و اجتماعی اپوزیسیون نتیجه زخمها و برخوردهای تند گذشته باشد. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که توهین و طرد افراد و جریانها، حتی اگر با انگیزه دفاع از یک آرمان سیاسی انجام شده باشد، در نهایت میتواند دیوارهای بیاعتمادی را بلندتر کند.
سیاستمدار و فعال سیاسی آیندهنگر باید به جای بستن درها، امکان گفتوگو و بازگشت نیروهای مختلف به یک ائتلاف ملی را حفظ کند.
مشروطهخواهی پیش از آنکه صرفاً یک عنوان سیاسی باشد، باید یک فرهنگ سیاسی باشد: فرهنگ قانونگرایی، مسئولیتپذیری، مدارا، گفتوگو و احترام به آزادی دیگران.
اگر هدف، ساختن ایرانی آزاد، دموکراتیک، کثرتگرا و برخوردار از ثبات سیاسی است، این فرهنگ باید از امروز آغاز شود. آینده ایران را نه با توهین ,فحاشی و تهدید یکدیگر، بلکه با توانایی گفتوگو، پذیرش اختلاف و ایجاد اعتماد میان نیروهای مختلف سیاسی و اجتماعی میتوان ساخت.
و در پایان می توان عنوان کرد: مشروطهخواه واقعی کسی نیست که بیشترین صدا را در فضای مجازی دارد، بلکه کسی است که بتواند در عمل نشان دهد آزادی را حتی برای مخالف خود میخواهد، قانون را حتی زمانی که به سود او نیست میپذیرد، و ایران را بزرگتر از اختلافات سیاسی خود میبیند.

از گرسنگی تا خیزش اجتماعی، احمد علوی
















