باید قبول کنیم اگر این پرونده در ایران مطرح میشد، قوه قضاییه با ورود خودسرانه خود به این موضوع، پرونده بلافاصله خاتمه می یافت. اما این پرونده چهار سال است در دادگاههای آمریک ادامه دارد و در نهایت دیوانعالی آمریکا سال آینده حکم نهایی را صادر خواهد نمود آزادی مذهب یکی از بنیادیترین حقوقی است که قانون اساسی ایالات متحده از آن حمایت میکند. این آزادی تنها به حضور در مسجد، کنیسه، کلیسا یا معبد محدود نیست؛ بلکه حق انسان برای دعا، نیایش و انجام مراسم مذهبی در خانه و فضای خصوصی خود نیز در قلب حمایتهای قانون اساسی قرار دارد. پرسش مهم این است:
آیا دولت محلی میتواند به یک شهروند بگوید برای دعا کردن همراه با دوستان و هم کیشان در خانه شخصی خود باید از مقامات دولتی اجازه بگیرد؟
پرونده مربوط به دانیال گراند (Danial Grand) در شهر University Heights در ایالت اوهایو، نمونهای مهم از برخورد میان مقررات شهری-دولتی و آزادی مذهبی است. گرند، یک یهودی ارتدوکس، برای انجام برخی نیایشهای جمعی یهودیان در منزل خود با دیگر افراد گردهم میآمد. در سنت یهودیت ارتدوکس، برخی عبادتهای جمعی نیازمند حضور «مینیان» (Minyan)، یعنی حداقل ده مرد بالغ یهودی است.
اهمیت خانه و فاصله محل عبادت برای یهودیان ارتدوکس در روز شبات بسیار بیشتر میشود. بر اساس احکام مذهبی آنان، استفاده از اتومبیل در شبات مجاز نیست. بنابراین امکان پیادهروی به محل نیایش و تشکیل مراسم مذهبی در خانههای نزدیک میتواند بخشی جدی از اجرای اعتقادات مذهبی آنان باشد.
هر دولت محلی بدون تردید اختیار دارد مقررات معقولی درباره ساختمانها، ایمنی، آتشنشانی، ترافیک و استفاده از املاک وضع کند. اما این اختیار نامحدود نیست و باید در چارچوب اصول قانون اساسی، بهویژه اصل تناسب (proportionality) و منع تبعیض اعمال شود. هنگامی که مقررات شهری مستقیماً فعالیت مذهبی را محدود میکند، موضوع وارد حوزه حقوق اساسی میشود.
متمم اول قانون اساسی آمریکا از آزادی اجرای مراسم مذهبی حمایت میکند و دولت نمیتواند صرفاً به دلیل مذهبی بودن یک فعالیت، آن را هدف محدودیت قرار دهد. در کنار آن، خانه شخصی در سنت حقوق اساسی آمریکا از بالاترین سطح حمایت تحت اصل «حریم خصوصی» برخوردار است. بنابراین دخالت دولت در آنچه افراد بهصورت مسالمتآمیز در خانه خود انجام میدهند، باید با معیارهای سختگیرانه «منافع حکومتی قانعکننده»و «کمترین محدودیت ممکن» سنجیده شود.
تصور کنید صاحبخانهای بتواند هر هفته ده دوست خود را برای تماشای فوتبال، صرف شام، مطالعه کتاب یا جشن خانوادگی دعوت کند، اما همان تعداد افراد برای خواندن دعا ناگهان نیازمند مجوز دولتی باشند. چنین تفاوتی فوراً این پرسش را ایجاد میکند که آیا دولت عملاً فعالیت مذهبی را متفاوت و سنگینتر از فعالیتهای مشابه غیرمذهبی تنظیم کرده است یا خیر.
پاسخ حقوقی نیازمند تفکیک دقیق است. نمیتوان گفت هر نوع مقررات یا الزام به اخذ مجوز برای هر تجمع مذهبی در خانه، در همه شرایط، خودبهخود غیرقانونی است. در حقوق اداری، دولتها میتوانند برای جلوگیری از نقض مقررات ایمنی یا ایجاد مزاحمتهای واقعی، نظام مجوزدهی بیطرفانه و عمومی داشته باشند.
اما مسئله اساسی در اینجا تبعیض می باشد.
اگر ده یا پانزده نفر بتوانند بدون هیچ مجوزی برای مهمانی، جلسه سیاسی، باشگاه کتابخوانی یا تماشای مسابقه فوتبال در یک خانه جمع شوند، اما همان اجتماع برای نیایش نیازمند مجوز ویژه باشد.
قانون اساسی اجازه نمیدهد دولت تنها با تغییر عنوان یک فعالیت از «اجتماع اجتماعی» به «عبادت مذهبی»، سطح آزادیهای شهروندان را کاهش دهد.
علاوه بر قانون اساسی، قانون فدرال موسوم «استفاده اماکن مذهبی افراد» نیز در برخی اختلافات مربوط به کاربری زمین و فعالیتهای مذهبی نقش کلیدی دارد. این قانون بهطور خاص برای جلوگیری از استفاده تبعیضآمیز دولتهای محلی از مقررات zoning علیه نهادها و فعالیتهای مذهبی تصویب شده است.
بر اساس این قانون هر مقرراتی که بهطور قابل توجهی اجرای مراسم مذهبی را محدود کند، باید با یک منافع حکومتی بسیار قوی توجیه شود و در عین حال کمترین محدودیت ممکن را بر آزادی مذهبی اعمال کند.
از منظر حقوق عمومی، دولت حق دارد نظم شهری، ایمنی و رفاه عمومی را حفظ کند. اما این اختیار نباید به ابزاری برای کنترل محتوای مذهبی تبدیل شود.
اگر مقررات شهری بهگونهای طراحی یا اجرا شود که عملاً فعالیت مذهبی را دشوارتر از فعالیتهای مشابه غیرمذهبی کند، احتمال نقض متمم اول افزایش مییابد.
خانه در نظام حقوق اساسی آمریکا صرفاً یک ملک نیست، بلکه هسته اصلی حریم خصوصی و آزادی فردی است. در این فضا، افراد نهتنها زندگی خانوادگی، بلکه باورهای دینی خود را نیز بدون نظارت دولت تمرین میکنند.
پروندههایی مانند دانیل گرند نشان میدهد که مرز میان تنظیم مقررات شهری و آزادی مذهبی همچنان یکی از حساسترین حوزههای حقوق اساسی است. دولت میتواند برای حفظ نظم عمومی مقررات وضع کند، اما نمیتواند بهطور گزینشی و تبعیضآمیز، عبادت را به فعالیتی مشروط به مجوز تبدیل کند.
در یک نظام حقوقی مبتنی بر آزادی مذهب این اصل باید همواره حفظ شود که دولت میتواند قوانین بی طرفانه برای امنیت و نظم جامعه وضع کند؛ اما نباید پشت در خانه شهروند خود بایستد و بپرسد: «برای عبادت کردن، آیا از ما اجازه گرفته اید؟»

نقدی بر مستند «دادگاه تاریخ»، لادن بازرگان
















