«کارهای بزرگ را به آدمهای کوچک نسپاریم»
در یک روایت تاریخی، روزی از سلطان سنجر سلجوقی پرسیدند: «چه شد که با آن همه قدرت و امکانات، حکومتت رو به ضعف و سقوط رفت؟» پاسخ منسوب به او چنین بود: «کارهای بزرگ را به مردم کوچک سپردم و کارهای کوچک را به مردم بزرگ. مردم کوچک از انجام کارهای بزرگ ناتوان ماندند و مردم بزرگ، کارهای کوچک را در شأن خود ندیدند؛ در نتیجه، هر دو کار تباه شد و نقصان به کشور رسید.»
این روایت، فارغ از جزئیات تاریخی آن، یک درس مهم برای هر حکومت و جامعه دارد: وقتی شایستگی و تخصص کنار گذاشته شود و رابطه، وابستگی و وفاداری جای آن را بگیرد، ساختار قدرت از درون فرسوده میشود.
جمهوری اسلامی؛ ساختاری بر پایه ایدئولوژی و رابطه
ساختار جمهوری اسلامی طی دههها بر پایه ایدئولوژی مذهبی، رابطه و شبکههای قدرت شکل گرفته است؛ ساختاری که نتیجه آن را در ناکارآمدی، فساد ساختاری، بحرانهای اقتصادی و مدیریتی و کنار گذاشته شدن بسیاری از نیروهای متخصص میتوان دید.
این ساختار ممکن است بتواند مدتی به بقای خود ادامه دهد، اما نظامی که با بحرانهای انباشته و ناکارآمدی ساختاری روبهروست، نمیتواند برای همیشه در برابر واقعیتهای جامعه مقاومت کند.
اما مهمتر از پایان یک ساختار سیاسی، این است که چه نیروهایی برای ساختن آینده ایران آماده هستند.
آینده ایران؛ چه کسانی آمادهاند؟
هر جریانی که میخواهد برای آینده ایران نقشآفرین باشد، باید از امروز خود را برای مسئولیت آماده کند.
هیچ فرد یا جریان سیاسی، هر اندازه محبوب، شناختهشده یا پرمخاطب باشد، نمیتواند بهتنهایی یک کشور را اداره کند.
ایران به شبکهای گسترده از متخصصان، مدیران، کارشناسان و مشاوران توانمند نیاز دارد.
شهرت با شایستگی سیاسی متفاوت است
تعداد فالوئر در فضای مجازی معیار شایستگی سیاسی نیست. یک نفر میتواند ورزشکار، هنرمند یا چهرهای محبوب باشد و در حوزه خود موفقیتهای بزرگی داشته باشد، اما اگر دانش سیاسی، تجربه مدیریتی و شناخت کافی از پیچیدگیهای اداره کشور را نداشته باشد، سپردن مسئولیتهای مهم به او میتواند خطرناک باشد.
خطر از جایی آغاز میشود که شهرت را با شایستگی اشتباه بگیریم.
هنرمندان، ورزشکاران و چهرههای اجتماعی میتوانند سرمایه اجتماعی مهمی باشند، اما دولت آینده را نمیتوان با چند چهره مشهور اداره کرد. کشور به اقتصاددان، حقوقدان، دیپلمات، مدیر، مهندس، متخصص فناوری، انرژی، کشاورزی، آموزش و دهها حوزه دیگر نیاز دارد.
آلترناتیو واقعی باید در عمل ساخته شود
هر جریانی که خود را بهعنوان یک آلترناتیو معرفی میکند، باید این ادعا را در عمل ثابت کند.
باید مشخص باشد که کارگروههای تخصصی آن شکل گرفتهاند، صدها مشاور و نیروی کارآمد در کنار آن حضور دارند، برای حوزههای مختلف کشور برنامه وجود دارد و افراد بر اساس تخصص، تجربه، صلاحیت و توانایی انتخاب میشوند؛ نه بر اساس شهرت، رابطه، تعداد دنبالکننده یا میزان هیاهو در فضای مجازی.
آلترناتیو واقعی با حضور دائمی در شبکههای اجتماعی و ایجاد تنش و درگیری ساخته نمیشود.
آلترناتیو با سازماندهی، برنامه، تخصص، گفتوگو، کار تیمی و تربیت نیروی انسانی ساخته میشود.
مدیریت دوران گذار از امروز آغاز میشود
اگر روزی تغییر سیاسی در ایران اتفاق بیفتد، کشور نمیتواند منتظر بماند تا تازه مدیران و متخصصان خود را پیدا کند.
باید از پیش نیروهای کارآمد شناسایی شده باشند، کارگروهها فعال باشند، برنامهها آماده باشند و برای اداره حوزههای مختلف کشور تیمهای تخصصی وجود داشته باشد.
یک مجموعه جدی برای آینده ایران، به یک فرد واحد نیاز ندارد؛ به صدها مشاور خوب، مدیر شایسته و متخصص کارآمد نیاز دارد.
سیاست، میدان استدلال است نه هیاهو
انتخاب مشاوران و افراد در احزاب و سازمانهای سیاسی نیز باید بر اساس صلاحیت، توانایی و ظرفیت پذیرش نقد باشد.
کسی که قرار است در یک جریان سیاسی مسئولیت داشته باشد، باید بتواند نقد را بشنود، استدلال سیاسی داشته باشد و با ادبیاتی محترمانه و منطقی از دیدگاه خود دفاع کند.
سیاست عرصه توهین، هیاهو و درگیری شخصی نیست؛ سیاست عرصه استدلال، ارائه راهکار و حل بحران است.
پاسخ به توهین، بازتولید توهین نیست و اختلاف سیاسی نباید به درگیری شخصی تبدیل شود. ادبیات سیاسی هر جریان، بخشی از شخصیت و بلوغ آن جریان است.
همچنین افراد و چهرههای سیاسی مهم نباید وارد بازی دائمی «دهنبهدهن شدن» با هر چهره مشهور در فضای مجازی شوند. فضای مجازی ابزار ارتباط است، نه میدان اصلی سیاستورزی.
سیاست جدی، لمپنبازی نیست؛ سیاست یعنی شناخت بحران، ارائه راهکار، ساختن اجماع و پیدا کردن راهحل برای مشکلات مردم.
شایستهسالاری؛ معیار انتخاب نیروها
اگر قرار است از روایت سلطان سنجر درس بگیریم، باید یک اصل را جدی بگیریم: کارهای بزرگ ایران را نباید به آدمهای کوچک سپرد.
هر فردی که برای مسئولیت انتخاب میشود، باید صلاحیت، تخصص، تجربه، توانایی و مسئولیتپذیری لازم را داشته باشد.
آلترناتیو آینده ایران باید نه با تعداد فالوئر، نه با شهرت و نه با میزان تنش در شبکههای اجتماعی، بلکه با کیفیت برنامهها، قدرت سازماندهی، کارگروههای فعال، صدها مشاور کارآمد و پایبندی واقعی به شایستهسالاری سنجیده شود.
اگر قرار است ایران آینده متفاوت باشد، باید از همین امروز این تفاوت را در رفتار سیاسی خود نشان دهیم:
شایستهسالاری به جای شهرتسالاری؛ استدلال به جای توهین؛ گفتوگو به جای درگیری؛ برنامه به جای هیاهو و کار سازمانیافته به جای نمایش در فضای مجازی.
یک پرسش جدی برای همه جریانهای سیاسی
اما یک پرسش جدی باقی میماند:
آیا این کارگروههای تخصصی، شبکه مشاوران و نیروهای کارآمد در آینده نزدیک واقعاً شکل خواهند گرفت؟
و اگر قرار باشد کنگرهای برای گفتوگو، هماهنگی و برنامهریزی آینده ایران برگزار شود، آیا همه جریانهای سیاسی آمادگی دارند از فضای اختلاف و جدل عبور کنند و با تکیه بر تخصص، شایستهسالاری و منافع ملی، در چنین روندی مشارکت کنند؟
پاسخ به این پرسش، میتواند نشان دهد که کدام جریانها واقعاً برای آینده ایران آمادهاند.
محمد زمانی
کنشگر سیاسی، جامعهشناس

رفتن یا نرفتن مسئله این نیست، شکوه میرزادگی

همگرایی و تاسیس کنگرهی همگانی، یوسف جاویدان















