اولیویه دالاژ - (هفته نامه ماریان)
برگردان: علی شبان
اشاره:
اولیویه دالاژ Olivier Da lage، فارغ التحصیل دانشگاه نامدار فرانسه [ Science Po] پاریس و همچنین مرکز شکلگیری روزنامه نگاران است. او فعالیت روزنامهنگاری خود را نخست در خلیج فارس مستقر در بحرین آغاز نمود و در سال ۱۹۸۳، به رادیو بینالمللی فرانسه پیوست. و در سال ۲۰۰۰، ریاست تیم تحریریه ی مرکز مطالعات IRIS [ مؤسسه روابط بینالمللی و استراتژیک واندیشکده ی فرانسوی است که در سال ۱۹۹۱ تاسیس شد و بر روی مسائل ژئوپولیتیک و استراتژیک کار می کند. ] به عهده ی او واگذاشته شد.
او همچنین در سال ۲۰۱۰، نشان ِ شوالیه ی هنر و ادبیات را از آن خود کرد. در میان دهها کتاب او میتوان از ژئوپولیتیک عربستان؛ سی سالی که خلیج فارس را لرزاند، هند از الف تا ی و دهها مقاله و پژوهش های او در زمینه ی سیاسی و اجتماعی را نام برد. او خود را چنین معرفی میکند : « من به عنوان روزنامهنگار در رادیو بینالمللی فرانسه به مدت چهار دهه در امور بینالمللی، مقالات و کتابهای زیادی را به منطقه خلیج فارس و خاورمیانه اختصاص دادم. و اکنون به کار پژوهشگری در امور خاورمیانه مشغولم». ع.ش
***
و اکنون نگاه وُ نظر اولیویه دالاژ را که در هفته نامه ماریان ۱۰ اوت ۲۰۲۶، منتشر شده است، میخوانیم *:
تنها چند روز پس از امضای توافق دفاعی ی تاریخی بین سه قدرت بزرگ آسیائی : عربستان سعودی، پاکستان، و ترکیه، تنش در یمن دوباره در حال افزایش است. در اینجا دلیل اینکه چرا این پیمان میتواند یک تغییر دهنده ی بازی، در چشم انداز ژئوپولتیک ِ [ منطفه] باشد را از نگاه اولیویه دالاژ بررسی می کنیم.
آتش بسی که در یمن، بین حوثی ها - تحت حمایت ایران- و ارتش منظم - تحت حمایت عربستان سعودی - که از سال ۲۰۲۲ بر قرار بود، ماه گذشته از هم پاشید. حملاتی که شورشیان مسئولیت آن را به عهده گرفتند، و یازده کشته بر جای گذاشت. آنها همچنین به حمله ی عربستان به شمال غربی کشورشان، یک پالایشگاه در عربستان سعودی، متحد دولت یمن را هدف قرار دادند. از پایان ماه ژوئیه، آنها همچنین کشتیهای سعودی ها را در دریای سرخ محاصره کردند. این گذرگاه از زمان بسته شدن تنگه هرمزتوسط ایران، برای حمل و نقل هیدروکربن، به گذرگاهی استرا تژیک بدل شده بود.
یک «ناتوی اسلامی ؟»
آیا ما به سوی مرحله ی جدیدی از آتش افروزی ِ منطقه ای پس از جنگ بین ایالات متحده و ایران هستیم؟ ریاض که مرتبا توسط جمهوری اسلامی هدف قرار می گیرد، قطعاً تصمیم گرفته است که اتحاد های امنیتی خود را در منطقه تقویت کند. جمعه ۷ اوت، عربستان یک پیمان دفاعی مشترک با پاکستان و ترکیه، در مکه امضاء کرد. این پیمان که توسط محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه و شهباز شریف، نخست وزیر پاکستان امضاء شد، در صورت تجاوز به هریک از این سه کشور، پاسخ مشترکی را پیشبینی می کند. این در حالی است که رژیم ایران، طی شش ماه حملات ِ هوایی واشنگتن و تل آویو، هنوز سقوط نکرده است.
برای اولیویه دالاژ Olivier Da Lage - پژوهشگر ِ وابسته به مؤسسه روابط بینالمللی و استراتژیک (IRIS ) و ویژه کار ِ شبه جزیره ِ عربستان، در این مرحله هیچ دلیلی برای ایجاد ارتباط بین از سرگیری این درگیریها در یمن و توافق امضاء شده در هفته ی گذشته وجود ندارد : « این روندی است که از قبل در جریان بوده است. ممکن است یک چالش باشد، راهی برای نشان دادن اینکه آنها نمی ترسند. اما، اکنون چندین هفته است که نشانههایی از تجدید تنش ها، از جمله تنشهای نظامی مشاهده کرده ایم»
با این وجود، این توافق جدید در پی جنگی که توسط ایالات متحده و اسرائیل در ۲۸ فوریه آغاز شد، حاصل می شود. و این در حالی است که برخی از تحلیلگران آن را به دلیل شباهت به ماده ۵ پیمان اتلانتیک ِ شمالی، « ناتوی اسلامی» می نامند. این اتحاد بیش از هر چیز یک اتحاد استراتژیک و سیاسی است؛ تا یک اتحاد نظامی. مهمتر از همه، این اتحاد تکمیلکننده ی پیمان امنیتی منعقد شده بین عربستان سعودی و پاکستان در سپتامبر گذشته است و سپس به ترکیه گسترش یافت.
هشداری به ایالات متحده؟
این کارشناس معتقد است که امضای این پیمان در درجه نخست نشان دهنده ی ناتوانی ایالات متحده «در ایفای نقش محافظت از پادشاهی های خلیج فارس، و نقشی را که آنها انتظار داشتند به آن متکی باشند» بر قرار شده است. در حالی که این سه کشور همچنان متحدان واشنگتن در منطقه هستند، از طریق این پیمان، از یک سو بی اعتمادی خود به جمهوری اسلامی ایران و دولت اسرائیل را ابراز میکنند و از سوی دیگر به کاستی های آمریکا پا می فشارند. ار آغاز جنگ، پادشاهی های خلیج فارس فهمیده اند که دیگر نمیتوانند مانند گذشته روی متحد ِ آمریکایی خود حساب کنند. زیرا واشنگتن نتوانسته است از بمباران ِ زیر ساخت های آنها توسط ایران جلوگیری کند.
بنا براین، هدف ریاض تنوع بخشیدن به مشارکت های خود، بدون پشت کردن به متحد تاریخی خود، ایالات متحده است. اولیویه دالاژ چنین ادامه میدهد : « ما به سمت سیستمهای تضمین منطقه ای حرکت می کنیم، نه برای جایگزینی آنچه که از پیش وجود داشته است. ولی درعین حال، تلاش برای آنچه از پیش وجود دارد ولی خیلی خوب کار نمی کند، باید ادامه پیدا کند. »
پس از اعلام این اتحاد، بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که میتوان در آن، ماهیت یک اتحاد سه گانه ی تکمیلکننده را دید. در حالی که عربستان سعودی، صادر کننده ی پیشروی نفت خام در جهان، منابع مالی قابل توجهی دارد؛ توانایی نظامی آن بر خلاف ترکیه و پاکستان محدود است. آیا این نشان میدهد که عربستان سعودی میتواند به ستون فقرات مالی توسعه تسلیحاتی شرکای خود تبدیل شود؟اولیویه دالاژ این فرضیه را رد میکند : « ریاض در حال حاضر فاقد ظرفیت صنعتی لازم برای مطابقت با جاه طلبی های خود است. سعودی ها صرفاً دیدگاهی ۳۶۰ درجه دارند. آنها به ایالات متحده پشت نمی کنند، اما از یک همکاری تقریباً انحصاری که دهه ها ادامه داشته است، بیرون می آیند.
کشورهایی که با سوء ظن به این توافق نگاه میکنند
طبیعتاً این نزدیکی در همه جای منطقه پسندیده نیست. در حالی که هیچ کشوری تاکنون علناً نارضایتی خود را از امضای این توافق ابراز نکرده است، برخی دلیل خوبی برای نگرانی دارند. نخست، در اسرائیل، جایی که چشم انداز پیوستن عربستان سعودی به توافق های ابراهیم ( معاهده هایی که در سال ۲۰۲۰ امضاء شد و اجازه ی عادی سازی روابط دیپلماتیک بین اسرائیل و چندین کشور عربی را می دهد.) به تدریج در حال محو شدن است.اولیویه دالاژ توضیح میدهد : « کشورهای خلیج فارس قصد دارند این پیام را به گوش همه برسانند که اسرائیل، مانند ایران، عامل عدم تعادل و بی ثباتی در منطقه است.»
هند نیز با سوء ظن به این نزدیکی نگاه می کند. دهلی نو این توافقنامه استرا تژیک منعقد شده در سپتامبر گذشته بین پاکستان و عربستان را به شدت محکوم کرده بود. او از تقویت روابط بین رقیب اصلی خود پاکستان و عربستان سعودی که سعی میکند با آنها روابط خوب، از جمله روابط استرا تژیک را حفظ کند، چندان خوشحال نیست.
اولیویه دالاژ، که او نیز روی این سوژه کار کرده است و کتاب ِ «هند، یک غول شکننده» (۲۰۲۲) را منتشر کرده، میگوید : تمام سیاست خارجی هند و بویژه از زمان به قدرت رسیدن نارندرا مودی در سال ۲۰۱۴، شامل به حاشیه راندن پاکستان بوده است. و از سوی دیگر، بیش از یکسال است که پاکستان دوباره مرکزیت ویژه ای در چشم ایالات متحده پیدا کرده و طبیعتاً این نمیتواند دهلی نو را خوشحال کند.[ اشاره به نقش میانجیگری در جنگ بین جمهوری اسلامی و آمریکا و اسرائیل است.] اما هند از بیان علنی آن خودداری کرده است. و دالاژ چنین ادامه میدهد : جنگی که شش ماه پیش آغاز شد، همچنان به تعریف و تحکیم اتحاد ها در منطقه ای که دستخوش تحولات عمیقی است، ادامه خواهد داد.
نوشته های داخل ِ [ ] از مترجم است.
*https://www.marianne.net/monde/vers-un-otan-islamique-l-arabie-saoudite-entend-sortir-d-un-partenariat-quasi-exclusif-avec-les-etats-unis

















