خبرنامه گویا - این مطلب بر اساس محتوای منتشرشده از سوی مصطفی دانشگر در حسابهای شخصی او در [یوتیوب] و شبکه اجتماعی [اکس] تنظیم شده است. ویدیوی کامل این تحلیل نیز در پایان مطلب قابل مشاهده است
پشت پرده تمرکز جمهوری اسلامی بر تنگه هرمز
عقبنشینیهای پیاپی حوثیها و سقوط بلندیهای علی الطاهر در سایه انفعال جمهوری اسلامی و تمرکز صرف تهران بر تنگه هرمز در عین اشراف به فرسایش این اهرم را باید در کنار انتصابات اخیر فهمید. بعد از انهدام تدریجی محور مقاومت، بازدارندگی از منظر بخش غالب نظام از مسیر ساخت سلاح هستهای میگذرد! تنگه هرمز ابزار نظام برای خرید زمان لازم برای رسیدن به تست گرم و محسن رضایی مدیر این پروژه داخلی و ایجاد هماهنگی در این مسیر است. او پیشتر هم از ضرورت تجدیدنظر در دکترین هستهای جمهوری اسلامی سخن گفته بود. حسین طائب هم بازوی سرکوب پرهزینه اعتراضات تا رسیدن به آن نقطه است!
در طرف جمهوری اسلامی شاهد این بودیم که محسن رضایی صحبت از ایجاد یک منطقه جدید کرده که در آن، از مرز محاصره دریایی ایالات متحده تا تنگه هرمز، منطقه ممنوعهای خواهد بود و در صورت عبور کشتیها و تردد کشتیهای متخلف، این کشتیها مشمول جریمه و در «لیست سیاه» جمهوری اسلامی خواهند بود. او این بار ظاهراً صحبتی از حمله نظامی نکرده است.
اما وضعیت جمهوری اسلامی به نظر من دارد از چند جهت به سمت نوعی بیثباتی میرود. یکی درون بلوک قدرت است. بعد از اظهارات حسن روحانی گویا احساس خطر جدی به وجود آمده و با غیبت علی خامنهای و با زیست در سایه مجتبی خامنهای، گویا بخشهای بیشتری از نظام نگران این هستند که ایالات متحده یا بازیگران خارجی دیگر به سمت حسن روحانی گرایش پیدا کنند. در میدانها نیز فحاشیهای بیسابقهای علیه حسن روحانی شکل گرفت که به نظر من بخشی از آن ناشی از همین نگرانی است.
نکته دیگر تهدید اعتراضات داخلی است. ده تشکل کارگری و مدنی نسبت به «طوفان سهمگین اعتراضاتی که در راه است» هشدار دادهاند. یک افسر اطلاعاتی اسرائیل نیز با اتکا به دادهها و تحلیلهای میدانی ادعا کرده که با تشدید بحران معیشتی و افزایش قیمت بنزین، موج تازهای از اعتراضات شکل خواهد گرفت. این اعتراضات ممکن است جمهوری اسلامی را در کنار فشار اقتصادی از خارج و اهرم فشار نظامی اسرائیل، با تهدید موجودیتی مواجه کند.
اما آنچه وضعیت جمهوری اسلامی را دشوارتر میکند، موقعیت نیابتیها، بهخصوص حوثیهای یمن و حزبالله لبنان است. اتفاقاتی که در یمن افتاده به نظر من نشان میدهد چرا جمهوری اسلامی تمرکزش را به بحث تنگه هرمز منتقل کرده و همه سرمایه را آنجا گذاشته است؛ چون اقتدار خودش را ازدسترفته میبیند و ناگزیر است به سمتی برود که بتواند با سرمایهگذاری روی آن نتایج ملموستری بگیرد و به موازات آن، با اتلاف وقت در آنجا، پروژه دستیابی به بمب هستهای را به زعم خودش تسریع کند.
در یمن، نیروهای دولتی بعد از اینکه طی سه روز در حالت مهار حمله و دفاع بودند، از حالت تدافعی خارج شدند و شروع به تعقیب نیروهای حوثی در جنوب شرقی استان الحدیده کردند. دهها نفر از نیروهای انصارالله و حوثیها را اسیر کردند و نیروهای دولتی به پیشروی خود ادامه دادند. پیشتر نیز آزادسازی کامل شهرستان حَیس در استان الحدیده، شامل مرکز شهر و مناطق روستایی اطراف آن، اعلام شده بود.
عقبنشینیهای پیاپی حوثیها و سقوط بلندیهای علی الطاهر در سایه انفعال جمهوری اسلامی و تمرکز صرف تهران بر تنگه هرمز در عین اشراف به فرسایش این اهرم را باید در کنار انتصابات اخیر فهمید. بعد از انهدام تدریجی محور مقاومت، بازدارندگی از منظر بخش غالب نظام از مسیر ساخت سلاح هستهای می...
-- Mostafa Daneshgar (@MDaneshgar1981) September 7, 2026
در لبنان نیز ابتدا اخبار ضدونقیضی منتشر شد، اما در نهایت تأیید شد که بلندیهای علیالطاهر سقوط کرده است. اسرائیل نبطیه، یکی از مناطق استراتژیک برای حزبالله، را زیر آتش سنگین گرفت و ارتش اسرائیل نیز اعلام کرد که تونلهای منطقه علیالطاهر را منفجر کرده است. این وضعیت یکی دیگر از متحدان جمهوری اسلامی را که میتوانست در صورت دور تازه درگیریها به یاری جمهوری اسلامی بیاید، با مشکل مواجه کرده است. در مورد حشدالشعبی نیز فشارهای اقتصادی، نظامی، امنیتی و سیاسی در عراق بالا گرفته و حتی برخی متحدان سابق این نیروها در حال مرزبندی هستند.
مجموع این شرایط جمهوری اسلامی را به این جمعبندی رسانده است که باید تمرکزش را بر تنگه هرمز بگذارد؛ روی این نیروها دیگر با توجه به عزم آمریکا و اسرائیل حساب ویژهای نمیشود باز کرد. دوم اینکه برای خرید زمان برای تحرکات مربوط به ساخت سلاح هستهای در کوه کلنگ یا جاهای دیگر، لازم است روی این منطقه جغرافیایی تمرکز شود تا شاید بتوانند «تست گرم» را انجام دهند و بعد به نوعی بازدارندگی ایجاد کنند. من بعید میدانم با توجه به حفرههای امنیتی و باگهای اطلاعاتی موجود در ساختار، به لحاظ میدانی امکان انجام این کار را داشته باشند. آمریکاییها تحرکات را زیر نظر دارند و اسرائیلیها هم این را خط قرمز ورود مطرح کردهاند.
درباره نویسنده: مصطفی دانشگر، متولد دیماه ۱۳۶۰ در قم، پژوهشگر دین، تحلیلگر سیاسی و عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی لولئو در سوئد در حوزه برق و کامپیوتر است. او از نوجوانی تحصیلات حوزوی را در کنار تحصیلات دانشگاهی دنبال کرد و سپس برای ادامه تحصیل در رشته مهندسی برق به آمریکا رفت و دوره دکتری خود را در دانشگاه ایالتی وین گذراند. دانشگر در فعالیت دانشگاهی خود بر کاربرد هوش مصنوعی در رباتیک پزشکی تمرکز دارد و همزمان، با تکیه بر پیشینه مطالعات حوزوی و دینی، در سالهای اخیر بهعنوان پژوهشگر مستقل دین و تحلیلگر مسائل سیاسی ایران نیز فعالیت کرده و سخنرانیها و برنامههای متعددی در زمینه نقد دینی و تحولات سیاسی ایران منتشر کرده است.















