در این مقاله، اصل بر نهادسازی و تنوع گرایشهای مختلف معطوف به تشکیل حلقه قدرتی خواهد بود که از روند آزادی و دموکراسی در فردای سرنگونی نظام اسلامی صیانت خواهد کرد.
استقرار دموکراسی را نباید به وعده صندوق رأی فروکاست، بلکه باید بر ضرورت نهادسازی و ایجاد سازوکارهای قدرتِ پاسخگو و نقدپذیر تأکید کرد. ایجاد صندوق رأی پس از سرنگونی جمهوری اسلامی، تنها وجهی از آغاز روند آزادی و دموکراسی خواهد بود، اما نه همه آن. در جامعهای که تجربه نهادسازی دموکراتیک وجود ندارد و فرقهگرایی (یا قطبیشدگی) حاکم است، خطر بازتولید دیکتاتوری و استبداد، هشداری جدی است.
چنانچه اراده بر این باشد که از طریق فرآیند انتخابات آزاد، به یک نظام سنتیِ مبتنی بر دو هزار و پانصد سال اقتدارگرایی و عدم پاسخگویی و در جایگاه نقدناپذیر مجدداً مقبولیت اعطا شود، شایسته است راهکاری اندیشیده شود تا این توان انتخاباتی معطوف به استقرار نهادی مسئولیتپذیر گردد. نهادی که، حافظ و تداوم آرای آزاد جامعه باشد.
ممکن است این پرسش مطرح شود که رأی به نظام جمهوری نیز میتواند به استبداد یا دیکتاتوری منجر شود؛ این گزاره درست است اما راهحل دارد. چاره کار این است که از پیش، برای ساختن «حلقه قدرتی» مبادرت شود که «تکثرگرایی» اصل اساسی آن باشد. نظام جمهوری بر مبنای چنین حلقه قدرتی که از قبل تدارک دیده شده باشد، نمیتواند به دیکتاتوری یا نظام استبدادی منجر شود. اگر در رویداد ۵۷ «حلقه قدرتی» تشکیل شد که از کمترین تنوع و تکثر برخوردار نبود و همین، منجر به تأسیس یک نظام استبداد دینی شد، عکس آن نیز صادق است، اینبار میتوان با آگاهی حلقه قدرتی را سازمان و تشکیل داد که معطوف به تکثر و تنوع باشد.
از این تجربه میتوان نتیجه گرفت «حلقه قدرت» اولیهای که قرار است انقلاب و تحول جامعه را بهسوی آزادی و دموکراسی نمایندگی کند، باید از تنوع و تکثر درونی برخوردار باشد. تحقق چنین امری در تضاد آشکار با ماهیت نظام سلطنتی است که در آن، شخص شاه در رأس قدرت نقدناپذیر باقی میماند. در حالی که در ساختار یک نظام جمهوریِ مبتنی بر حلقه قدرتِ متکثر، تمام ارکان حکومت از صدر تا ذیل، نقدپذیر و پاسخگو خواهند بود. اینکه انتخاب و تشکیل نوع نظام آینده را به مردم موکول کنیم، خیلی دموکراتیک بهنظر میآید، اما چه تضمین است که «جمهور وایمار» تکرار نشود؟
از اینرو، بهنظرم درست آن است که کارگزاران سیاسی و رهبران انقلاب، از موضع «بیطرف»ی در تعیین نوع نظام خارج شده و آگاهیبخشی پیرامون انتخابِ نظامی را پیش ببرند که از صدر تا ذیل آن انتخابی و نقدپذیر باشد.
پیشبرد چنین آگاهیای، خود نمونهای درخشان از انتخابات آزاد و تثبیت آزادی است، زیرا انتخابات آزاد بدون چنین آگاهی عمیق، بیمعنا خواهد بود و معلوم نیست از بطن آن چه بیرون آید.
نیکروز اعظمی

وقتی جای قربانی وسرکوبگر عوض میشود، حامد آئینه وند

کلامی نیست، ویدا فرهودی















