Tuesday, Sep 8, 2026

صفحه نخست » نقش ام‌آی۶ در نجات جمهوری اسلامی

mi6.jpgاختلال نعوظ جاسوس روس چگونه به خنثی شدن کودتای احتمالی حزب توده انجامید؟

یورونیوز - بن مکینتایر، روزنامه‌نگار و نویسنده بریتانیایی، در کتاب جدید خود جزئیات تازه‌ای از همکاری یک جاسوس دوجانبه روس با ام‌آی۶ و کمک دستگاه‌های اطلاعاتی غرب به جمهوری اسلامی برای خنثی کردن کودتای احتمالی حزب توده با حمایت شوروی ارائه کرده است.

به گزارش تایمز، ایان مک‌کردی، افسر جوان ام‌آی۶ که مخفیانه در ایران فعالیت می‌کرد، در سال ۱۹۸۱ یک جاسوس دوجانبه ارزشمند را به خدمت گرفت و نام رمز «ردوود» را برای او انتخاب کرد. این جاسوس، ولادیمیر کوزیچکین، افسر ارشد کاگ‌ب بود که از حکومت شوروی سرخورده شده و از اختلال نعوظ رنج می‌برد.

بنابر این گزارش، کوزیچکین که تصور می‌کرد غرب می‌تواند دارویی برای درمان او فراهم کند، در تلاش برای نجات زندگی مشترکش به ام‌آی۶ روی آورد و پیشنهاد جاسوسی برای بریتانیا را مطرح کرد.

«ردوود» طی یک سال حجم زیادی از اطلاعات محرمانه را در اختیار مک‌کردی قرار داد. مهم‌ترین افشاگری او به طرح احتمالی شوروی برای سرنگونی جمهوری اسلامی و جایگزین کردن آن با حزب توده ایران مربوط می‌شد.

کوزیچکین تشکیلات حزب توده را «اسب تروآ»ی شوروی در ایران توصیف کرد؛ تشکیلاتی که به گفته او، دارای شبکه‌ای نظامی و زیرزمینی، انبارهای سلاح، منابع مالی و ساختار حزبی منسجم بود و از حمایت گسترده کاگ‌ب و کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی برخوردار بود.

مک‌کردی به ام‌آی۶ هشدار داد که دومین انقلاب ایران در حال شکل‌گیری است؛ این بار در قالب کودتایی کمونیستی با حمایت شوروی. چنین تحولی می‌توانست کنترل میدان‌های نفتی ایران و تنگه هرمز را در اختیار مسکو قرار دهد؛ همان کابوسی که سازمان‌های اطلاعاتی غربی در دوران جنگ سرد از آن بیم داشتند.

در تابستان ۱۹۸۲، کریس کرون، مدیر وقت ضدجاسوسی و امنیت ام‌آی۶، برای گفت‌وگو با بیل کیسی، رئیس سیا، راهی واشنگتن شد. هم‌زمان، سیا هشدار داده بود شوروی در حال تدوین طرح‌هایی برای لشکرکشی نظامی به منطقه خلیج فارس است و تصرف سراسر ایران می‌تواند بین ۹ تا ۱۴ هفته طول بکشد.

کرون طرحی محرمانه و پرخطر پیشنهاد کرد: ام‌آی۶ و سیا اطلاعات خود درباره رهبران حزب توده، خبرچین‌های آن در حکومت، اعضای شبکه نظامی زیرزمینی و افسران کاگ‌ب در ایران را در اختیار جمهوری اسلامی قرار دهند. قرار بود کوزیچکین شخصا شواهد را به مقامات اطلاعاتی ایران ارائه کند.

مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

غرب امیدوار بود با این اقدام، هم بلندپروازی‌های شوروی در ایران را ناکام بگذارد و هم کانالی برای بهبود روابط با جمهوری اسلامی ایجاد کند. طرح با موافقت فرانسیس پیم، وزیر خارجه بریتانیا، در «عالی‌ترین سطوح دولت» تایید و برای تصویب نهایی به مارگارت تاچر ارائه شد. آمریکایی‌ها نیز محرک اصلی اجرای آن بودند.

محل دیدار، اسلام‌آباد تعیین شد. صبح ۲۲ سپتامبر، کوزیچکین همراه چند افسر ام‌آی۶ و یک محافظ مسلح نیروهای ویژه بریتانیا با پرواز بریتیش ایرویز عازم پاکستان شد. دو صندوق حاوی تمام پرونده‌های «ردوود» نیز در بخش بار هواپیما قرار داشت.

هیات ایرانی در اتاق کنفرانسی در مقر سازمان اطلاعات نظامی پاکستان منتظر بود. اعضای هیات که افسران ارشد سپاه پاسداران بودند، با کوزیچکین و تیم ام‌آی۶ دست دادند. سربازان پاکستانی صندوق‌ها را باز کردند و پرونده‌های «ردوود» را روی میز چیدند.

یکی از افسران ام‌آی۶ نوشت: «ایرانی‌ها گروهی نامنعطف، کم‌حرف و عبوس بودند که همه‌چیز را با دقت یادداشت می‌کردند.» آنان نه شگفتی نشان می‌دادند و نه قدردانی؛ اما هنگامی که کوزیچکین به نقش کاگ‌ب در تأمین مالی، تسلیح و هدایت حزب توده پرداخت، زبان بدنشان تغییر کرد و هوشیارتر شدند.

کوزیچکین درباره رهبران حزب توده، شبکه نظامی زیرزمینی، پیک‌ها، شیوه برگزاری جلسات مخفی، مسیر انتقال پول و نظارت مستقیم حزب کمونیست شوروی توضیح داد. ایرانی‌ها پرسیدند آیا کودتا قریب‌الوقوع است، انبارهای سلاح کجاست، حزب توده چه تعداد نیروی مسلح دارد و حمله احتمالی شوروی چگونه انجام خواهد شد.

گفت‌وگوها دو روز ادامه یافت. اواسط صبح روز سوم، اعضای هیات ایرانی ناگهان از جا برخاستند، سرد و رسمی دست دادند و محل را ترک کردند.

اطلاعات «ردوود» بحثی جدی در دستگاه اطلاعاتی و رهبری جمهوری اسلامی برانگیخت. سپاه خواستار حمله فوری به حزب توده، بازداشت رهبران آن به اتهام «خیانت و جاسوسی» و متلاشی کردن شبکه زیرزمینی کمونیست‌ها بود. علی خامنه‌ای، رئیس‌جمهوری وقت، نیز با این دیدگاه موافق بود.

گروهی دیگر ترجیح می‌دادند حزب توده مدتی زیر نظر گرفته شود و در زمان مناسب به آن ضربه بزنند. با این حال، اطلاعات ارائه‌شده در اسلام‌آباد چنان گسترده بود که نمی‌شد آن را نادیده گرفت. اختلاف تنها بر سر زمان، شیوه و دامنه سرکوب بود.

اول اکتبر جلسه‌ای در خانه روح‌الله خمینی برگزار شد. او پس از شنیدن گزارش‌ها گفت: «باید این موضوع را جدی بگیرید.»

نیروهای سپاه روز ۶ فوریه ۱۹۸۳، با استفاده از فهرست کوزیچکین، عملیات علیه رهبران، اعضا و رابط‌های حزب توده را آغاز کردند. تنها طی چند ساعت، ۲۰۰ نفر از سازمان‌دهندگان حزب، از جمله ۳۰ عضو کمیته مرکزی، بازداشت و به زندان توحید منتقل شدند. علی شمخانی، جانشین وقت فرمانده کل سپاه، بر بازجویی‌ها نظارت داشت.

بنابر گزارش تایمز، شکنجه از روز بعد آغاز شد. پس از گرفتن اعتراف، نیروهای سپاه به دفتر مرکزی حزب، شرکت‌های پوششی، محل‌های ملاقات و خانه‌های امن یورش بردند. اطلاعات «ردوود» محل حضور بسیاری از اعضای اصلی شبکه را مشخص کرده بود.

علی خامنه‌ای روز ۲۷ آوریل با لحنی پیروزمندانه از «دستگیری اعضای سازمان مخفی حزب توده و شمار زیادی از افراد کلیدی آن» خبر داد. روح‌الله خمینی نیز دستور داد متهمان در تلویزیون اعتراف کنند.

حزب توده در ۵ مه ۱۹۸۳ منحل شد و به اعضای آن دستور داده شد خود را تسلیم کنند. صدها نفر خود را معرفی کردند و گروه‌های خودسر نیز افرادی را که مظنون به کمونیست بودن بودند، از خانه‌هایشان بیرون کشیدند.

به گزارش تایمز، شمار دقیق کشته‌شدگان حزب توده احتمالا هرگز مشخص نخواهد شد. دست‌کم شش هزار و شاید تا ۱۰ هزار عضو حزب بازداشت و زندانی شدند. موج نخست اعدام‌ها بعدها با اعدام‌های گسترده‌تر سال ۱۳۶۷ دنبال شد که طی آن، بنا بر برآوردهای مختلف، بین چهار هزار تا ۱۲ هزار نفر جان باختند.

خمینی با صدور بیانیه‌ای از سپاه و نیروهای امنیتی تقدیر کرد. هجده دیپلمات شوروی که بیشترشان با کوزیچکین در کاگ‌ب همکاری داشتند، به اتهام دخالت در امور داخلی ایران «عنصر نامطلوب» اعلام و اخراج شدند.

در ظاهر، عملیات دقیقا همان نتیجه‌ای را به بار آورده بود که بیل کیسی و کریس کرون انتظار داشتند: نابودی حزب توده، ناکام گذاشتن کاگ‌ب و جلوگیری از کودتایی که می‌توانست مسیر جنگ سرد را تغییر دهد.

اما با آشکار شدن ابعاد سرکوب، احساس ناخوشایندی در میان طراحان عملیات پدید آمد. ام‌آی۶ و سیا انتظار داشتند شماری از مهره‌های اصلی بازداشت و حزب توده تحت فشار قرار گیرد؛ محاکمه‌های نمایشی، اعتراف‌های تلویزیونی، بازداشت‌های گسترده و اعدام‌ها بخشی از محاسبات آنان نبود.

اندرو برایت، افسر ام‌آی۶ که کوزیچکین را در سفر به اسلام‌آباد همراهی کرده بود، بعدها نوشت: «آرزو می‌کردم کاش این کار را نکرده بودیم. سرنوشت کسانی که به ایرانی‌ها لو دادیم، تنها رویداد دوران کاری من است که با نگاه به گذشته همچنان عذابم می‌دهد.»

ام‌آی۶ و سیا همچنین انتظار داشتند با ارائه این اطلاعات، کانالی دوستانه و غیررسمی با تهران ایجاد کنند؛ اما این بخش از طرح کاملا شکست خورد. تحلیلگران غربی به‌تدریج دریافتند که از میان برداشتن آخرین سنگر سازمان‌یافته مخالفان در ایران، در عمل به تقویت جمهوری اسلامی منجر شده است.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy