Tuesday, Sep 8, 2026

صفحه نخست » داستان غم‌انگیز هنرمندان سرشناس تبعیدی

ghorbat.jpgکمک مالی برای خالق ترانه‌های ماندگار

خلاصه مقاله مریم دهکردی برای ایران وایر

نیمه شهریور ۱۴۰۵ اهالی اینستاگرام و دیگر پلتفورم‌های شبکه‌های اجتماعی از دیدن یک آگهی کمک مالی یکه خوردند. «شهیار قنبری» ترانه‌سرا و آهنگساز نام‌آشنای ایرانی، برای تامین هزینه‌های درمان و نگهداری تنها فرزندش «لورکا قنبری» که با نام هنری King Highness شناخته می‌شود، درخواست کمک مالی کرده است.

در توضیحات این صفحه که روز سوم سپتامبر ۲۰۲۶ مصادف با ۱۲ شهریور ۱۴۰۵ ساخته شده، آمده است که لورکا اکنون در بیمارستان بستری و وضعیت‌اش «بسیار وخیم و تهدیدکننده زندگی» است. نوع بیماری، علت بستری‌شدن یا تشخیص پزشکی او اعلام نشده اما در بخش دیگری از توضیح آمده که هم‌زمان، خانواده قنبری با بحران شدید مالی و خطر ازدست‌دادن خانه‌شان روبه‌رو شده‌اند.

هدف اولیه کارزار ۲۴ هزار دلار آمریکا تعیین شده بود. در زمان تهیه این گزارش شهیار قنبری ویدیویی در اینستاگرام منتشر کرد و از ایرانیانی که از سراسر جهان به این کارزار پیوستند، تشکر کرد. بیش از ۲۵ هزار دلار جمع شد و سقف آن را نیز به ۳۵ هزار دلار افزایش داده بودند. افراد زیادی از مبالغی هرچند اندک به این کارزار کمک کردند اما هم‌زمان این پرسش را مطرح می‌کنند چرا یکی از درخشان‌ترین و نام‌آورترین اسطوره‌های شعر و ترانه که هم‌زمان خواننده قابل و آهنگسازی چیره‌دستی است در ۷۶ سالگی در تامین هزینه‌های زندگی خود ناتوان است؟

در سال‌های پایانی زندگی «سوسن»، یکی از شناخته‌شده‌ترین خوانندگان موسیقی ایران، تصویر زنی که زمانی روی صحنه برای جمعیت‌های بزرگ آواز می‌خواند، با تصویری که از زندگی روزمره‌اش در لس‌آنجلس منتشر شد فاصله زیادی داشت. روایت‌هایی که از آن سال‌ها باقی مانده، از بیماری، تنهایی و مشکلات جدی مالی او حکایت می‌کنند؛ تا جایی که گفته شده برای تامین برخی هزینه‌های درمانی خود نیز با مشکل مواجه بود. زنی که نامش برای چند نسل از ایرانیان با موسیقی و خاطره گره خورده بود، در سال‌های آخر زندگی از همان شهرتی که ساخته بود، امنیت اقتصادی چندانی به دست نیاورد.

در میان هنرمندانی که پس از انقلاب ۵۷ ایران را ترک کردند و بخش مهمی از زندگی حرفه‌ای خود را در مهاجرت گذراندند، نمونه‌های دیگری همچون سوسن وجود دارد که نشان می‌دهد فاصله میان «سرمایه فرهنگی» و «امنیت اقتصادی» می‌تواند در سال‌های پایانی زندگی بسیار زیاد شود.

مطالب بیشتر در سایت ایران وایر

«مرتضی برجسته»، آهنگساز، خواننده و بنیان‌گذار «خانه فرهنگ» لس‌آنجلس درباره این پدیده تکرارشونده در میان هنرمندان در تبعید به «ایران‌وایر» می‌گوید: «ما چنان‌که باید و شاید مساله حق مولف و کپی‌رایت نداریم که وقتی کاری تولید می‌کنیم با هر بار انتشار یا استفاده سهمی دریافت کنیم. یک‌سری از کارها را وقتی تولید کردیم، سال‌ها قبل همه حقوق و امتیازش را در ازای مبالغ مشخصی به کمپانی‌های تولید و پخش واگذار کردیم. آن‌هایی که قبل از انقلاب ساخته شدند هم که در ایران بودند و اساسا الان برای آن‌ها نمی‌توانیم ادعایی بکنیم. برای همین بعد از مدتی که پا به سالمندی می‌گذاریم مخصوصا اگر حساب و کتاب درستی برای خرج و مخارج و هزینه‌های زندگی نداشته باشیم چنین مشکلاتی اجتناب ناپذیر است.»

«شهرنوش پارسی‌پور»، نویسنده‌ای که آثارش به زبان‌های مختلف ترجمه شده و یکی از نام‌های مهم ادبیات معاصر ایران محسوب می‌شود، در سال ۱۳۹۷ در ۷۳ سالگی در ویدیویی عمومی درباره وضعیت مالی خود صحبت کرد و از مردم خواست برای خرید یک خانه کوچک به او کمک کنند. انتشار این ویدیو واکنش گسترده‌ای به دنبال داشت و کمپینی برای جمع‌آوری کمک مالی شکل گرفت که بنا بر گزارش‌های منتشرشده، بیش از ۳۰ هزار دلار برای او جمع کرد.

پارسی‌پور در همان ویدیو به تناقضی اشاره می‌کرد که شاید بتوان آن را در مرکز مساله اقتصادی بسیاری از هنرمندان مهاجر قرار داد؛ آثارش به ده‌ها زبان ترجمه شده بود و سال‌ها به عنوان نویسنده‌ای شناخته‌شده فعالیت کرده بود، اما این اعتبار ادبی در زندگی روزمره او به اندازه‌ای درآمد ایجاد نکرده بود که بتواند در سال‌های سالمندی خانه‌ای برای خود فراهم کند.

بسیاری از هنرمندان ایرانی که زندگی حرفه‌ای خود را در ایران آغاز کردند و پس از انقلاب مجبور به ادامه فعالیت در خارج از کشور شدند، نتوانستند از سرمایه‌ای که طی چند دهه در قالب شهرت، اثر هنری و ارتباط با مخاطب ساختند دارایی مالی پایداری بسازند.

نسلی که قرار نبود در تبعید پیر شود

برای یک هنرمند، مهاجرت می‌تواند به معنای از دست دادن بخش بزرگی از شبکه‌ای باشد که فعالیت حرفه‌ای او به آن وابسته است. یک خواننده در ایران ممکن است با تهیه‌کنندگان، استودیوها، آهنگسازان، نوازندگان، رسانه‌ها، سالن‌های اجرا و میلیون‌ها مخاطب در ارتباط باشد. نویسنده نیز ممکن است سال‌ها با ناشر، روزنامه، مجله، مترجم و شبکه توزیع کتاب کار کرده باشد. خروج از کشور این شبکه را از بین نمی‌برد، اما دسترسی به آن را دشوار یا برای همیشه محدود می‌کند.

این مساله برای هنرمندان ایرانی که پس از انقلاب ۵۷ مجبور به ترک کشور شدند ابعاد دیگری هم داشت. بسیاری از آن‌ها تصور نمی‌کردند مهاجرتشان دایمی شود. در سال‌های نخست پس از انقلاب، امید به تغییر شرایط سیاسی و بازگشت به ایران برای بسیاری از مهاجران جدی بود و طبیعی بود که برنامه اقتصادی زندگی بر اساس چند دهه اقامت در کشور دیگری تنظیم نشود.

اما سال‌ها گذشت و بازگشت برای بخش بزرگی از آنها امکان‌پذیر نشد. هنرمندانی که قرار بود چند سال بیرون از ایران زندگی کنند، در نهایت چند دهه در تبعید ماندند و ناچار شدند دوران میانسالی و سالمندی خود را در کشوری بگذرانند که بازار فرهنگی آن با بازار ایران تفاوت‌های بنیادین داشت.

«مرتضی برجسته» در گفت‌‌وگو با ایران‌وایر تاکید می‌کند که به‌عنوان یکی از هنرمندان مهاجر نسل اول پس از انقلاب ۵۷ بارها تلاش کرده یک سندیکا برای چنین مواقعی راه‌اندازی کند: «بارها عزیزان را دور هم جمع کردم. برای اینکه صندوقی سندیکایی برای حمایت همکاران داشته باشیم اما بعد از مدتی به‌خاطر عدم هماهنگی که وجود داشت همه چیز رها شد. با این‌همه ما در بنیاد فرهنگ بارها به آقای قنبری هم کمک مالی کرده‌ایم.»

شهرتی که به حقوق بازنشستگی تبدیل نمی‌شود

شهیار قنبری نزدیک به شش دهه کار حرفه‌ای و مستمر در کارنامه دارد. با این‌همه او نیز درگیر یکی از مشکلاتی است که در بررسی وضعیت هنرمندان مهاجر کمتر به آن توجه می‌شود؛ تفاوت میان سابقه هنری و سابقه اقتصادی.

ممکن است یک هنرمند پنجاه سال سابقه فعالیت داشته باشد، اما بخش بزرگی از این سال‌ها در کشوری گذشته که نظام بازنشستگی و بیمه کشور محل اقامت فعلی او را پوشش نمی‌دهد.

در آمریکا، سابقه کاری و درآمد مشمول مالیات در محاسبه مزایای تامین اجتماعی نقش دارد. فرد خوداشتغال نیز می‌تواند با گزارش درآمد و پرداخت مالیات مربوطه برای خود سابقه ایجاد کند، اما سال‌هایی که یک هنرمند در ایران فعالیت کرده و درآمد داشته، الزاما به همان شکل در نظام تامین اجتماعی آمریکا به سابقه بازنشستگی تبدیل نمی‌شود. در نتیجه هنرمندی نام‌آور همچون شهیار قنبری پس از چند دهه فعالیت، در کشور محل اقامت خود سابقه اقتصادی بسیار کوتاه‌تری از سابقه هنری‌اش دارد.

آثار ماندگار، درآمدهای نامعلوم

موضوع مالکیت و درآمد حاصل از آثار قدیمی نیز بخش دیگری رنج‌نامه هنرمندان در تبعید است. یک ترانه ممکن است دهه‌ها پس از تولید همچنان شنیده شود، اما استمرار محبوبیت اثر الزاما به معنای استمرار درآمد برای خالق آن نیست. در صنعت موسیقی حرفه‌ای، یک اثر می‌تواند چند صاحب حق داشته باشد و درآمد حاصل از استفاده از آن میان ترانه‌سرا، آهنگساز، خواننده، مالک ضبط و دیگر صاحبان حقوق تقسیم شود.

بسیاری از آثار شهیار قنبری بارها کپی و بازنشر شده‌اند، برخی به شرکت‌ها و تهیه‌کنندگان مختلف واگذار شده‌اند و در بعضی موارد وضعیت مالکیت آنها برای خود هنرمند یا مخاطب روشن نیست. ورود این آثار به فضای دیجیتال نیز لزوماً همه مشکلات قدیمی را حل نکرده است. شهیار قنبری یکی از مهم‌ترین ترانه‌سرایان موسیقی پاپ ایران است و تعداد زیادی از ترانه‌های ماندگار موسیقی فارسی با نام او گره خورده است. او سال‌ها درباره اقتصاد موسیقی و عادت مخاطب به دریافت رایگان آثار هشدار داده و از کاهش ارزش اقتصادی اثر هنری در فضای جدید سخن گفته است. هنرمندی با چنین کارنامه‌ای امروز چه سهمی از درآمد اقتصادی میراثی که خلق کرده در اختیار دارد؟

به گفته مرتضی برجسته پاسخ به این سوال «هیچ» است. او می‌گوید بسیاری از هنرمندان ایرانی حتی برای کارهایی که بعدها در خارج از ایران تولید شد مساله مالکیت مولف را در نظر نگرفتند: «همانطور که گفتم حتی خود من هم تا یک زمانی اسنادی امضا کردم و در ازای مبلغ مشخصی کلیه حقوق کار را به کمپانی سازنده نوار یا ویدیو واگذار کردم. حتما آقای قنبری و دوستان دیگر هم چنین کرده‌اند. اما در مورد کارهای تازه خیلی از ما سعی کردیم شعر، آهنگ یا اثری که تولید می‌کنیم را ثبت کنیم تا اگر بعدها مشکلی پیش آمد امکان پیگیری قضایی برای گرفتن حق مولف وجود داشته باشد.»

طوفان؛ وقتی بیماری، آسیب‌پذیری را آشکار می‌کند

داستان «طوفان»، خواننده و آهنگساز ایرانی مقیم لس‌آنجلس، نمونه دیگری از مساله‌ای است که در سال‌های پایانی زندگی بسیاری از هنرمندان آشکارتر می‌شود: تا زمانی که هنرمند می‌تواند کار کند، بخشی از مشکلات اقتصادی پنهان می‌ماند؛ بیماری یا سالمندی اما می‌تواند تمام ضعف‌های اقتصادی انباشته‌شده طی سال‌ها را آشکار کند.

طوفان در سال‌های پایانی زندگی به سرطان ریه مبتلا شد و در سال ۲۰۱۲ در لس‌آنجلس درگذشت. در دوره بیماری او، هنرمندان و دوستانش برای کمک به هزینه‌های درمان تلاش کردند و جامعه هنری ایرانی خارج از کشور در حمایت از او نقش داشت.

«ژاکلین»، ترانه‌سرا و دختر «ویگن» نیز پس از ابتلا به سرطان از دوستدارانش تقاضای کمک کرد. او گفته بود که برای درمان به ۷۵ هزار دلار نیاز دارد. بسیاری از هنرمندان درباره وضعیت و جمع‌آوری کمک مالی به او اطلاع‌رسانی می‌کردند. ژاکلین شهریور ۱۴۰۴ درگذشت.

در جامعه‌ای که هنرمندان آن از یک نظام صنفی و حمایتی منسجم برخوردار نیستند، شبکه دوستان و همکاران در بسیاری از مواقع جای بخشی از نظام تامین اجتماعی را می‌گیرد. کمک جمعی در زمان بیماری می‌تواند زندگی یک هنرمند را برای مدتی نجات دهد، اما راه‌حلی برای مساله‌ای که طی چند دهه شکل گرفته نیست.

چرا سازوکارهایی برای حفظ امنیت اقتصادی خالقان آثار وجود ندارد؟

چه کسی باید آرشیو هنرمندان مهاجر را مدیریت کند؟ چه کسی باید حقوق آثار قدیمی را شفاف کند؟ چه کسی باید به هنرمند جوانی که امروز از ایران خارج می‌شود یاد بدهد که مالکیت اثر، ثبت حقوق، بیمه، پس‌انداز و برنامه‌ریزی برای سالمندی بخشی از حرفه هنری است و نباید به سال‌های پایانی عمر موکول شود؟

هنرمندانی که برای ما خاطره ساختند

شاید تلخ‌ترین بخش داستان چهره‌های سرشناسی همچون شهیار قنبری، سوسن و شهرنوش پارسی‌پور مواجه شدن آن‌ها با مشکل مالی نیست، آنچه این روایت‌ها را تکان‌دهنده می‌کند، فاصله میان ارزش فرهنگی و امنیت اقتصادی‌ای آن‌هاست. مردم نام و آثار آن‌ها را فراموش نکرده‌اند، اما خاطره، خانه نمی‌خرد و محبوبیت، به خودی خود مستمری ماهانه ایجاد نمی‌کند. هنرمندان ایرانی در تبعید، به‌خصوص نسل اولی که پس از انقلاب از کشور خارج شدند، بخش بزرگی از زندگی خود را صرف حفظ و بازسازی فرهنگ ایرانی در خارج از کشور کردند. آنها موسیقی ساختند، نوشتند، اجرا کردند و برای نسلی که از ایران دور افتاده بود، ارتباط فرهنگی با سرزمین مادری را زنده نگه داشتند. با این حال، بسیاری از آنها برای روزی که دیگر نتوانند روی صحنه بروند، کتاب بنویسند یا کنسرت برگزار کنند، پشتوانه‌ای متناسب با ارزش فرهنگی کارشان نداشتند.

هنرمندی که پنجاه سال برای فرهنگ یک جامعه کار کرده است، در پنج سال آخر زندگی خود چگونه قرار است زندگی کند؟ پاسخ به این سوال نباید کمک دوستان، جمع‌آوری اعانه یا یک کمپین اینترنتی باشد وگرنه قصه تلخ شهیار قنبری، سوسن، شهرنوش‌پارسی‌پور، طوفان و ژاکلین باز تکرار خواهد شد.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy