Thursday, Sep 10, 2026

صفحه نخست » او دارد وقیحانه باز می گردد...؛ ف. م. سخن

IMG_6914.pngاو ۴۸ سال پیش در نقش ملا، ملای خونخواری که وعده ی زندگی بهتر می داد بازگشت. ملایی که رد و اثرش، در تاریخ گذشته بود. کسی که خودش محکوم می کرد و به دست خودش می گرفت و می کُشت و بعد هم برای کسانی که کشته بود گریه می کرد! ما حواس مان به او نبود. حواس مردم به او نبود.

محمد باقر شفتیِ دوران فتحعلی شاه، در قیافه ی خمینی در سال ۱۳۵۷ بازگشت. بازگشت و این بار تمام قدرت را به کمک مردم در دست گرفت. قدرتی که نزدیک به نیم قرن در اختیار او و شاگردان او قرار گرفت طوری که بعد از او، آخوندکی به نام سدعلی دونگ قدرت را در دست گرفت و بعد از این آخوندک یک فرد نامرئی و غایب که می گویند توله ی اوست زمام کشور را در دست گرفت و دستگاه های کشتاری که آخوند اولی بنیاد نهاده بود تمام و کمال در اختیار او قرار گرفت.

امروز داد و فغان جوانان ایران به هوا بلند شده است که شما ۵۷ ها این خبط و خطا را کردید و ایران و ایرانیان را مفلوک و در هم شکسته کردید. بگویید «غلط کردید و استغفار بطلبید! شما پنجاه و هفتی ها کِی می میرید و تمام می شوید که ما از شرّتان خلاص شویم!»

هر چه هم می گوییم که ما چنین هیولایی را بر سر کار نمی خواستیم و بلافاصله بعد از روی کار آمدن اش با او جانانه جنگیدیم تا همین الان ولی کو گوش شنوا. گویی لذتی دارد مقصری پیدا کردن و او را زیر مشت و لگد گرفتن.

و من امروز در آلمان دارم به چشم می بینم که یکی دیگر باز می گردد، در نقش یک حزب سیاسی، به نام آ.اف.د و رهبرش زنکی با چشم های وق زده و چاله دهانی که به خاطر کسب اکثریت آرا در یک استان آلمان از شدت ناباوری و شادی، به قهقهه گشوده می شود. هیتلر ناباورانه باز می گردد با وعده های قشنگ و حرف های دلنشین، و خیز بر می دارد که کشور را بگیرد. کشور را فتح کند. می آید تا ۱۹۳۳ را در آلمان پیشرفته و آزاد تکرار کند. با وعده های قشنگ، طوری که مردم متمدن هم گول بخورند همان طور که مردم ایران در ۱۳۵۷ گول خوردند اما در قالبی دیگر برای برگرداندن نازی های هیتلری.


این را من نمی گویم. سازمان امنیت آلمان می گوید. این حزب خطرناک و قبلا نیمه ممنوع می خواهد قدرت سیاسی را با استفاده از دمکراسی به دست بگیرد. از دمکراسی برای از بین بردن دمکراسی استفاده کند. شروع کار ظاهرا بی خطر است: مقابله با اشرار خارجی که به اسم پناهنده و مهاجر به آلمان هجوم آورده اند. به جای این که بگوید این اشرار را با همین قوانین موجود با همین دادگاه های موجود محاکمه کنید و اگر دیدید مقصرند آن ها را محکوم به زندان و حبس و حتی اخراج از کشور کنید، می گوید باید کار از اساس تغییر کند. از بیخ و بن تغییر کند و این بیخ و بن به مثلا همه ی خارجی ها ختم خواهد شد.

بعد به قول مارتین نیمُلِر کشیش پروتستان آلمانی اول به سراغ پناهنده ها آمدند من سکوت کردم یا تایید کردم بعد سراغ مهاجران آمدند باز من سکوت کردم یا تایید کردم، بعد یواش یواش سراغ آلمانی ها آمدند و بعد سراغ خودِ من آمدند و دیگر کسی نمانده بود که از من دفاع کند.

خمینی و هیتلر یکی با انقلاب، دیگری با انتخابات بر سر کار آمدند و من انگشت چه کنم به دهان گرفتم.

به قول دوشیزه کرومایر، در کتاب «او بازگشته است» تیمور وِرمِش:
«اشتباه اینه که یک نفر اصولا به این فکر افتاده باشه که کولی ها رو بکشه! همجنسگرا ها رو بکشه! و آخر سر همه ی اونایی رو که ازشون خوشش نمیاد!»

البته این ها اول اش همه اش «فکر» است! در سر خمینی و در سر آلیس وایدل رهبر آ.اف.د! اولی وقتی به قدرت رسید فکرش را عملی کرد! امیدوار باشیم که وایدل و حزب اش به قدرت نرسند تا افکار پلیدشان را عملی کنند!

پس مشکل از پنجاه و هفتی و چهارصد و پنج ی نیست! مشکل از نیروهایی است که به جای فکر کردن به این «فکر»ها به فکر نشان دادن صورت حساب فلان رستوران و ترانه ی فلان خواننده هستند! امروزِ ما هم پر از پنجاه و هفتی هاست، نه فقط در ایران، بلکه در تمام دنیا! آری تمام دنیا!



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy