خبرنامه گویا - حسین اللهکرم، از چهرههای شناختهشده جریان حزباللهی، در گفتوگویی درباره جنگ و آتشبس، حجاب، اعتراضات، انصار حزبالله و رابطه با آمریکا سخن گفت. بخش پایانی این گفتوگو با تماس تلفنی صادق زیباکلام به مناظرهای درباره ریشه دشمنی جمهوری اسلامی و آمریکا کشیده شد.
مجری: شما معتقدید اساساً نباید این تفاهم انجام میشد، چون به آمریکا اعتمادی نیست. اما عدهای میگویند باید توان داخلی و تحمل مردم را هم در نظر گرفت. در پایان جنگ هشتساله هم چنین بحثی بود. این جنگ و محاصره اقتصادی تا چه زمانی میتوانست ادامه پیدا کند؟
حسین اللهکرم: قطعنامه ۵۹۸ و تفاهمنامه کنونی شباهتهایی دارند. آن زمان چون امام پذیرش ۵۹۸ را «جام زهر» خواند، ما مخالف بودیم، اما وقتی آن را پذیرفت، ما هم اجرای آن را پذیرفتیم. الان هم همین است. من شخصاً مخالف تفاهمنامهام، اما چون رهبر انقلاب اجازه داده، در صورت اجرای شروط آن را میپذیرم. یکی از بندها اجازه فروش نفت بدون تحریم و بازگشت پول بود. در همان فاصله، حدود ۸۰ تا ۹۰ میلیون بشکه نفت ذخیرهشده خارج از خلیج فارس را فروختیم و پولش برگشت. از این بخش منفعت بردیم، اما وقتی بندهای دیگر اجرا نمیشود، تفاهمنامه دیگر برای ما جایگاهی ندارد.
مجری: اما مردم با گرانی و مشکلات اقتصادی روبهرو هستند. تا چه زمانی میتوان گفت باید این وضعیت ادامه یابد؟
اللهکرم: تا وقتی به ما حمله میشود باید دفاع کنیم. اینکه درباره دفاع رفراندوم برگزار کنیم مبنا ندارد؛ مگر درباره پرداخت مالیات یا جریمه رانندگی رفراندوم میگذاریم؟ اگر تسلیم شوید، ممکن است سرنوشت کشورهایی مثل سوریه یا ونزوئلا را پیدا کنید. مردم هم تا امروز نشان دادهاند که میخواهند دفاع کنند.
در استراتژی دفاعی، گاهی اگر هزینه یک اقدام تهاجمی کمتر از دفاع باشد، همان اقدام بخشی از دفاع محسوب میشود؛ مثلاً شلیک موشک به یک ناو آمریکایی یا برخی عملیات منطقهای.
من حتی طرحی درباره «استراتژی تهاجمی نامتقارن» دادهام؛ مثلاً انصارالله بابالمندب را ببندد، پولیساریو به سمت بستن جبلالطارق برود و گروههایی در نقاط دیگر تنگههای مهم را تحت فشار قرار دهند. این با اشغال کشورهایی مثل بحرین یا امارات که وارد یک استراتژی تهاجمی متفاوت میشود، فرق دارد.
درباره آتشبس هم معتقدم بهتر بود آن وضعیت ادامه پیدا میکرد. قیمت نفت بالا رفته و ذخایر آمریکا کاهش یافته بود؛ به نظر من در آن مقطع، طرف مقابل بیش از ما به آتشبس نیاز داشت.
مجری: برویم سراغ حجاب. این جوانان محصول نظام آموزشی جمهوری اسلامیاند. شما بخشی از آنها را به «برهنگی» یا زیر پا گذاشتن قانون متهم میکنید، در حالی که بیش از چهار دهه نظام آموزشی و فرهنگی در اختیار جمهوری اسلامی بوده و حتی برای حفظ حجاب نیروی انتظامی به خیابان آمده است. پس چرا نتیجه امروز این شده؟
اللهکرم: جامعه تحت تأثیر تبلیغات و خواستههای قدرتطلبان قرار گرفته است. آقای پزشکیان هم آزادیهای اجتماعی را از شعارهای اصلی انتخاباتش قرار داد. فرهنگ عمومی جامعه ما اسلامی است، اما غربگرایی نوع پوشش را با عنوان آزادیهای اجتماعی مطرح میکند. از طرف دیگر، در این ۴۵ سال مرتب با جنگ، بحران و محاصره سیاسی و اقتصادی روبهرو بودهایم و فرصت کارهای پایهای کمتر شده است. فضای مجازی و شبکههای اجتماعی هم فرهنگ تزریقی را گسترش داده و بر بخشی از تلاشهای فرهنگی غلبه کرده است.
مجری: اما میگویید مخالفان حجاب اجباری در اقلیتاند. بر چه مبنایی؟ هر جا نامزدی با شعار آزادیهای اجتماعی امکان حضور داشته، رأی آورده است؛ پزشکیان رأی آورد، نه جلیلی. پس چرا این جریان را اقلیت میدانید؟
اللهکرم: آنچه در شمال تهران میبینید با جنوب تهران و شهرستانها متفاوت است. به نظر من طرفداران بیحجابی در اقلیتاند، اما رسانههای ماهوارهای و فضای مجازی روایت آنها را بزرگتر نشان دادهاند. اگر اکثریت هستند، میتوانند از راه انتخابات اکثریت مجلس را بگیرند و قانون را تغییر دهند. تا آن زمان قانون باید اجرا شود. اگر قانون جدید حجاب اجرا نمیشود، قانون قبلی باید اجرا شود. دولت نمیتواند قانونی را فقط چون نمیپسندد کنار بگذارد.
مجری: شما برای اجرا نشدن قانون حجاب تجمع کردهاید. آیا همین حق اعتراض را برای مخالفان قوانین دیگر هم قائل هستید؟ برخی تجمعهای شما هم ظاهراً مجوز نداشته است.
اللهکرم: بسیاری از تجمعات صنفی بدون مجوز برگزار میشود، اما بین این دو موضوع تفاوت هست. تجمع ما برای اجرای قانون است؛ شما از تجمع برای مخالفت با خود قانون حرف میزنید. اعتراض به قانون مسیر خودش را دارد. ما میگوییم قانون حجاب باید اجرا شود؛ شما میگویید اجرا نشود. قانون را نمیشود جایی پذیرفت که به نفع ماست و جایی دیگر کنار گذاشت.
مجری: با توجه به سابقه بحثهای شما و صادق زیباکلام، ایشان الان پشت خط هستند.
صادق زیباکلام: من یک سؤال خیلی ساده از آقای اللهکرم دارم. فرض کنید یک دوست مریخی من بیاید و بگوید باید برای پادشاه مریخ گزارشی تهیه کنم و توضیح بدهم که دعوا و پدرکشتگی جمهوری اسلامی با آمریکا دقیقاً بر سر چیست. من چه باید به او بگویم؟ نزدیک به ۴۷ یا ۴۸ سال از انقلاب گذشته و از فردای انقلاب، آمریکاستیزی، «مرگ بر آمریکا» و نابودی اسرائیل تبدیل به شعارهای اصلی شد؛ در حالی که اهداف و آرمانهایی مثل دموکراسی، آزادی بیان، انتخابات آزاد و حاکمیت قانون به حاشیه رفت. من واقعاً میخواهم بدانم این دشمنی ۴۷ ساله با آمریکا بر سر چیست و چرا همچنان ادامه دارد؟ به نظر من این دشمنی به منافع ملی ایران لطمه زده است.
اللهکرم: پاسخ مشخص است. مسئله ما با آمریکا از کودتای ۲۸ مرداد و نقش آمریکا در سرنگونی دولت قانونی دکتر مصدق شروع میشود. بعد از آن هم حمایت از ادامه دیکتاتوری در ایران و عملکرد ساواک را داشتیم. این حداقل مسئله تاریخی ماست. بعد از فروپاشی شوروی نیز آمریکا به دنبال هژمونی جهانی رفت. افغانستان و عراق را گرفت و بعد هم ایران را «محور شرارت» نامید. این روند ادامه پیدا کرده است. امروز هم آمریکا به دنبال هژمونی است و جنگ به ما تحمیل شده است.
زیباکلام: یعنی تا قبل از ۱۱ سپتامبر مشکلی با آمریکا نداشتیم و از آن زمان مشکل شروع شد؟
اللهکرم: نه. قبل از آن، مسئله کودتای ۲۸ مرداد و ادامه دیکتاتوری تا سال ۵۷ وجود داشت. بعد از فروپاشی شوروی و شکلگیری جهان تکقطبی، موضوع هژمونی آمریکا هم اضافه شد. امروز ما دنبال جنگ نیستیم؛ داریم دفاع میکنیم. اگر ما دنبال جنگ بودیم حرف شما درست بود، اما آنها حمله کردهاند و شما میگویید دفاع نکنیم.
اللهکرم: آقای دکتر، به نظرم این بحث را در فرصتی مناسب حضوری ادامه بدهیم.
زیباکلام: خیلی هم خوب. چون من هنوز باید برای آن دوست مریخی توضیح بدهم که بالاخره مشکل ما با آمریکا دقیقاً چیست!
***

















