خبرنامه گویا - برنامه «میدان» صدای آمریکا با اجرای فهیمه خضر حیدری به بررسی دستاوردهای «زن، زندگی، آزادی»، سرنوشت ائتلافهای اپوزیسیون و مسئله رهبری و همکاری میان جریانهای سیاسی پرداخت. در ادامه، بخشهای منتخب گفتوگوی فرج سرکوهی و آریا کنگرلو با مجری برنامه را، با حذف تکرارها و ویرایش برای روانتر شدن، میخوانید. ویدیوی کامل برنامه در پایان مطلب قابل مشاهده است.
فهیمه خضر حیدری: خیلیها میگویند «زن، زندگی، آزادی» جنبشی بود که به جایی نرسید؛ یا ناقص و ناتمام ماند. اگر قرار بود به جایی برسد، آن «جا» الزاماً چه بود؟
فرج سرکوهی: وقتی میگوییم جنبش به جایی نرسید، معمولاً در ذهنمان این تصور هست که قرار بوده حکومت را سرنگون کند. اما «زن، زندگی، آزادی» را باید بهعنوان یک خیزش و بخشی از یک روند طولانیتر دید. اگر آن را فقط با معیار روز نهایی انقلاب بسنجیم، طبیعتاً میگوییم حکومت را سرنگون نکرد؛ اما اگر با معیارهای یک خیزش نگاه کنیم، دستاوردهای بسیار مهمی داشت. زنان از حاشیه به متن آمدند، جوانان علیه تبعیض جنسیتی به میدان آمدند و برای نخستین بار در یک خیزش بزرگ، نمادها و آیینهای مذهبی نقش تعیینکننده نداشتند. اینها تغییراتی در نظام ارزشی جامعه است که به سادگی پس گرفته نمیشود.
فهیمه خضر حیدری: اما شعارهای مردم در خیابان خواستار گذر از جمهوری اسلامی هم بود. چطور میشود این را از مسئله سرنگونی حکومت جدا کرد؟
فرج سرکوهی: مسئله این است که انقلاب را یک واقعه یکروزه نبینیم. انقلاب یک فرایند است. «زن، زندگی، آزادی» یکی از قلههای این فرایند بود. این جنبش فقط درباره حجاب اجباری نبود. وقتی «زن» را مطرح میکنید، دست روی یکی از مرکزیترین اشکال تبعیض در جمهوری اسلامی میگذارید. «زندگی» یعنی مطالبه زندگی متناسب با شأن و کرامت انسانی؛ اقتصادی، اجتماعی و سیاسی. و وقتی «آزادی» مطرح میشود، در یک حکومت استبدادی اساس ساختار قدرت به چالش کشیده میشود. از این جهت، این جنبش اساساً با اصلاحطلبی حکومتی متفاوت بود.
آریا کنگرلو: انقلاب را میشود به انداختن یک درخت تشبیه کرد. اگر برای افتادن یک درخت ۱۳۰ ضربه تبر لازم باشد، آیا باید بگوییم ۱۲۹ ضربه اول شکست بوده و فقط ضربه آخر موفقیت بوده؟ تغییر سیاسی هم همینطور است. مجموعهای از مراحل و ضربههاست. کسانی که میگویند «زن، زندگی، آزادی» موفق نبود، یا انتظاراتشان بسیار جلوتر از واقعیت بوده، یا پیام اصلی آن جنبش را درک نکردهاند.
فهیمه خضر حیدری: اگر این جنبش چنین ظرفیت بزرگی ایجاد کرد، چرا اپوزیسیون نتوانست حتی یک ائتلاف موقت را حفظ کند؟ نمونهاش جورجتاون؛ عبدالله مهتدی، شاهزاده رضا پهلوی، مسیح علینژاد و حامد اسماعیلیون کنار هم نشستند، امیدی هم ایجاد شد، اما چرا دوام نیاورد؟
آریا کنگرلو: چون آن ائتلاف اعضای اصلی را در خودش نداشت. من معتقدم جریانهای اصلی اپوزیسیون باید نمایندگان واقعی خودشان را پای میز ائتلاف داشته باشند؛ پادشاهیخواهان، جمهوریخواهان، ملیگرایان و جریانهای سیاسی دیگری که پایگاه اجتماعی واقعی دارند. مسئله این نیست که یک نفر هنرمند است یا فعال مدنی؛ مسئله این است که آیا نمایندگی یک جریان سیاسی و اجتماعی را دارد یا نه. با این حال، من جورجتاون را کاملاً منفی نمیدانم. همین که افرادی با اختلافهای جدی کنار هم نشستند، نشان داد که اپوزیسیون کمکم دارد با ضرورت ائتلاف کنار میآید.
فهیمه خضر حیدری: اگر بپذیریم که مشکل حضور سلبریتیها یا چهرههای غیرسیاسی بوده، سؤال این است که خود چهرههای سیاسی چه کردند؟ بسیاری از آنها در پارلمانها و مجامع جهانی حرف زدند. چقدر واقعاً صدای داخل ایران را نمایندگی کردند و چقدر در تلاش بودند خودشان را بهعنوان بدیل سیاسی معرفی کنند؟
آریا کنگرلو: طبیعی است که هر رهبر سیاسی خودش و جریان خودش را بهترین بداند. اشکالی هم ندارد. مشکل زمانی است که قبول نکند این کار به تنهایی از او برنمیآید. آنجا است که مفهوم مصالحه و همکاری وارد میشود. ما در فرهنگ سیاسی خودمان «سازش» را نوعی توهین میدانیم، در حالی که توانایی مصالحه یعنی پذیرفتن اینکه دیگران هم پایگاه و تواناییهایی دارند که شما ندارید و باید با آنها همکاری کنید.
فهیمه خضر حیدری: شما خودتان به جریان پادشاهیخواه نزدیک هستید. بعد از «زن، زندگی، آزادی» هم شکافهایی میان این جریانها ایجاد شد. واقعاً هنوز شانسی برای بازگشت آنها به همکاری میبینید؟
آریا کنگرلو: حتماً شانسی هست. همین که من و فرج سرکوهی اینجا داریم با هم حرف میزنیم خودش نشانهای است. من احساس میکنم با فرج سرکوهی زمینههای مشترک بیشتری دارم تا با بعضی از پادشاهیخواهان. کسانی که به ائتلاف اعتقاد ندارند، چه به این دلیل که فکر میکنند خودشان به تنهایی میتوانند از پس جمهوری اسلامی بربیایند و چه به این دلیل که دیگران را شایسته همکاری نمیدانند، به جنبش آسیب میزنند.
فرج سرکوهی: مسئله اصلی جورجتاون شغل افراد نبود. مسئله این بود که آیا افراد حاضر، نمایندگان واقعی لایههای اجتماعی و سیاسی جامعه ایران بودند یا نه. شما نمیتوانید در خارج از کشور بنشینید و بدون رابطه ارگانیک با داخل ایران برای داخل کشور رهبری بسازید. جامعه ایران متکثر است و هر جریان باید با پایگاه اجتماعی خودش در داخل ارتباط واقعی داشته باشد.
فهیمه خضر حیدری: یعنی فعالیتهای خارج از کشور به داخل ایران آسیب زد؟
فرج سرکوهی: نمیگویم بهطور کلی آسیب زد. خیلی از اقدامات خارج از کشور بسیار مفید بود؛ تظاهرات گسترده برگزار شد، توجه رسانهها و افکار عمومی جهان به اعتراضات ایران جلب شد و از جنبش داخل حمایت شد. اما حرکتهایی هم بود که با روح دموکراتیک جنبش سازگار نبود؛ تلاش برای گرفتن رهبری، قبضه کردن جنبش یا کنار زدن دیگران. مضمون اصلی «زن، زندگی، آزادی» و حرکتهای آینده ایران، دموکراسی و رهایی از استبداد جمهوری اسلامی است. هر ائتلافی هم که شکل میگیرد باید در درجه اول دموکراتیک باشد.
فرج سرکوهی: یکی از دستاوردهای مهم «زن، زندگی، آزادی» این بود که نسل جوان از شبکههای مجازی و شبکههای واقعی محلهها، مدارس و محیطهای اجتماعی برای سازماندهی استفاده کرد. اما انقلاب فقط با شبکههای افقی به پیروزی نمیرسد. در کنار آنها به نهادهای سیاسی هم نیاز است که بتوانند این شبکهها را هماهنگ کنند. چیزی که در «زن، زندگی، آزادی» شکل نگرفت، همین نهاد سیاسی متناسب با جنبش بود. جنبش از نیروهای سیاسی جلوتر بود و هنوز هم جامعه داخل ایران در بسیاری موارد از نیروهای سیاسی جلوتر است.
***

فوری، تعلیق فعالیتهای دانشگاه شیراز
















