خبرنامه گویا: این مقاله برای رعایت معیارهای تحریریه درباره حجم مطالب کوتاه شده است؛ متن کامل آن را میتوانید از طریق این لینک بخوانید
مقدمه
یکی از مسائل اساسی جامعه ایران، ناتوانی در رسیدن به یک توافق ملی بر سر این پرسش بنیادی است که منافع ملی چیست و هر یک از ما در قبال تأمین آن چه مسئولیت و وظیفهای داریم؟
بخش مهمی از اختلافات و ناکامیهای سیاسی جامعه، ناشی از درک نادرست یا ناقص از مفهوم منافع ملی و مسئولیت فردی و جمعی در قبال آن میباشد. هنگامی که افراد و جریانهای سیاسی، درک درستی از منافع ملی و مسئولیت و وظایف خود در راستای تأمین منافع ملی نداشته باشند، منافع فردی، گروهی، سازمانی، حزبی یا ایدئولوژیک خود را جایگزین منافع ملی خواهند کرد.
این مسئله فقط به رهبران و فعالان سیاسی محدود نمیشود. هر شهروند، متناسب با جایگاه، توانایی، اختیار و میزان تأثیرگذاری خود، در تعیین سرنوشت خویش، خانواده و کشور نقش دارد و بنابراین نمیتواند مسئولیت خود را نسبت به منافع ملی به دیگران واگذار کند.
۱- منافع ملی چیست؟
هنگامی که از «منافع ملی» سخن میگوییم، منظور منافع مربوط به ملت است؛ نه منافع یک فرد، یک خانواده، یک حزب، یک گروه، یک جریان سیاسی، یک قوم، یک مذهب یا یک ایدئولوژی خاص.
در مورد ایران، «منافع ملی» را باید دربرگیرنده منافع اساسی و پایدار همه ایرانیان، با هر باور، عقیده، گرایش سیاسی، مذهب، قومیت و سبک زندگی دانست. منافع ملی را نمیتوان به منافع اکثریت یا یک گروه خاص تقلیل داد. همچنین منافع امروز مردم نباید به قیمت نابودی منافع نسلهای آینده تأمین شود.
حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور، امنیت، حفظ جان و کرامت انسانها، آزادی و حقوق اساسی مردم، حاکمیت قانون، رفاه و پیشرفت اقتصادی، عدالت، توسعه علمی و فرهنگی، حفظ منابع طبیعی و محیط زیست و فراهم کردن شرایط مناسب برای زندگی نسلهای آینده، از جمله موضوعاتی هستند که میتوانند در چارچوب منافع ملی قرار گیرند.
منافع ملی یعنی منافع اساسی و پایدار همه مردم ایران، با هر باور و گرایشی، و منافع پایدار کشور ایران و نسلهای آینده.
از این تعریف یک نتیجه اساسی به دست میآید:
منافع ملی متعلق به همه ایرانیان است؛ بنابراین مسئولیت حفظ و تأمین آن نیز نمیتواند متعلق به یک فرد، گروه یا جریان سیاسی خاص باشد.
۲- منافع فردی در گرو تأمین منافع ملی
درک منافع ملی زمانی اهمیت واقعی خود را پیدا میکند که هر فرد بداند منافع شخصی او نیز در گرو تأمین منافع ملی است. هیچکس نمیتواند زندگی خود و خانوادهاش را بهطور کامل از شرایط جامعه و کشور جدا کند.
بهترین راه تأمین منافع هر فرد، فراهم آوردن شرایطی است که منافع مشترک جامعه و منافع ملی تأمین شود. هرچه منافع ملی بیشتر تأمین شود، زمینه برای کاهش بسیاری از مشکلات اجتماعی و فراهم شدن زندگی بهتر، آزاد، آسوده، مطمئن و امنتر برای افراد نیز بیشتر خواهد شد.
۳- مسئولیت هر فرد متناسب با جایگاه و تأثیرگذاری
هر شخص، در هر جایگاه سیاسی ـ اجتماعی که قرار دارد، متناسب با اختیار، توانایی، نقش و میزان تأثیرگذاری خود، در قبال تأمین و حفظ منافع ملی مسئول است. این مسئولیت با عنوان، شهرت، وابستگی سیاسی یا ادعای فرد ایجاد نمیشود؛ بلکه از جایگاه و نقشی که شخص در جامعه دارد ناشی میشود.
هرچه اختیار، قدرت تصمیمگیری، نفوذ اجتماعی و امکان تأثیرگذاری فرد بر سرنوشت جامعه بیشتر باشد، میزان مسئولیت او نیز بیشتر خواهد بود. بنابراین، مسئولیت یک رهبر سیاسی با مسئولیت عضو یک تشکل، حامی مالی، هوادار یا شهروند عادی یکسان نیست؛ اما هیچیک را نمیتوان صرفاً به دلیل جایگاه خود از اصل مسئولیت ملی معاف دانست.
به هر روی، اصل مسئولیت ملی همگانی است؛ اما درجه و نوع مسئولیت هر فرد متناسب با جایگاه، اختیار، نقش، میزان تأثیرگذاری و عملکرد او تعیین میشود.
۴- سیاست و مسئولیت هر شهروند
هر شهروند، پس از بررسی عملکرد اشخاص و جریانهای سیاسی و تشخیص اینکه کدامیک در جهت تأمین منافع ملی حرکت میکنند، باید در حد توان و امکانات خود از آن مسیر و نیروها حمایت کند. این حمایت میتواند متناسب با شرایط و توانایی هر فرد، از رأی دادن و مشارکت مدنی گرفته تا حمایت اجتماعی، رسانهای، مالی، تشکیلاتی یا هر شکل مشروع دیگری باشد.
گروهی از شهروندان میگویند: «من سیاسی نیستم.» اگر منظور این باشد که فرد نمیخواهد در فعالیت حزبی یا تشکیلاتی شرکت کند، هرچند درست نیست، اما به هر حال انتخاب هر شخصی است. اما اگر منظور این باشد که فرد به همین دلیل هیچ مسئولیتی نسبت به سرنوشت سیاسی جامعه و منافع ملی ندارد، چنین نتیجهای قابل پذیرش نیست.
«سیاسی نبودن» میتواند یک انتخاب شخصی درباره شیوه مشارکت باشد، اما نمیتواند بهانهای برای نادیده گرفتن مسئولیت فرد نسبت به سرنوشت سیاسی خود، خانواده و کشور باشد.
۵- مسئولیت اشخاص بر اساس جایگاه و میزان تأثیرگذاری
الف) رهبران و تصمیمگیرندگان
هر شخصی که در بالاترین سطح یک تشکل، گروه یا جریان سیاسی قرار دارد، صرفنظر از اندازه آن مجموعه، در قبال تأمین و حفظ منافع ملی مسئولیت دارد و در میان نیروهای سیاسی خارج از حاکمیت، بالاترین درجه مسئولیت را بر عهده دارد. هرچه جایگاه و میزان تأثیرگذاری یک رهبر سیاسی بیشتر باشد، مسئولیت او نیز در قبال عملکرد و پیامدهای آن بیشتر خواهد بود.
افرادی که در تصمیمگیریهای اصلی یک تشکل یا جریان سیاسی مشارکت دارند، متناسب با نقش و میزان مشارکت خود، در قبال تصمیمهایی که در آنها نقش داشتهاند مسئولاند. مسئولیت افراد نباید صرفاً بر اساس عضویت آنان در یک تیم یا تشکل تعیین شود، بلکه باید بر اساس موضع واقعی، میزان مشارکت، اختیار، نقش و عملکرد هر فرد در تصمیم مورد نظر ارزیابی شود.
ب) اعضا و همکاران تشکیلاتی
اعضای یک تشکل، در انتخاب رهبران و مسئولان آن مجموعه، نقش و مسئولیت مهمی دارند. بنابراین، هنگام انتخاب فردی برای رهبری یا مسئولیتهای مهم، باید نهایت دقت را در بررسی صلاحیت، شایستگی، توانایی، سابقه و دیدگاههای او، بهویژه در زمینه تأمین منافع ملی، به کار گیرند.
البته مسئولیت عضو با مسئولیت رهبر یکسان نیست. رهبر و تصمیمگیرنده، به دلیل اختیار و تأثیرگذاری مستقیم خود، مسئولیت بیشتری دارد؛ اما عضو نیز متناسب با نقشی که در انتخاب، حمایت و ادامه فعالیت آن مجموعه دارد، دارای مسئولیت است.
ج) حامیان مالی، رسانهها و شخصیتهای بانفوذ
کسانی که از نظر مالی، رسانهای، اجتماعی یا سیاسی به یک شخص، تشکل یا جریان سیاسی امکان فعالیت، گسترش و اثرگذاری میدهند، متناسب با میزان حمایت، اختیار، نفوذ و تأثیرگذاری خود در قبال عملکرد و پیامدهای آن مسئولیت دارند.
بهویژه رسانهها و شخصیتهای بانفوذ اجتماعی و سیاسی، به دلیل نقش مهمی که در شکلدهی به افکار عمومی دارند، میتوانند تأثیری بسیار گسترده بر انتخابها و رفتار مردم داشته باشند. از این رو، در مواردی که میزان تأثیرگذاری آنان از یک رهبر یا مسئول سیاسی نیز بیشتر باشد، مسئولیت آنان در قبال پیامد عملکردشان نیز میتواند بیشتر از مسئولیت آن رهبر یا مسئول باشد.
قدرت واقعی تأثیرگذاری، حتی بدون داشتن سمت رسمی، ایجاد مسئولیت میکند؛ و هرچه این تأثیرگذاری بیشتر باشد، مسئولیت نیز بیشتر خواهد بود.
د) هواداران و پشتیبانان عمومی
ممکن است فردی در ابتدا از شخص یا جریانی حمایت کند، اما پس از بررسی بیشتر و مشاهده عملکرد و پیامدهای آن، به این نتیجه برسد که آن شخص یا جریان در راستای تأمین منافع ملی حرکت نمیکند. در چنین شرایطی، ادامه حمایت، بدون بازنگری در موضع خود، با مسئولیت فرد در قبال منافع ملی سازگار نخواهد بود.
هواداری آگاهانه یعنی حمایت از یک شخص یا جریان تا زمانی که عملکرد آن در راستای تأمین منافع ملی باشد، نه حمایت از آن شخص یا جریان تحت هر شرایطی.
۶- عملکرد و پیامد آن؛ مسئولیت مستقل از نیت
مسئولیت را نمیتوان صرفاً بر اساس نیت فرد ارزیابی کرد. آنچه یک شخص انجام میدهد و پیامدهایی که عملکرد او برای دیگران و جامعه ایجاد میکند نیز باید در ارزیابی مسئولیت او مورد توجه قرار گیرد.
همین اصل در عرصه سیاسی نیز اهمیت دارد. ممکن است شخصی یا جریانی با ادعای خیرخواهی یا با تصور اینکه در حال خدمت به کشور است، ندانسته اقدامی انجام دهد؛ اما اگر آن اقدام در عمل برخلاف منافع ملی باشد، نمیتوان صرفاً به دلیل نیت یا ادعای خیرخواهانه، پیامدهای آن را نادیده گرفت.
هرکس متناسب با جایگاه، اختیار، نقش، میزان تأثیرگذاری و عملکرد خود، در قبال پیامدهای عملکردش مسئول است؛ و نیت یا ناآگاهی، بسته به شرایط، میتواند در تعیین درجه مسئولیت مؤثر باشد، اما لزوماً اصل مسئولیت را از میان نمیبرد.
۷- مسئولیت در قبال همبستگی ملی
در شرایطی که یک هدف مشترک ملی میان بخش بزرگی از جامعه وجود دارد، یکی از معیارهای مهم ارزیابی عملکرد نیروهای سیاسی این است که آیا عملکرد آنان به همبستگی ملی کمک میکند یا آن را تضعیف میکند.
افراد میتوانند درباره شکل حکومت آینده، اقتصاد، فرهنگ، سیاست خارجی و بسیاری مسائل دیگر، در راستای تأمین منافع ملی با یکدیگر اختلاف داشته باشند، اما در یک هدف مشترک ملی باید با یکدیگر همکاری کنند. اختلافنظر در مسائل مختلف، در صورتی که در راستای تأمین منافع ملی باشد، اشکالی به آن وارد نیست و میتواند بخشی طبیعی از یک جامعه آزاد و پویا باشد.
اگر فرد یا جریانی به دلیل اختلافات فردی، گروهی، سازمانی یا سیاسی، مانع همکاری نیروهای همسو در تحقق یک هدف مشترک ملی شود و این عملکرد موجب تضعیف همبستگی ملی و وارد شدن زیان به مردم و کشور شود، باید در قبال عملکرد و پیامدهای آن پاسخگو باشد.
همبستگی ملی به معنای کنار گذاشتن اختلافنظرها نیست؛ بلکه به معنای قرار دادن منافع ملی در جایگاهی است که اختلافات نتوانند مانع همکاری برای تحقق اهداف مشترک ملی شوند.
۸- پاسخگویی و تفاوت آن با جرم
اگر مسئولیت وجود دارد، پاسخگویی نیز باید وجود داشته باشد. هر فردی که در قبال عملکرد خود مسئول است، باید بتواند درباره تصمیمها و اقدامات خود توضیح دهد و در صورت ضرورت، اشتباه خود را اصلاح کند.
پاسخگویی میتواند شامل توضیح، پذیرش اشتباه، اصلاح مسیر، کنارهگیری از مسئولیت یا از دست دادن اعتماد عمومی باشد. اما باید میان مسئولیت سیاسی و اجتماعی و جرم کیفری تفاوت گذاشت.
ممکن است عملکردی از نظر سیاسی یا اخلاقی برخلاف منافع ملی باشد، اما تا زمانی که قانون آن رفتار را جرم تعریف نکرده باشد، نمیتوان برای آن مجازات کیفری تعیین کرد. بنابراین، مسئولیت ملی الزاماً به معنای «مجرم بودن» فرد نیست؛ بلکه به معنای آن است که فرد نمیتواند خود را از پاسخگویی نسبت به عملکرد و پیامدهای آن کاملاً مبرا بداند.
جمعبندی
منافع ملی متعلق به همه ایرانیان است و تأمین آن یک مسئولیت همگانی است؛ زیرا منافع هر یک از ما در گرو تأمین منافع ملی است. هیچ فردی نمیتواند سرنوشت خود و خانوادهاش را از سرنوشت جامعه و کشور جدا بداند.
هر فرد، متناسب با جایگاه، اختیار، نقش، آگاهی، نفوذ و میزان تأثیرگذاری خود، در قبال انتخابها، عملکرد و پیامد عملکرد خویش مسئول است. هرچه این اختیار و تأثیرگذاری بیشتر باشد، مسئولیت نیز بیشتر خواهد بود.
همبستگی ملی نیز زمانی شکل میگیرد که منافع ملی بر اختلافات فردی، گروهی و سیاسی اولویت پیدا کند و اختلافنظرها مانع همکاری برای تحقق اهداف مشترک ملی نشوند.
بنابراین، آنچه باید در فرهنگ سیاسی جامعه نهادینه شود، یک اصل ساده اما اساسی است:
هر ایرانی در قبال منافع ملی مسئول است؛ و هرچه جایگاه، اختیار و میزان تأثیرگذاری او بیشتر باشد، مسئولیت او نیز بیشتر است.
در پایان، پرسیدنی است:
-
کدامیک از ما، بهویژه رهبران و جریانهای سیاسی، تاکنون به مسئولیت و وظایف ملی خود در قبال تأمین منافع ملی عمل کردهایم؟
-
آیا کسی میتواند شخص یا جریانی را معرفی کند که بتواند با عملکرد و شواهد روشن، نشان دهد که به مسئولیت و وظایف ملی خود در راستای تأمین منافع ملی عمل کرده است؟
ناصر پاکنژاد

نگاهی به کتاب "بیستوسه سال"، محمدرضا رضایی

کاش این سرخ و سیاه هموطن من نبودند، امیر جاوید















