خبرنامه گویا - گزیده گفتوگوی مهدی نصیری با آرمان مستوفی درباره گسترش جنگ در منطقه، حملات حوثیها، چشمانداز توافق جمهوری اسلامی با آمریکا و احتمال تشدید حملات به زیرساختهای ایران را در ادامه میخوانید. ویدئوی کامل گفتوگو در پایان مطلب قرار دارد
پشت پرده تحرکات حوثیها؛ تلاش تهران برای بازگرداندن میانجیها؟
مهدی نصیری: حوثیها به پیشرویهای خود ادامه دادهاند، جزیرهای راهبردی را تصرف کرده و در حال نصب رادار هستند. همزمان، فرودگاه ریاض و پیشتر تأسیسات نفتی عربستان هدف قرار گرفتهاند. این تحولات را چگونه ارزیابی میکنید؟
آرمان مستوفی: این اقدامات را باید ادامه سیاست «فرار به جلو» جمهوری اسلامی دانست. حکومت میکوشد با گسترش جنگ و ناامنی، پای میانجیها را باز کند و بار دیگر به مذاکره و آتشبس برسد. با این حال، حتی مطلوبترین توافق نیز لزوماً به تثبیت جمهوری اسلامی منجر نخواهد شد؛ زیرا حکومت توان اجرای تعهدات احتمالی در داخل و خارج را ندارد.
اگر توافقی برای پایان درگیریها حاصل شود، باید فعالیت حوثیها مهار و امنیت کشتیرانی تضمین شود. گفتن اینکه «به حوثیها گفتهایم موشک شلیک نکنند» برای عربستان، شرکتهای بیمه و تجارت دریایی کافی نیست. در لبنان نیز اسرائیل بعید است مناطق تحت کنترل خود را بدون تضمینهای جدی در اختیار حزبالله قرار دهد.
مهدی نصیری: آیا تقابل جریانهای تندرو با دولت و مذاکرهکنندگان واقعی است یا نوعی تقسیم کار در درون حاکمیت؟
آرمان مستوفی: احتمال تقسیم کار را نمیتوان رد کرد. طی دهههای گذشته نیز بخشی از حاکمیت نقش تندرو و بخشی دیگر نقش مذاکرهکننده را بر عهده داشتهاند. با این حال، گروههای تندرو فقط نیروی تبلیغاتی و خیابانی نیستند و در ساختار قدرت و نهادهای نظامی نیز نفوذ دارند؛ بنابراین اجرای هر توافق احتمالی با موانع جدی روبهرو خواهد شد.
تأسیسات هستهای جمهوری اسلامی آسیب دیده، اما برنامه هستهای بهطور کامل از میان نرفته است. بخشی از تأسیسات در زیر کوهها قرار دارد و ذخایر اورانیوم غنیشده نیز همچنان باقی است. آمریکا از یک سو نمیخواهد منطقه را در جایگاه نیروی شکستخورده ترک کند و جمهوری اسلامی نیز آمادگی پذیرش کامل شروط واشینگتن را ندارد؛ در نتیجه، حملات حوثیها و گسترش ناامنی بعید است بنبست موجود را بشکند.
مهدی نصیری: در صورت آغاز دور تازهای از جنگ، آیا احتمال حمله گستردهتر به زیرساختهای ایران وجود دارد؟
آرمان مستوفی: بخشی از زیرساختها، از جمله تأسیسات گازی و صنایع فولاد، پیشتر هدف قرار گرفتهاند و آثار کامل این حملات احتمالاً در ماههای آینده نمایان خواهد شد. اگر جنگ گسترش یابد، حملات بیشتر به زیرساختهای حیاتی نیز دور از انتظار نیست. تغییر دولت در اسرائیل هم الزاماً به کاهش فشار بر جمهوری اسلامی منجر نمیشود، زیرا رقبای نتانیاهو نیز مواضع سختی در قبال تهران دارند.
مقایسه ایران با ونزوئلا دقیق نیست. جامعه ایران سرکوب، کشتار و خشمی انباشته را تجربه کرده و واکنش مردم در صورت برهم خوردن تعادل حکومت قابل پیشبینی نیست. حتی اگر بخشی از فرماندهان برای حفظ موقعیت خود تن به معامله بدهند، مردم ایران و اسرائیل نیز بازیگران مستقلی هستند و نتیجه فقط با توافق واشینگتن و تهران تعیین نخواهد شد.
فشار اقتصادی میتواند به اعتراض و حتی انقلاب منجر شود، اما چنین نتیجهای قطعی نیست؛ ونزوئلا با وجود ابرتورم شاهد انقلاب داخلی نبود. از سوی دیگر، هر توافق نظامی احتمالاً مستلزم کاهش محاصره اقتصادی و باز شدن مسیرهای تجارت و فروش نفت خواهد بود. بنابراین نمیتوان همزمان روی توافق خارجی و ادامه فشار اقتصادی در همان سطح حساب کرد.
***

















