در بزرگداشت محمدرضا شاه پهلوی
چهارم آبان، زادروز محمدرضا شاه پهلوی است؛ پادشاهی که نام او برای بسیاری از ایرانیان با آرزوی ایرانی نیرومند، آباد و سربلند پیوند خورده است. یاد او تنها یادآور یک دورهٔ تاریخی نیست، بلکه یادآور تصویری از ایرانی است که میتوانست و میتواند در شمار کشورهای پیشرفته و اثرگذار جهان جای گیرد.
محمدرضا شاه در روزگاری دشوار زمام پادشاهی را به دست گرفت و بخش بزرگی از زندگی خود را وقف ساختن کشوری کرد که هم از میراث پرافتخار گذشته بهره گیرد و هم با دانش و فناوری روز به سوی آینده حرکت کند. آرمان او ایرانی بود با دولتی توانمند، جامعهای آموزشدیده، اقتصادی پویا، ارتشی نیرومند و جایگاهی شایسته در جهان.
یکی از برجستهترین فصلهای این مسیر، برنامههای نوسازی و اصلاحات اجتماعی بود. انقلاب سفید، با اصلاحات ارضی، گسترش آموزش، سپاه دانش، سپاه بهداشت و اعطای حق رأی به زنان، چهرهٔ جامعهٔ ایران را دگرگون کرد. جوانان تحصیلکرده به روستاها رفتند تا آموزش و خدمات بهداشتی را به مردمی برسانند که سالها از این فرصتها دور مانده بودند. مدرسهها و دانشگاهها گسترش یافتند و راه پیشرفت برای نسلهای تازه هموارتر شد.
حق رأی زنان و حضور آنان در عرصههای اجتماعی و سیاسی، گامی بزرگ در ساختن ایرانی نو بود. باور به توانایی زنان و مردان در کنار یکدیگر، جامعه را برای مشارکت گستردهتر در آیندهٔ کشور آماده کرد. این دگرگونیها بخشی از نگاه آیندهنگر پادشاهی بود که میخواست ایران با جهان نو همگام شود و ایرانیان از فرصتهای آموزش، کار و پیشرفت برخوردار باشند.
در عرصهٔ اقتصاد و سازندگی نیز ایران گامهای بزرگی برداشت. کارخانهها و صنایع تازه شکل گرفتند، راهها و سدها ساخته شدند، نیروگاهها و زیرساختهای کشور گسترش یافتند و درآمد نفت برای تقویت توان اقتصادی و ساختن آینده به کار گرفته شد. اقتصاد ایران در دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ رشدی پرشتاب داشت و کشور در مسیر صنعتیشدن قرار گرفت.
این سازندگی فقط در ساختمانها و کارخانهها خلاصه نمیشد. گسترش آموزش، تربیت نیروی متخصص و ایجاد فرصتهای تازه، سرمایهای انسانی برای کشور فراهم آورد. آرزوی ایران پیشرفته بر همین پایهها استوار بود: ایرانی که جوانانش دانش بیاموزند، استعدادهایشان را به کار گیرند و در آبادانی میهن سهم داشته باشند.
در سیاست خارجی، محمدرضا شاه میکوشید ایران را مستقل، امن و اثرگذار نگه دارد. او با قدرتهای گوناگون جهان رابطه برقرار کرد و جایگاه ایران را در منطقه و عرصهٔ بینالمللی ارتقا داد. امنیت خلیج فارس، پاسداری از منافع ملی و افزایش نقش ایران در تصمیمهای منطقهای، از محورهای این سیاست بود.
توافق الجزایر در سال ۱۹۷۵ با عراق، نمونهای از دیپلماسی برای کاستن از تنش و پیشبرد منافع ملی بود. این توافق به اختلاف دیرینهٔ دو کشور دربارهٔ اروندرود پرداخت و نشان داد که ایران میتواند با مذاکره، قدرت و واقعبینی، راهی برای پاسداری از امنیت و منافع خود بجوید.
محمدرضا شاه به تاریخ و هویت ایرانی باور داشت. او میخواست ایرانیان به گذشتهٔ پرافتخار خود سربلند باشند و در همان حال، با علم و فناوری و دستاوردهای تمدن نوین پیش بروند. پیوند میان ریشههای تاریخی و نگاه رو به آینده، یکی از ویژگیهای تصویری بود که او از ایران در ذهن داشت: کشوری که نه از گذشتهٔ خود جدا شود و نه از حرکت جهان عقب بماند.
امروز، نام و یاد او در ذهن بسیاری از ایرانیان با خواست بازگشت به روزگاری گره خورده است که ایران رو به پیشرفت داشت و مردم به آیندهای بزرگتر میاندیشیدند. این یاد، به آرزویی ملی تبدیل شده است: ایرانی آزاد و آباد، برخوردار از اقتصادی شکوفا، آموزشی پیشرفته، امنیت، احترام جهانی و اعتمادبهنفس ملی؛ ایرانی که شهروندانش بتوانند با سربلندی در آن زندگی کنند و آیندهٔ خود را بسازند.
بزرگداشت محمدرضا شاه، بزرگداشت امید به چنین ایرانیای است. او برای ساختن کشوری نیرومند و پیشرفته تلاش کرد و نامش برای بسیاری از مردم با آرمان سربلندی ایران پیوند خورده است. در زادروز او، از پادشاهی یاد میکنیم که رؤیای ایران بزرگ را در دل داشت و بخش بزرگی از عمر خود را در راه تحقق آن گذاشت.
باشد که آرزوی ایرانیان برای میهنی آزاد، آباد، پیشرفته و سربلند به حقیقت بپیوندد؛ ایرانی که در آن دانش و سازندگی شکوفا باشد، مردمش با امید به آینده بنگرند و کشور بار دیگر جایگاهی درخور تاریخ و تواناییهای خود در جهان بیابد.
یاد محمدرضا شاه پهلوی گرامی باد.

"چند روز مونده به هالووین؟"، مهران رفیعی


















