شنبه 21 دی 1387   صفحه اول | درباره ما | گویا


گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

کار درآمدزا زنان را به آزادی می رساند، به مناسبت تولد يکصد ويک سالگی سيمون دوبوار، فريده غائب، کانون زنان ايرانی

يک سال از تولد يکصد سالگی سيمون دوبوار،نويسنده فرانسوی می گذرد . سيمون دوبوار هم نويسنده است هم فيلسوف و هم به قول خود يک فمنيست:" به ياد دارم که در پايان کتاب "جنس دوم" ذکر کرده بودم که من آنتی-فمينيست هستم، زيرا فکر می‌کردم با توسعه‌ی جامعه در مسير سوسياليسم مشکل زنان خودبه‌خود حل خواهد شد. فمينيست‌ها زنان يا مردانی هستند که بدون توقع تغييرات حتمی در تمامی جامعه، برای حقوق زنان مبارزه می‌کنند. به اين مفهوم من در حال حاضر فمينيست هستم، چون می‌پذيرم که مبارزه در صحنه‌ی سياسی سريعاً به دستيابی به هدف ختم نمی‌شود. بنابراين ما بايد پيش از رسيدن به سوسياليسم آرمانی خود، در راستای رسيدن به يک جايگاه مشخص و عينی برای زنان مبارزه کنيم. "



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


کسب هويتی آزاد و مستقل برای زنان جزو دغدغه های هميشگی سيمون دوبوار محسوب می شود. "کار" برای زنان يکی از راههای رهايی بخشی است که اين نويسنده بر آن تاکيد زيادی دارد و حتی يک بخش از کتاب جنس دومش را به "زن مستقل" اختصاص داده است:"فقط و فقط کار می تواند آزادی واقعی را برای زن تامين کند."

دوبوار در مصاحبه خود با آليس شوارتسر می گويد:" به عنوان اولين گام زنان بايد خارج از خانه کار کنند. آنچه برای استقلال واقعی آن‌ها مهم به شمار می‌آيد، داشتن شغل است. من اين را به تمام زنانی که در اين باره می‌پرسند، توصيه می‌کنم. اين شرط لازمی است که به آن‌ها اجازه می‌دهد در صورت نياز از همسران خود جدا شوند. با داشتن شغل آنان می‌توانند خرج خود و فرزندان‌شان را تأمين کنند و بدون وابستگی زندگی خود را پيش ببرند. به خوبی می‌دانم که کار در جامعه‌ی امروزی نه تنها رهايی بخش نيست؛ بلکه انسان را با خود بيگانه می‌کند. اما در نهايت زنان بايد ميان يکی از اين دو نوع از-خود-بيگانگی انتخاب کنند: خانه‌داری يا اشتغال بيرون از خانه! با وجود اين کار درآمدزا نخستين شرط استقلال زن است."

اما با اين حال او می پذيرد که کار زنان در بيرون از خانه اما و اگرهايی دارد:"زنی که از نظر اقتصادی خود را از مرد می رهاند در همان حد، در موقعيت اجتماعی،اخلاقی و روانی مشابه شرايط مرد قرار ندارد. طريقه ای که او به کسب و کار می پردازد و خود را وقف آن می کند به مجموعه ای وابسته است که شکل جهانی زندگی اش آن را پديد می آورد. زن هنگامی که به زندگی بزرگسالی خود نزديک می شود در پشت سرش همان گذشته پسر بچه ها را ندارد. اجتماع با همان نظر به او نمی نگرد. جهان در چشم اندازی متفاوت به او عرضه می شود.موضوع زن بودن امروزه برای انسان مستقل مسئله های خاصی را مطرح می کند."

او در بخش "به سوی رهايی" در کتاب جنس دوم می نويسد:" اکثر زنهايی که کار می کنند و از دنيای سنتی نيز نمی گريزند کمکی را که لازم است تا آنان واقعا با مردها برابر شوند از جامعه و شوهر دريافت نمی کنند. فقط زنهای دارای ايمان و عقيده سياسی آن هايی که در سنديکاها مبارزه می کنند و به آينده اعتماد دارند می توانند به خستگی های بيهوده روزمره معنايی ببخشند .اما طبيعی است که زن های محروم از اوقات فراغت و وارث سنت فرمانبری رفته رفته فقط به توسعه درک سياسی و اجتماعی خود بپردازند. انها چون در ازای کار خود، به منافع معنوی و اجتماعی که حق دارند به اميدشان باشند دست نمی يابند طبيعی است که اجبارها را بدون شور و شوق بپذيرند."

دوبوار عقيده دارد امتيازی که مرد دارد و از همان دوران کودکی احساس می شود اين است که موضوع انسان بودن او با سرنوشت مردانه اش تباين ندارد و دچار تشتت نمی شود اما از زن خواسته می شود برای کمال بخشيدن به زنانگی اش خود را شی و طعمه کند يعنی از خواسته های خود چشم بپوشد. اين تضاد وضع زن را به نحوی خاص مشخص می کند. زن از بند رسته از اينکه در وظيفه زنانگی خود استقرار پذيرد خودداری می کند زيرا نمی خواهد خود را مثله کند. اما طرد جنسيت نيز نوعی مثله شدن است .انصراف او از زنانگی به مثابه انصراف از قسمتی از انسانيتش است.

دو بوار درباره موقعيت زنانه می‌گويد اينکه زن نيز آزاد است و طرح می‌افکند، اما طرحی که می‌افکند در جهانی است که مرد بر آن سلطه دارد و به مثابه جنس اول زن را وامی‌دارد که به خود به عنوان جنس دوم بنگرد، به عنوان موجودی که از جنس ديگر است، يعنی در حاشيه است، فرعی است، اصليتی ندارد، بايستی پيروی کند، بايستی فرمان‌بردار باشد. موقعيت زنانه محصول موقعيت مردانه است. موقعيت مردانه امکان فرارفتن را به مرد می‌دهد، اين امکان را اما از موقعيت زنانه سلب می‌کند. زن فرا نمی‌رود، فرو می‌نشيند؛ برای-خود نيست، در-خود است.

حکم دو بوار اين است که فراروی از وجود هم‌اکنونی، پرت کردن خود در آينده، ريختن طرحی که درخود را برای‌خود کند، يعتی به قوه‌ی وجود فعليت بخشد، پيرو جنسيت است، آن هم نه به عنوان يک امر طبيعی و زيست‌شناختی، بلکه به عنوان موقعيت. و يک کار از نظر اين فيلسوف فمنيست، راهی به سوی رهايی زنان است هرچند در اين مسير هم مشکلات فراوان است.





















Copyright: gooya.com 2016