چهارشنبه 16 بهمن 1387   صفحه اول | درباره ما | گویا


اپوزيسيون خودشيفته، اپوزيسيون دائمی است، بيژن صف‌سری

بيژن صف‌سری
از خوش‌باوری است اگر باور کنيم هر آن‌چه از تنور آزادی‌خواهان وطنی غربت‌نشين بيرون می‌آيد، حکمأ بايد مورد قبول عموم ملت ايران باشد که چرايی آن هم به چند دليل است ... [ادامه مطلب]

پادزهری به نوشته آقای خسرو شاکری، بابک اميرخسروی

بابک اميرخسروی
درست برخلاف ادعای ايشان، آن‌چه به‌روشنی از اين اسناد می‌توان دريافت؛ در تأئيد اين نظر است که: حزب توده ايران به‌واقع، به‌دست ايرانی، با فکر اصيل ايرانی، به ابتکار عده‌ای آزادی‌خواه مترقی و شخصيت‌های ملی دموکرات و عناصر مارکسيست و کمونيست؛ با برنامه‌ای دموکراتيک و اصلاح‌طلبانه، تأسيس گرديد ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

بدسليقگی مطبوعاتی! بابک داد

بابک داد
اين روزها در حالی که مهم ترين تصميمات اقتصادی در کمال بی دقتی رسانه ها در مجلس دنبال می شود و قانون "حذف يارانه ها" بی سر و صدا در حال تصويب است، مطبوعات با هو و جنجالی نالازم، به دنبال "می آيم / نمی آيم" نامزدهای انتخاباتی هستند

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 


ديروز «يک عضو ارشد بنياد باران» مثل يک «تعبير کننده» يا پيشگو! به روزنامه ها گفته بود:« از نظر ما سيد محمد خاتمی رسماً حضور خود را در عرصه انتخابات اعلام کرده است... از نظر ما صحبت های سيد محمد خاتمی در جمع مردم قم به معنای اعلام کانديداتوری ايشان است.»

وقتی جذابيت «جنجالهای سياسی» جای پرداختن به «مسائل اساسی تر» را می گيرد و مطبوعات بجای بررسی اصل مسائل، به حاشيه ها مشغول می شوند، بدسليقگی رسانه ای روی ميدهد.اين روزها در حاليکه مهمترين تصميمات اقتصادی در کمال بی دقتی رسانه ها در مجلس دنبال ميشود و قانون «حذف يارانه ها» بی سروصدا در حال تصويب است،مطبوعات با هووجنجالی نالازم،بدنبال «می آيم/نمی آيم» نامزدهای انتخاباتی هستند. مطبوعات حتی جانب تعادل را رعايت نمی کنند و مثلا" يک روز در ميان به اين دو قضيه بپردازند.بلکه هر روز تيترهای پاندولی می آيم / ترجيح ميدهم نيايم / شايد او بيايد / ممکنه من بيايم!!/ بهتره من نيايم! و... را درشت نمايی می کنند و از کنار بزرگترين اتفاقی که بر واقعيت زندگی مردم سايه می افکند،يعنی حذف يارانه ها و چندين برابر شدن نرخها با بی توجهی می گذرند.در حاليکه اگر بخشی (فقط بخشی) از توجه مطبوعات به مجلس و موضعگيری نمايندگان درباره اين لايحه باشد،شايد اين لايحه با دقت و احتياط بيشتری بررسی (واحتمالا" رد) شود.

آيا اين عضو ارشد نميداند که «اعلام رسمی»يعنی وقتی که يک تصميم طی يک بيانيه ای روشن و واضح اعلام ميشود و نيازی به تعبير و تفسير نداشته باشد؟! اگر ميداند،پس اين چند خط خبری که به مطبوعات داده چه چيزی جز حاشيه سازی است؟ اين قبيل خبرها بجز فرسوده کردن ذهن جامعه کاربرد ديگری هم دارند؟ اين فرسايش سياسی و بيراه بردن ذهن جامعه برای چيست؟

آيا با اين قبيل کارهای تبليغاتی(!)، مطبوعاتی که متاسفانه بدنبال همين جور حاشيه ها هستند و غالبا" از اصل بدور می افتند،بهانه پيدا نکرده اند که از مهمترين لايحه ای که صد در صد زندگی مردم را تحت تاثير قرار خواهد داد و بسياری از اقشار فقير را خانه خراب ميکند،چشم بپوشند؟ آخر اين چه جور کار سياسی و تبليغاتی! است که حتی «يک عضوارشد بنياد باران» يعنی معاون آقای خاتمی هم از تصميم ايشان بی خبر است و بايد مانند منجّمين سخن بگويد؟ و چرا مطبوعات را درگير اين حاشيه های بی نتيجه می کنند تا از اصل مسائل غفلت کنند؟

هرچند به اعتقاد من،تقصير زيادی متوجه نامزدهای انتخاباتی و شخصيتهای سياسی نيست.تقصير اصلی متوجه مطبوعات ماست که حتی اگر بظاهرسياسی باشند،باز رنگ مورد علاقه خيلی هايشان «زرد» است و به «حاشيه های زرد» سياست و حرفهای درگوشی و پچ پچها بيشتر از متن آن توجه می کنند! آنچه در اين ميانه قربانی می شود،غالبا" اخباری است که سايه بر اصل زندگی مردم می اندازند و مغفول می مانند.باری! واقعيت تلخ اين است که مطبوعات (بخصوص روزنامه های) ما دچار بدسليقگی شده اند!

فرصت نوشتن / روزنوشته هاي بابك داد
www.babakdad.blogfa.com



























Copyright: gooya.com 2011

Served by C#1 Server #2 in 0.009 seconds