اپوزيسيون خودشيفته، اپوزيسيون دائمی است، بيژن صفسری![]() پادزهری به نوشته آقای خسرو شاکری، بابک اميرخسروی![]()
در همين زمينه
12 بهمن» "قهر معنادار اردوغان"؛ از زاويه ديگر، بابک داد2 دی» کانون کم اثر حقوق بشر پلمپ شد! بابک داد 27 آذر» منافع ملی ما چه می شود؟ بابک داد 3 آذر» "تغيير"، وسيله يا هدف؟ بابک داد 13 آبان» بهمن ِ کُردان! بابک داد
بخوانید!
21 بهمن » برای سپاه تنها راه، پیوستن به ملت و به جنبش سبز آن است! گفتگوی تلاش با فرهاد يزدی
21 بهمن » صادق زیباکلام: رقابت اصلی بین حامیان احمدینژاد و اصولگرایان است، ایلنا 21 بهمن » محسن رضایی: دولتمردان ایران اجازه نمیدهند در خلیج فارس جنگ مجدد رخ دهد، فارس 21 بهمن » تهدید و توهین علیه ماشاالله عباسزاده، فعال سیاسی در کانادا 21 بهمن » امپریالیسم و ادبیات لجن مالی در سنت سیاسی چپ، مجید محمدی
پرخواننده ترین ها
» آرامگاه رضا شاه (تصویر)
» تهدید به بازداشت دختران میرحسین، ممنوعیت تدریس برای یکی از فرزندان، کلمه » سانسور همراهان خمینی در تصویر خبرگزاری فارس » روسيه: موضع اسرائيل نسبت به ايران عواقب فاجعه باری را در پی خواهد داشت، العربيه » دختران و مدیریت غرایز! (تصویر) » رهبر ايران مسوول اصلی حبس رهبران منتقد بايد آنها را آزاد کند، کمپين بين المللی حقوق بشر » اولين بيانيه فهرست انتخاباتی "صدای ملت" (منتقدان دولت دهم)، مهر » گلوله باران شهر حمص توسط ارتش سوریه وارد ششمین روز خود شد، راديو فردا بدسليقگی مطبوعاتی! بابک داد![]()
ديروز «يک عضو ارشد بنياد باران» مثل يک «تعبير کننده» يا پيشگو! به روزنامه ها گفته بود:« از نظر ما سيد محمد خاتمی رسماً حضور خود را در عرصه انتخابات اعلام کرده است... از نظر ما صحبت های سيد محمد خاتمی در جمع مردم قم به معنای اعلام کانديداتوری ايشان است.» وقتی جذابيت «جنجالهای سياسی» جای پرداختن به «مسائل اساسی تر» را می گيرد و مطبوعات بجای بررسی اصل مسائل، به حاشيه ها مشغول می شوند، بدسليقگی رسانه ای روی ميدهد.اين روزها در حاليکه مهمترين تصميمات اقتصادی در کمال بی دقتی رسانه ها در مجلس دنبال ميشود و قانون «حذف يارانه ها» بی سروصدا در حال تصويب است،مطبوعات با هووجنجالی نالازم،بدنبال «می آيم/نمی آيم» نامزدهای انتخاباتی هستند. مطبوعات حتی جانب تعادل را رعايت نمی کنند و مثلا" يک روز در ميان به اين دو قضيه بپردازند.بلکه هر روز تيترهای پاندولی می آيم / ترجيح ميدهم نيايم / شايد او بيايد / ممکنه من بيايم!!/ بهتره من نيايم! و... را درشت نمايی می کنند و از کنار بزرگترين اتفاقی که بر واقعيت زندگی مردم سايه می افکند،يعنی حذف يارانه ها و چندين برابر شدن نرخها با بی توجهی می گذرند.در حاليکه اگر بخشی (فقط بخشی) از توجه مطبوعات به مجلس و موضعگيری نمايندگان درباره اين لايحه باشد،شايد اين لايحه با دقت و احتياط بيشتری بررسی (واحتمالا" رد) شود. آيا اين عضو ارشد نميداند که «اعلام رسمی»يعنی وقتی که يک تصميم طی يک بيانيه ای روشن و واضح اعلام ميشود و نيازی به تعبير و تفسير نداشته باشد؟! اگر ميداند،پس اين چند خط خبری که به مطبوعات داده چه چيزی جز حاشيه سازی است؟ اين قبيل خبرها بجز فرسوده کردن ذهن جامعه کاربرد ديگری هم دارند؟ اين فرسايش سياسی و بيراه بردن ذهن جامعه برای چيست؟ آيا با اين قبيل کارهای تبليغاتی(!)، مطبوعاتی که متاسفانه بدنبال همين جور حاشيه ها هستند و غالبا" از اصل بدور می افتند،بهانه پيدا نکرده اند که از مهمترين لايحه ای که صد در صد زندگی مردم را تحت تاثير قرار خواهد داد و بسياری از اقشار فقير را خانه خراب ميکند،چشم بپوشند؟ آخر اين چه جور کار سياسی و تبليغاتی! است که حتی «يک عضوارشد بنياد باران» يعنی معاون آقای خاتمی هم از تصميم ايشان بی خبر است و بايد مانند منجّمين سخن بگويد؟ و چرا مطبوعات را درگير اين حاشيه های بی نتيجه می کنند تا از اصل مسائل غفلت کنند؟ هرچند به اعتقاد من،تقصير زيادی متوجه نامزدهای انتخاباتی و شخصيتهای سياسی نيست.تقصير اصلی متوجه مطبوعات ماست که حتی اگر بظاهرسياسی باشند،باز رنگ مورد علاقه خيلی هايشان «زرد» است و به «حاشيه های زرد» سياست و حرفهای درگوشی و پچ پچها بيشتر از متن آن توجه می کنند! آنچه در اين ميانه قربانی می شود،غالبا" اخباری است که سايه بر اصل زندگی مردم می اندازند و مغفول می مانند.باری! واقعيت تلخ اين است که مطبوعات (بخصوص روزنامه های) ما دچار بدسليقگی شده اند! Copyright: gooya.com 2011
|
||||||