اپوزيسيون خودشيفته، اپوزيسيون دائمی است، بيژن صفسری![]() پادزهری به نوشته آقای خسرو شاکری، بابک اميرخسروی![]()
در همين زمينه
15 فروردین» نقشه راه ولايت مطلقه فقيه، پاسخ به نوشتار شريعتمداری در کيهان حکومتی، پريش پاهکين15 فروردین» ديدن امروز با نگاه ديروز! پاسخ به نقدی در باره جنبش ملی ما هستيم، کوروش گلنام 13 فروردین» پاسخ به نقد وارده بر جنبش ما هستيم، در مقاله علی کلايی، پريش پاهکين 3 آذر» پرونده سازی امنيتی کيهان بر اساس حروف الفبا، پريش پاهکين 13 آبان» واپس گرايی اين درد بی درمان تاريخی! پريش پاهکين
بخوانید!
21 بهمن » برای سپاه تنها راه، پیوستن به ملت و به جنبش سبز آن است! گفتگوی تلاش با فرهاد يزدی
21 بهمن » صادق زیباکلام: رقابت اصلی بین حامیان احمدینژاد و اصولگرایان است، ایلنا 21 بهمن » محسن رضایی: دولتمردان ایران اجازه نمیدهند در خلیج فارس جنگ مجدد رخ دهد، فارس 21 بهمن » تهدید و توهین علیه ماشاالله عباسزاده، فعال سیاسی در کانادا 21 بهمن » امپریالیسم و ادبیات لجن مالی در سنت سیاسی چپ، مجید محمدی
پرخواننده ترین ها
» آرامگاه رضا شاه (تصویر)
» تهدید به بازداشت دختران میرحسین، ممنوعیت تدریس برای یکی از فرزندان، کلمه » سانسور همراهان خمینی در تصویر خبرگزاری فارس » روسيه: موضع اسرائيل نسبت به ايران عواقب فاجعه باری را در پی خواهد داشت، العربيه » دختران و مدیریت غرایز! (تصویر) » رهبر ايران مسوول اصلی حبس رهبران منتقد بايد آنها را آزاد کند، کمپين بين المللی حقوق بشر » اولين بيانيه فهرست انتخاباتی "صدای ملت" (منتقدان دولت دهم)، مهر » گلوله باران شهر حمص توسط ارتش سوریه وارد ششمین روز خود شد، راديو فردا پاسخ به نوشتار ف. م. سخن در مورد جنبش ملی ماهستيم، پريش پاهکينمی گويند شوخی و مطايبه عناصری هستند که در ادبيات از آن ها برای ايجاد نشاط و خنده در خواننده استفاده می شود .طنز و شوخی گاه تنها برای خنده و سرگرمی است (به نقل از فرويد) و گاه هدف خاصی را در نظر دارد و در آن طعنه و تعريضی نهفته است .در ادبيات ما عقلا و بهلول ها و افراد خردمند در جواب شاهان و بزرگان نکته يی در کار می کردند و با حاضر جوابی خود، باعث تنبه می شدند و گاهی خود يا ديگران را از مرگ می رهاندند. با اين تعريفها از قالب طنز در ادبيات که شناخته شده ترين تعريفهاست ،نوشتار جناب ف.م .سخن نه طنز است نه هزل است نه شوخی است نه کمدی نه اسباب نشاط است و نه مطايبه و نه چيز ديگر.اين نوشته تراوشات ذهنی است که خواسته در قالب لطيفه ای توهين آميز باور مردمان بيشماری را به مسخره بگيرد .
به راستی از ديدگاه ايشان جايگاه راستين طنز سياسی در جامعه ما چيست؟ آيا قلقلک دادن ارواح به قصد آگاه کردن شادمانه ی آنها از موضوعی ويژه است يا تصوير هنریِ اجتماعِ نقيضين يا انتقادی که به صورت خنده آور و مضحک بيان می شود ؟يا اينکه اصولا شعری است در نکوهش شرارت يا بلاهت که هدف راستينش اصلاح پليدی هاست ؟ نوشته ايشان که در هيچ يک از اين قالبها نمی گنجد و يا در اصول بر پايه هيچ کدام از طبقه بنديهای طنز يا هجو نيست ! در اين که پيشينه قلم زدن جناب ف.م.سخن در کار طنز و هجو است شايد شکی نباشد اما اينکه جنبش ملی مردم ايران اساسا دستمايه ای برای طنز يا هجو باشد جای بسی شگفتی است ! بايد از ايشان پرسيد آيا شيوه نوينی در ادبيات ملل اختراع کرده اند که ساز و کارش توهين به حرکتهای آزادی خواهانه مردم است؟! آن هم مردمی که در کشوری ديکتاتور زده ، پس از ۳۰ سال سر از يوغ استبداد مطلق برکشيده و سخن از بودن خود گفته اند؟ نوع نوشتار ايشان و بالاتر از آن شيوه نگاه ايشان نشان می دهد که آن چه مورد نظر شان بوده است تنها نگاهی هجو آميز به "جنبش ملی مردمی ما هستيم " نبوده و نيست .ايشان نويسنده ای است که دغدغه اجتماع دارد اما از جنبشی اجتماعی که از ماهها پيش در متن جامعه پديد آمده بی خبر است و در روزهای تعطيل نوروزی - که برخی از کوشندگان اين جنبش در زندان بودند و گروهی ديگر ، از هر شيوه ای برای بيان اعتراضات خود بهره برداری می کردند – با آسودگی خاطر به تماشای ماهواره نشسته و از وجود چنين جنبشی خبردار شده و چنان در خيالات و سوداهای نوروزی خود غوطه وربوده که می نويسد : "بديهی ست هر ايرانی در هر جای دنيا که باشد می تواند جنبشی به راه اندازد و مردم را به تحرک وادارد. مثلا کسی مثل هخا، جنبشی به راه می اندازد و چند صد و بل که چند هزار نفر را به خيابان می کشد تا او به عنوان رهبری شجاع و دلاور به ايران باز گردد و مردم خوشبخت شوند. يا آقای شهرام همايون جنبشی به راه می اندازد و جوانان را به نصب پرچم ِ شير و خورشيدْ نشان و نوشتن شعار "ما هستيم" بر در و ديوار تشويق می کند تا حکومت اسلامی با اين جنبش سرنگون شود و حکومتِ نمی دانم چیچی بر سر کار بيايد." پريش پاهکين Copyright: gooya.com 2011
|
||||||