جمعه گردی های اسماعيل نوری علا: آسيب های چهارگانه اتحاد![]() رابطه دین و دانش در اندیشه بازرگان، نصرالله لَشَنی![]()
در همين زمينه
30 اردیبهشت» فيلسوف و شيخ، مسعود نقره کار29 اردیبهشت» هان! بشنو سروش آزادی، هوشنگ اسدی، روزآنلاين 29 اردیبهشت» آقای عبدالکريم سروش شرم کنيد! الاهه بقراط 28 اردیبهشت» از دولت احمدی تا دولت محمودی، پاسخ عبدالکريم سروش به محمود دولت آبادی، اعتماد ملی 27 اردیبهشت» نيمی از قدرت، گزارشی از اشپيگل ۱۹۵۲، الاهه بقراط
بخوانید!
14 بهمن » داوطلبانی که تایید صلاحیت نشدهاند میتوانند شکایت کنند، ایلنا
14 بهمن » خروج سكه از كشور ممنوع شد، ایرنا 14 بهمن » خامنه ای: کسانی که رأی نمیآورند مراقب باشند کلاهی که بر سر رای نیاوردگان انتخابات ۸۸ رفت سرشان نرود! 14 بهمن » نامه سرگشاده به رئیس مرکز اولاف پالمه و کمیته برگزاری کنفرانس "اتحاد برای دمکراسی در ایران" در شهر استکهلم، مهرداد درویش پور 14 بهمن » بيست و پنجم بهمن و ضرورتهای ازجنس دیگر، سجاد نیک آیین
پرخواننده ترین ها
» انتخابات و رفسنجانی؛ جدید ترین سوژه برای وحشت زدگی در حکومت وحشت، سید مجتبی واحدی
» همایش بزرگ عاشقان مقوا! (تصویر) » پونه دختر ایرانی در مسابقات شنای زمستانی سوئد (ویدئو) » "قتل های زنجیره ای با قتل طرفداران منتظری در سپاه آغاز شد"، مسعود نقره کار » خامنه ای: کسانی که رأی نمیآورند مراقب باشند کلاهی که بر سر رای نیاوردگان انتخابات ۸۸ رفت سرشان نرود! » طرح دوفوریتی مجلس برای قطع خرید از شرکت سامسونگ به دلیل اقدام ضد ایرانی، فارس » گروگانگيري بي سابقه خانواده و نزديكان كارمندان بي بي سي فارسي » تبلیغ سامسونگ در اسرائیل علیه ایران (ویدئو) طنز: پاسخ عبدالکريم سروش به الاهه بقراط، سيروس. شينگفتند که الاهه ای قلم برگرفته و در آسمان پژاقت پرگرفته و مرکب سياه بر کاغذ سفيد کشيده و بر حسين من خنجر يزيد کشيده. برآمدم به تورق پروندهاش که استالين را در جيب راست داشته و با او قرار نان و ماست داشته و مائو را در جيب چپ داشته و با او شنای شلپ شلپ داشته و با انور خوجه به خوردن گوجه پرداخته و با صدراعظم آلمان غربی به خوردن چربی رفته بوده و اجاره خانهاش عقب افتاده و موجر به فکر وصول طلب افتاده و زن عمويش زير ابروی خويش برداشته و خصوصاً که از دو سه ماه پيش برداشته.
حالا بنگريد ضعيفهای که اينقدر سابقهی سو دارد و زن برادرش هم در تهران هوو دارد چگونه مرا که در مريلند نشستهام و پنجره را هم بستهام به باد فسامت و قماکت و براقط ميگيرد که من در انقلاب فرهنگی فلان کردهام و ندانسته که من فلان نکردهام بلکه رضای مش باقر و حسنعليجعفر جغورآبادی و مش يوسف قنارادی انقلاب فرهنگی کردند و مرا هم رنگی کردند و با رنج و افسوس همسايه کردند و خلاصه ضايع کردند. آنکه در آن حادثه قبراق بود کار همی کرد ولی مفتکی قافيه بسيار به نثرش همی منتقدينش که نمودند بحث هيچ نه عمامه به سر داشتی لباس شخصی به تنش بود صاف ياد نمائيد از او دوستان فاتحه Copyright: gooya.com 2011
|
||||||