کشتی نوح و ناخدای متوهّم! بابک داد![]() مردم چند نفراند؟ آرش جودکی![]()
در همين زمينه
30 اردیبهشت» فيلسوف و شيخ، مسعود نقره کار29 اردیبهشت» هان! بشنو سروش آزادی، هوشنگ اسدی، روزآنلاين 29 اردیبهشت» آقای عبدالکريم سروش شرم کنيد! الاهه بقراط 28 اردیبهشت» از دولت احمدی تا دولت محمودی، پاسخ عبدالکريم سروش به محمود دولت آبادی، اعتماد ملی 27 اردیبهشت» نيمی از قدرت، گزارشی از اشپيگل ۱۹۵۲، الاهه بقراط
بخوانید!
21 اسفند » فراخوان دفتر آيتالله منتظری از کليه کاربران و علاقهمندان جهت ارسال آثار مرتبط با آيتالله منتظری
21 اسفند » حسين حقی از اعدام نجات يافت، ايلنا 21 اسفند » احمدینژاد: روز سقوط شيطانهای بزرگ نزديک است، دنيا نيازمند عدالت است و نه بیحيثيتیهای سياسی به نام حقوق بشر، ايسنا 21 اسفند » حسن روحانی: عدهای میخواهند دفع حداکثری کنند، نبايد بگذاريم جامعه شقهشقه شود، ايسنا 21 اسفند » يک نفر در ملاء عام در اهواز به دار آويخته شد، اعدام دو نفر ديگر در ملاء عام در روزهای آينده، هرانا
پرخواننده ترین ها
» دیدار کروبی و موسوی با تاجزاده (گزارش تصویری)
» پشت پردههای توقيف گذرنامۀ محمد خاتمی، جرس » ميرحسين موسوی در ديدار با مصطفی تاجزاده: همه میايستيم تا به هدفمان برسيم، کلمه » سفر استانی احمدی نژاد به بندرعباس (گزارش تصویری) » جمع آوری نامه های مردمی به احمدی نژاد (گزارش تصویری)، مهر » فريدون فرخزاد از ديدگاههای سياسی و اجتماعی خود میگويد (ويدئوی کمياب) » مصاحبه اخترقاسمی با برمک بهداد خبرنگار کرد ایرانی مترجم کتاب آیات شیطانی » سايت "تغيير برای برابری" برنده اولين جايزه نت شهروند گزارشگران بدون مرز و گوگل شدند طنز: پاسخ عبدالکريم سروش به الاهه بقراط، سيروس. شينگفتند که الاهه ای قلم برگرفته و در آسمان پژاقت پرگرفته و مرکب سياه بر کاغذ سفيد کشيده و بر حسين من خنجر يزيد کشيده. برآمدم به تورق پروندهاش که استالين را در جيب راست داشته و با او قرار نان و ماست داشته و مائو را در جيب چپ داشته و با او شنای شلپ شلپ داشته و با انور خوجه به خوردن گوجه پرداخته و با صدراعظم آلمان غربی به خوردن چربی رفته بوده و اجاره خانهاش عقب افتاده و موجر به فکر وصول طلب افتاده و زن عمويش زير ابروی خويش برداشته و خصوصاً که از دو سه ماه پيش برداشته.
حالا بنگريد ضعيفهای که اينقدر سابقهی سو دارد و زن برادرش هم در تهران هوو دارد چگونه مرا که در مريلند نشستهام و پنجره را هم بستهام به باد فسامت و قماکت و براقط ميگيرد که من در انقلاب فرهنگی فلان کردهام و ندانسته که من فلان نکردهام بلکه رضای مش باقر و حسنعليجعفر جغورآبادی و مش يوسف قنارادی انقلاب فرهنگی کردند و مرا هم رنگی کردند و با رنج و افسوس همسايه کردند و خلاصه ضايع کردند. آنکه در آن حادثه قبراق بود کار همی کرد ولی مفتکی قافيه بسيار به نثرش همی منتقدينش که نمودند بحث هيچ نه عمامه به سر داشتی لباس شخصی به تنش بود صاف ياد نمائيد از او دوستان فاتحه Copyright: gooya.com 2009
|
||||||