دوشنبه 2 شهریور 1388   صفحه اول | درباره ما | گویا


گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

آنچه نسل امروز بايد از روحانيت بداند، بيژن صف سری

فيض الله عرب سرخي
اين كه امروز گروهی از روحانيت نسبت به برخی از وقايعی كه در ايران امروز ما در جريان است به مخالفت برخاستند و برخی در لاك سکوت فرو رفته اند موضوع پرسشی براي نسل امروز اين آب و خاك است كه در پی پاسخ آن است به عبارت بهتر، نسل پس از انقلاب با اين پرسش دست به گريبانند كه مگر همه روحانيون (شيعه) از آبشخور يك مكتب سيراب نمی شوند كه در برخورد با چنين وقايع تاريخ ساز، واكنش و موضع گيری واحد و هم سو ندارند؟

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


نسل امروز با اينكه تمام طول عمر خود را در نظامي مبتني بر دين گذارنده و طبعا اغلب مديران اجرايي كشور را درسي سال گذشته در كسوت روحانيت ديده است اما به دليل غلو ها و اضافاتي كه در معرفي روحانيت خاصه پس از انقلاب وجود داشته است ، شناخت كافي از اين قشر جامعه ندارد ، هر چند هزاران كتاب در اين باره منتشر شده است اما با اين وجود طيف وسيعي از جوانان نسل امروز به دليل غير جذاب بودن موضوع با توجه به شگفتي هاي جهان امروز در علم ارتباطات مانند اينترنت و ديگر دانش هاي روز، رغبتي به پژوهش و يا خواندن اين نوع كتاب ها نداشتند از اين رو در برابر وقايع تاريخ ساز امروز به پرسش هايي بر خورد مي كنند كه عاجز از دريافت پاسخ آن هستند مانند وقايع جاري امروز كشور كه منجر به موضع گيري برخي علما و يا سكوت برخي ديگرشده است .


اينكه امروز گروهي از روحانيت نسبت به برخي از وقايعي كه در ايران امروز ما در جريان است به مخالفت بر خاستند و برخي در لاك سوكت فرو رفته اند موضوع پرسشي براي نسل امروز اين آب و خاك است كه در پي پاسخ آن است به عبارت بهتر، نسل پس از انقلاب با اين پرسش دست به گريبانند كه مگر همه روحانيون ( شيعه ) از آبشخور يك مكتب سيراب نمي شوند كه در برخورد با چنين وقايع تاريخ ساز، واكنش و موضعگيري واحد و هم سو ندارند ؟ آيا در آئين اسلام ، و مكتب شيعه ، شاخص ظلم و تجاوز نسبت به مردم چند گونه است كه بر خي از روحانيون بنا بر اصل مهم ، امر به معروف و نهي از منكر، رسالتي در خود احساس مي كنندو به اعتراض بر مي خيزند و برخي بر عكس ،همه چيز را وفق مراد اسلام ناب محمدي مي بينند وسكوت خود را منطبق با رسالت خود مي پندارند ؟


بي شك براي پاسخ به اين پرسش علاوه بر شناخت اسلام بايد به سابقه روحانيت شيعه رجوع كرد كه به نظر نگارنده هيچ مرجعي هم جز تاريخ دو قرن گذشته اين آب و خاك وجود ندارد خاصه تعمق و مطالعه تاريخ دويست سال گذشته اين مرز و بوم كه نقش روحانيت در اين دوره از تاريخ اين كهنه ديارآنچنان برجسته و تاثير گذار است كه با توجه به دور تسلسلي كه همواره در تاريخ كشورمان وجود دارد، شناخت خوبي از روحانيت بدست خواهد آمد مثلا به خوبي در خواهيم يافت كه چرا آيات عظام چون منتظري و يا صانعي و يا ديگر مراجعي كه اكنون نسبت به وقايع پس از انتخابات دور نهم رياست جمهوري كه طيف وسيعي از باز داشت ها و وقايع مرتبط با آن مانند قتل و تجاوز و شكنجه را به همراه داشته است ، لب به اعتراض گشودندآن هم در شرايطي كه خود از پايه هاي اوليه استقرار نظام كنوني بوده و يا بر عكس خواهيم دانست كه دليل سكوت برخي ديگر از علما بر پايه كدام منطق استوار است .


مورخين و علماي تاريخ براي بررسي نقش روحانيت در سياست و كار حكومت ، تاريخ اين كهنه ديار را به 5 قسمت تقسيم نمودند كه بطور اجمال به شرح ذيل است .

دوره اول : دوران شروع وارد شدن علما در سياست ، اين دوران از آغاز حكومت قاجار شروع مي شود و تا آخر سلطنت فتحعلي شاه ادامه مي يابد. مشخصه اين دوره ، تكميل و توسعه مباني فقه امروزي شيعه ، پيدا شدن مراجع تقليد درجه يك و ازدياد نفوذ علماي دين و دخالت آنان در كار سياست و امور دولت است . اين دوره با انقلاب كبير در فرانسه ، جدا شدن دين از دولت و سياست و ظهور ناپلئون و شروع تمدن جديد در اروپا مقارن است

دوره دوم : دوران كوشش متجددين براي آوردن تمدن جديد اروپا به ايران است كه از ابتداي سلطنت طولاني ناصرالدين شاه شروع مي شودو با شروع نهضت مشروطه در زمان مظفرالدين شاه پايان مي يابد، مشخصه اين دوره عبارت است از شروع نفوذ تمدن اروپايي در ايران و تقسيم علما به دو گروه: يك گروه موافق تمدن جديد بودند ( علماي تجدد طلب ) و گروه ديگر علمايي كه مخالف تقليد از تمدن جديد بودند ( علماي محافظه كار يا بنياد گرا ).

دوره سوم : دوران قيام علماي تجدد طلب و مبارزه آنان براي تغير رژيم و خود كامگي شاهان ، برقراري رژيم مشروطه و قبول برخي از رسوم تمدن غرب است ، اين دوره از نهضت مشروطه تا سقوط قاجاريه ادامه داشت و مشخصه اين دوران عبارتند از : مبارزه داخلي بين علما ي دين ، اختلاف آنان در تفسير حكومت مشروطه يا مشروعه ، حدود آزادي مردم و تعين حدود اختيارات ملت در تعين سرنوشت كشور

دوره چهارم : دوره ازدياد نفوذ تمدن غرب در ايران است ، اين دوره از اول سلطنت رضا شاه تا سقوط سلطنت محمد رضا شاه پهلوي ادامه داشت، مشخصه اين دوره عبارت است از : تقليد روز افزون تمدن غرب در ايران ، دو فرهنگي شدن مردم ( گروهي طرفدار فرهنگ غرب و گروهي وابسته به فرهنگ سنتي ) كوشش طرفداران فرهنگ غرب در حذف دخالتهاي علما در امور اجتماعي و سياسي در جدايي مذهب از دولت . در آخر همين دوره بود كه طرفداران فرهنگ سنتي به رهبري آيت الله خميني قيام كردند و با انقلاب اسلامي ، رژيم سلطنتي برچيده شد و كشور ما براي اولين بار در تارخ داراي حكومتي كاملا مذهبي گرديد .

دور ه پنجم : دوران بعد از انقلاب است كه مشخصه آن عبارت است از : در دست گرفتن مسئوليت مستقيم اداره مملكت براي اولين بار در تاريخ 1400 ساله شيعه از طرف علماي دين و به نيابت امام غايب، مواجه شدن علماي دين با مشكلات اجرايي كشور و مسائل بين المللي و اقتصادي، كوشش براي از ميان برداشتن " هجوم غرب " ، جلب توجه دنيا به اينكه آيا حكومت مذهبي در قرن 21 مي تواند وظايف خود را كه تقوا و عدل اسلامي است انجام دهد يا بايد براي اين كار روشهاي متداول در ممالك غربي را سرمشق قرار دهد.

بيژن صف سري

http://bijan-safsari.com


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 



















Copyright: gooya.com 2016