چهارشنبه 1 مهر 1388   صفحه اول | درباره ما | گویا


هشدار که "شام"، غريبان است! نامه ماشاالله عباس‌زاده به رهبری ايران

ماشاالله عباس‌زاده
نگارنده اين سطور، که در عهد موسوم به اصلاحات خود از کارکنان ارشد ستاد انتخابات کشور بودم، خاطرات ريز و درشت بی‌شمار دارم که خواه‌ناخواه در آتيه‌ی تاريخ ايران ضرورت به روشنگری است... کنون که دين‌کاران تبهکار مورد تفقّد مهرورزانه‌ی محضر عظمايند و کوشندگان ميهن‌دوست را گوش شنيدن "ناله‌ها" نيست، نهضتِ نامه را همراهی می‌کنم و در اين مسير نکاتی‌ اندک معروض می‌دارم ... [ادامه مطلب]

جرم مهدی خزعلی ارتداد سياسی است، مجتبی واحدی

مجتبی واحدی
پرسش مشخص من اين است که با توجه به مبانی قرآنی و احاديث منتسب به پيامبر اسلام و ائمه معصومين، کدام انسان در درگاه خداوند ارزشمندتر است: انسانی که مسلمانی را بدون هيچ‌گونه تحقيق از والدين خود به ارث برده، يا کسی که در روند تحقيق، دچار ابهاماتی نسبت به دين ميراثی خود شده و از آن فاصله گرفته است؟  ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

پاسخ آيت الله منتظری به نامه ميرحسين موسوی: اعترافات متهم حتی بر‏ ‏عليه خودش نيز معتبر و مسموع نيست

متن نامه آقای مهندس ميرحسين موسوی:

‏بسم الله الرحمن الرحيم

‏مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمی منتظری (دام ظله)
‏ ‏با سلام ; پيرو حوادث چند ماهه اخير بيانيه ضميمه از سوی اينجانب صادر‏ ‏شده است . احساس نيازی که همواره برای همفکری و همکاری با مرجعيت‏ ‏گرانقدر و روحانيت متعهد وجود دارد مرا تشويق کرد تا نسخه ای از آن را‏ ‏جهت اخذ راهنمايی تقديم کنم .
‏ ‏اولين هدف در اين بيانيه آن است که اگر خشم و نارضايتی در مردم به‏ ‏وجود آمده است آنان تصور نکنند که اين احساسات منفی انباشته شده در‏ ‏ضميرشان متوجه دين است . اين رسالتی است که به نظر می‎رسد بر عهده ‏ ‏تمامی کسانی که اسلام بر آنان حق حيات دارد و در رأس آنان روحانيت‏ ‏اسلام قرار گرفته باشد تا اجازه ندهند اقشار مختلف ، علی الخصوص جوانان‏ ‏که اينک اکثريت جامعه ما را نيز شکل می‎دهند ميان برداشت های‏ ‏نادرست ، گزينشی و سطحی از دين و حقيقت آن اشتباه کنند و بر اثر‏ ‏هيجان های عاطفی از اسلام فاصله بگيرند.
‏ ‏رسانه های دولتی اصرار دارند که ما را مسبب و محرک حوادث اين چند‏ ‏ماهه معرفی کنند، حال آن که رفتارهای مسئولان کشور نه فقط در‏ ‏انتخابات ، بلکه از سال ها پيش هيمه هايی را انباشته بود که با خطاهای اين‏ ‏ايام شعله ور شد و با باد نخوتی که بر آن دميدند ابعاد اين آتش روز به روز‏ ‏توسعه پيدا کرد. اينجانب قطعا حق را به مردمی می‎دهم که با برخوردهای‏ ‏غيراسلامی ، غيرقانونی و غيرمنصفانه حقوقشان پايمال شده است ; و با‏ ‏استناد به مدارک غيرقابل انکار بدون ترديد اعتقاد دارم که در انتخابات‏ ‏تقلب های سازمان يافته و وسيع رخ داده است . در عين حال اگر در موجی‏ ‏که از خشم مردم برخاسته است احساس خطر برای اصل کشور و اصل‏ ‏نظام نمی کردم ، برايم سخت نبود که بيست سال ديگر سکوت کنم .



تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 


‏ ‏اما اين گونه نبود و نيست که مردم با سکوت يا سازش يک نفر دست از‏ ‏حرکت خود بردارند، بلکه پس از مدت کوتاهی بلاتکليفی به زودی اين‏ ‏حرکت از نو و با شکلی کور و در حالی که به هيچ يک از دلبستگان به نظام‏ ‏اعتماد نداشت آغاز می‎شد، و چه بسا ديگرانی که برای اين کشور و ملت‏ ‏خواب های ناگوار ديده اند در هدايت آن به سوی منافع و مطامع خود طمع‏ ‏می‎کردند.
‏ ‏هدف ديگر از اين بيانيه و نيز بيانيه ها و حرکات قبلی اين است که‏ ‏تکاپوهای مردم در چهارچوب نظام باقی بماند و در دام ساختارشکنی های‏ ‏خطرناک نيفتد. اين خطری است که اگر محقق شود به راحتی می‎تواند از‏ ‏ايران افغانستان و عراقی ديگر بسازد. ما نمی توانيم برای خوش آمد کسانی‏ ‏که نمی توانند اين خطر را ببينند وظيفه خود را در پيشگيری از آن فراموش‏ ‏کنيم ، کما اين که نمی توانيم بدون اثبات تعهد خود نسبت به خواسته های به‏ ‏حق مردم و بازگو کردن آن در گفته های خود از آنان دعوتی برای آرامش‏ ‏داشته باشيم .
‏ ‏مرحوم ملا محسن فيض کاشانی در رساله الفت نامه غايت اکثر تکاليف‏ ‏شرعيه را حصول محبت و الفت اجتماعی ذکر می‎کند. نتيجه ای که از اين‏ ‏محبت و الفت ناشی خواهد شد همان چيزی است که در علوم جديد از آن با‏ ‏عنوان شبکه های اجتماعی نام می‎برند، به عنوان راهی برای مهار حکومت‏ ‏و بازداشتن آن از تکرار خطاهايش ، و به مثابه روشی که به سرزندگی‏ ‏اجتماعی بينجامد و بستری که توان ها و عواطف به هيجان آمده را در بستر‏ ‏خود جای دهد و از سرريزهای تخريب کننده آن جلوگيری کند، تقويت‏ ‏شبکه های اجتماعی در اين بيانيه توصيه شده است . اين پيشنهاد‏ ‏می‎توانست بنا بر آن چيزی که فيض می‎فرمايد رونويسی از نسخه اسلام‏ ‏تلقی شود، اگر چه کسانی که در بی انصافی مبالغه می‎کنند آن را رونويسی از‏ ‏نسخه سيا خوانده اند.
‏ ‏و سرانجام در اين بيانيه راهکارهايی برای برون رفت از بحران فعلی ارائه‏ ‏شده است که اميدوارم مورد اعتنا قرار گيرند.
‏ ‏‏۱۳۸۸/۶/۲۱‏‏
‏ ‏با احترام - مير حسين موسوی


پاسخ آيت الله العظمی منتظری:

‏بسم الله الرحمن الرحيم

‏جناب آقای مهندس ميرحسين موسوی دامت توفيقاته
‏ ‏پس از سلام و تحيت ; نامه مورخ ‏۱۳۸۸/۶/۲۱‏ جنابعالی همراه با ضميمه ‏ ‏آن واصل و ملاحظه گرديد. شخصيت جنابعالی و تعهدتان نسبت به‏ ‏ارزشهای دينی و اخلاقی و اهداف انقلاب و خدمات ارزنده دولت شما در‏ ‏دوران جنگ تحميلی و حمايت های مکرر مرحوم امام خمينی (ره ) از شما برای‏ ‏همگان روشن است . در جريان انتخابات رياست جمهوری اخير و وقايع و‏ ‏فجايع بعد از آن که شما مورد توجه اقشار وسيعی از مردم و نخبگان قرار‏ ‏گرفتيد، در حقيقت از آزمايش و ابتلاء بزرگی در پيشگاه خداوند متعال و‏ ‏در مقابل مردم آگاه ، سربلند بيرون آمديد; و تاکنون در حد امکان و توان‏ ‏خويش از حقوق تضييع شده مردمی که با شرکت در انتخابات رياست‏ ‏جمهوری افتخار بزرگی را برای کشور آفريدند دفاع نموديد، که جای بسی‏ ‏تقدير و تشکر دارد.

‏ ‏امور پيشنهادی ضميمه نامه جنابعالی که در حقيقت تقويت و فعال نمودن‏ ‏شبکه های اجتماعی و نهادهای مردمی است ، اموری معقول و سنجيده و‏ ‏مطابق مقتضای حال و شرايط کشور، و نيز مطابق دستور قرآن است که‏ ‏می‎فرمايد: (يا ايها الذين آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا...)، (سوره ‏ ‏آل عمران ، آيه ۲۰۰); اگر با انصاف و به دور از تنگ نظری مورد بررسی قرار‏ ‏گيرد و آنها را عملی سازند و جو پليسی و بگير و ببند کنونی خاتمه يابد،‏ ‏می‎تواند راه مفيد و موثری برای برون رفت از بحران کنونی - که در اثر‏ ‏قدرت طلبی و خودخواهی و غرور و ندانم کاری ها دامنگير جمهوری‏ ‏اسلامی شده است - باشد و سنگ بنای تحولی مثبت در جهت اصلاح نظام‏ ‏و حفظ آن از خطر فروپاشی و انشقاق و پراکندگی صفوف ملت‏ ‏گردد.

‏ ‏البته توجه داريد راه اصلاحی مذکور که شما در جهت دفاع از حقوق مردم و‏ ‏نجات جمهوری اسلامی از اين بحران بزرگ انتخاب کرده ايد بس دشوار‏ ‏بوده و در معرض فشارها و تهديدهای بسياری از ناحيه کسانی است که‏ ‏اين بحران را ايجاد کرده اند. مطمئن باشيد که با اتحاد و صبر و استقامت ،‏ ‏خداوند بنا بر وعده خود، راههای هدايت برای پيروزی را به مردم عزيز‏ ‏عنايت می‎فرمايد. (والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا و ان الله لمع‏ ‏المحسنين )، (سوره عنکبوت ، آيه ۶۹); و از طرفی استقامت در اين راه الهی ،‏ ‏انسان را محل نزول فرشتگان همراه با بشارت آنان به ايمنی و نداشتن ترس و‏ ‏اندوه می‎سازد. (ان الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم‏ ‏الملائکة ان لاتخافوا و لاتحزنوا...)، (سوره فصلت ، آيه ۳۰).

‏ ‏متأسفانه بعد از انتخابات ، عده ای از نخبگان و فعالان سياسی و مطبوعاتی‏ ‏بازداشت شدند و برخلاف شرع و قانون برای اعتراف گيری های‏ ‏غير حقيقی و دروغين مورد فشار قرار گرفته و اعترافات بعضی آنان از‏ ‏رسانه های عمومی پخش گرديد، و اين مسلم و بديهی است که اقرار‏ ‏شخص بر عليه شخص ديگری در چنين شرايطی معتبر و مسموع نيست ;‏ ‏بلکه آنچه بيشتر مورد تأکيد روايات مستفيضه می‎باشد اين است که حتی‏ ‏اقرار شخص بر عليه خودش در زير هر گونه فشار و شکنجه اعم از تهديد،‏ ‏تجريد، حبس ، ترس و مانند آن اعتباری نداشته و مسموع نمی باشد. (وسايل الشيعة ، جلد ۱۸، صفحه ۴۹۷ و ۴۹۸; و دراسات فی ولایة الفقيه ، جلد دوم ، صفحه ‏ ‏۳۷۸).

‏ ‏و اجتهاد در مقابل نص اين روايات ، صحيح نيست ; و نظردادن در مقابل‏ ‏آنها بدعتی واضح است ، و اصل "اقرار العقلاء علی انفسهم جايز" فقط در‏ ‏شرايط عادی و بدون اعمال زور و فشار نافذ است .

‏ ‏علاوه بر اين ، در اصل سی و هشتم قانون اساسی آمده است : "هر گونه‏ ‏شکنجه برای گرفتن اقرار و يا کسب اطلاع ممنوع است . اجبار شخص به‏ ‏شهادت ، اقرار و يا سوگند مجاز نيست ; و چنين شهادت و اقرار و سوگندی‏ ‏فاقد ارزش و اعتبار است . متخلف از اين اصل طبق قانون مجازات‏ ‏می‎شود." طبق عموم و اطلاق اين اصل ، هر گونه شکنجه ای برای‏ ‏اعتراف گيری و کسب اطلاعات مجازات دارد، و اقرارها و اعترافات گرفته‏ ‏شده از اين طريق نيز ارزش و اعتباری ندارد.

‏ ‏روشن است که حبس در سلول انفرادی بويژه در دراز مدت که متهم را‏ ‏زير فشار وادار به اعتراف می‎کند از مصاديق بارز شکنجه است ; و با‏ ‏اعمال فشار و شکنجه ، مخصوصا به شکل وحشتناکی که در دوره اخير انجام‏ ‏شده و شرايط غيرعادی که در پی آن وجود دارد، اعترافات متهم حتی بر‏ ‏عليه خودش نيز معتبر و مسموع نيست ; حتی اگر متهم بارها در آن شرايط و‏ ‏از طريق مصاحبه و ميزگرد اعتراف و اعلام کند که خطا کرده و مرتکب‏ ‏اشتباه و جرم شده است ، اعترافات مکرر با وجود آن شرايط در بی اعتبار‏ ‏بودن ، حکم همان اعتراف اوليه را دارد.

‏ ‏همچنين در اصل سی و نهم قانون اساسی آمده است : "هتک حرمت و حيثيت‏ ‏کسی که به حکم قانون دستگير، بازداشت ، زندانی يا تبعيد شده به هر‏ ‏صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است ."

‏ ‏حال چگونه شده است که افراد سرشناسی که سالها برای اين نظام خدمت‏ ‏کرده اند با اعترافات فاقد ارزش و اعتبار، در معرض ديد ميليونها نفر‏ ‏مورد هتک حرمت و حيثيت قرار گرفته اند ولی هيچ کس در قبال اين مسأله‏ ‏نه تنها مجازات نمی شود بلکه مورد تأييد و تشويق قرار گرفته و اعترافات‏ ‏نيز معتبر شمرده می‎شود؟!

‏ ‏آنچه در اين خصوص مشکل را بيشتر کرده و اعترافات را بی اعتبارتر‏ ‏می‎کند اين است که در سيستم قضايی کنونی کشور، مدعی و طرف دعوا‏ ‏در مقابل متهمان سياسی که جريان فکری مقابل حاکميت هستند، خود‏ ‏اعتراف گيران و محاکم قضايی وابسته به حاکميت است ; و نزد هيچ عقل‏ ‏سليمی در هيچ کجای جهان ، اين گونه اعترافات و نيز حکم و داوری ‏ ‏متعاقب آن ، کمترين ارزش حقوقی و قضايی را ندارد; چون در چنين‏ ‏محکمه ای مدعی و قاضی يکی است و فلسفه وجود هیأت منصفه که در اصل‏ ‏۱۶۸ قانون اساسی آمده است همين است ، که متأسفانه به اين اصل هم مانند‏ ‏بسياری از اصول قانون اساسی بی توجهی شده و به آن عمل نمی شود.

‏ ‏اقدامات اخير حاکميت و دادگاههای نمايشی آن علاوه بر اين که خلاف شرع‏ ‏و خلاف مصالح کشور و اسلاميت و جمهوريت نظام و از بدعت های بارز‏ ‏می‎باشد، برخلاف مصلحت دنيوی خود حاکمان که می‎خواهند حکومت و‏ ‏رياست کنند نيز می‎باشد. حاکميت اگر به جای سرکوب مردم و ايجاد‏ ‏فجايع اخير، عقل و شعور سياسی را حکم قرار داده و به تذکرات بعضی از‏ ‏بزرگان و علماء و مراجع گوش فرا داده بود و يک هیأت بيطرف و‏ ‏مرضی الطرفين را برای رسيدگی به شبهات انتخاباتی تعيين نموده بود، هرگز‏ ‏گرفتار بحران عدم مشروعيت کنونی نمی شد. حکومتی که در آن اقشار‏ ‏وسيعی از مردم و نخبگان ، ناراضی و در فشار باشند قابل دوام نيست . اگر‏ ‏حکومت کردن با اين شيوه و روش و با ايجاد رعب و خفقان و استبداد و‏ ‏سرکوب و پر کردن زندانها از نخبگان و آزادی خواهان و گروههای سياسی‏ ‏مختلف ممکن بود، رژيم شاه توانسته بود حکومت خود را حفظ کند و هنوز‏ ‏پابرجا بود.

‏ ‏نظامی که تحت لوای اسلام بوده و افتخار شيعه بودن را دارد با انجام چنين‏ ‏اعمالی نه تنها در سطح جهان ، بلکه در کشور و در ميان توده ها و جوانان ‏ ‏خودمان نيز موجب بدبينی نسبت به اسلام و دين گشته ، و عجز اسلام از‏ ‏تحقق عدالت در جامعه را اعلام می‎کند; و متأسفانه تصميم گيرندگان امور‏ ‏بر اين حقيقت روشن چشم بسته اند و به مدح مداحان و چاپلوسی‏ ‏تملق گويان - که طبق حديث پيامبر خدا(ص ) بايد خاک بر دهان آنان ريخته‏ ‏شود - دل خوش کرده اند.

‏ ‏سلامتی و توفيق جنابعالی را در پيمودن اين راه خطير از خداوند بزرگ‏ ‏مسألت دارم .
‏ ‏والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته .

‏۳۱ شهريور ماه ۱۳۸۸ - ۲ شوال ۱۴۳۰‏
‏قم المقدسة - حسينعلی منتظری


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 

























Copyright: gooya.com 2011

Served by C#1 Server #1 in 0.022 seconds