اپوزيسيون خودشيفته، اپوزيسيون دائمی است، بيژن صفسری![]() پادزهری به نوشته آقای خسرو شاکری، بابک اميرخسروی![]()
در همين زمينه
29 مهر» بيانيه شورای فعالان ملی- مذهبی برای آزادی زندانيان سياسی به ويژه محمد ملکی، کيوان صميمی و احمد زيدآبادی29 مهر» معترضين سبز با عکس احمد زيدآبادی بر روی ميز روزنامه کيهان در نمايشگاه مطبوعات، ادوارنيوز 28 مهر» شايعه صدور حکم حبس برای زيدآبادی تکذيب شد، شريف: اين شايعات با چه هدفی منتشر میشود؟ ادوارنيوز 27 مهر» احمد زيدآبادی همچنان ممنوع الملاقات است، مهديه محمدی، همسر زيدآبادی: خداوند تقاص مظلوم را از ظالم میگيرد، ادوارنيوز 24 مهر» فعالان سياسی، فرهنگی و اجتماعی در منزل احمد زيدآبادی: به امر تغيير بيانديشيم، گزارش کامل از اين نشست
بخوانید!
21 بهمن » برای سپاه تنها راه، پیوستن به ملت و به جنبش سبز آن است! گفتگوی تلاش با فرهاد يزدی
21 بهمن » صادق زیباکلام: رقابت اصلی بین حامیان احمدینژاد و اصولگرایان است، ایلنا 21 بهمن » محسن رضایی: دولتمردان ایران اجازه نمیدهند در خلیج فارس جنگ مجدد رخ دهد، فارس 21 بهمن » تهدید و توهین علیه ماشاالله عباسزاده، فعال سیاسی در کانادا 21 بهمن » امپریالیسم و ادبیات لجن مالی در سنت سیاسی چپ، مجید محمدی
پرخواننده ترین ها
» آرامگاه رضا شاه (تصویر)
» تهدید به بازداشت دختران میرحسین، ممنوعیت تدریس برای یکی از فرزندان، کلمه » سانسور همراهان خمینی در تصویر خبرگزاری فارس » روسيه: موضع اسرائيل نسبت به ايران عواقب فاجعه باری را در پی خواهد داشت، العربيه » دختران و مدیریت غرایز! (تصویر) » رهبر ايران مسوول اصلی حبس رهبران منتقد بايد آنها را آزاد کند، کمپين بين المللی حقوق بشر » اولين بيانيه فهرست انتخاباتی "صدای ملت" (منتقدان دولت دهم)، مهر » گلوله باران شهر حمص توسط ارتش سوریه وارد ششمین روز خود شد، راديو فردا نامه ای به احمد زیدآبادی: مبادا فکر کنید در روزمرگیهاتان کسی به یادتان نیست! برگرفته از وبلاگ آق بهمنسلام آقای زیدآبادی میتوانم حدس بزنم که دل و دماغ همیشگی را نداشته باشید، زیاد وقتتان را نمیگیرم. خواستم بگویم دلم برای شما و گپ زدن با شما و آن نوشتههایی که اسم شما زیرش بود تنگ شده. نمیگذارند دیگر بنویسید، نه؟ گپ هم که هیچ .. لابد آنجا کسی نیست با او گپ بزنید. و تازه بازجوی شوربختِ کوردل چه میفهمد طنز ظریف اهل زیدآباد را. یادتان هست آخرین بار که همدیگر را دیدیم؟ یک سال بیشتر است غلط نکنم. رستوران شاطر عباس، نبش چهارراه پارک وی. شما مثل دفعه قبل و دفعه قبلترش ماهی سفارش دادید. و اعتراف میکنم که با خود گفتم کرمانی است یا مازندرانی و گیلانی؟ این همه عشق به ماهی از کجا؟ به گمانم دوران چند ساله محرومیت از فعالیتهای اجتماعی که عدلنشناسان برایتان بریده بودند تازه تمام شده بود. من از درس گفتم و از تِز و از بازگشت پس از پایان درس، شما هم از کار گفتید و از سیاست و از ستون «روزمرگیها». از آن مستطیل کوچکی که گوشه یکی از صفحههای شهروند امروز گرفته بودید و مختصر و مفید را معنا میکردید. یادم است میگفتید که بعضی دوستان ناراضیاند که این داستانوارهها چیست و طنز چیست و تو تحلیل و یادداشتت را بنویس. و باز یادم است که به خنده گفتید من اگر به خودم باشد نوشتن همین روزمرگیها را خوشتر دارم. نمیگویم یادش به خیر چون حسی ته دلم میگوید قسمت «خیر» ماجرا هنوز مانده. شک ندارم به آن قسمت هم میرسیم و آن موقع روزمرگیها آی خواندن دارد، آی خواندن دارد ...
آقای زیدآبادی عزیز! این چند خط را نوشتم که فقط بگویم جای خودتان و نوشتههاتان خالی است، مبادا یک لحظه فکر کنید در روزمرگیهاتان کسی به یادتان نیست، ما هستیم. کم هم نیستیم. ارادتمند همیشگی ... مهراد (برگرفته از وبلاگ آق بهمن) Copyright: gooya.com 2011
|
||||||