پنجشنبه 30 مهر 1388   صفحه اول | درباره ما | گویا


اپوزيسيون خودشيفته، اپوزيسيون دائمی است، بيژن صف‌سری

بيژن صف‌سری
از خوش‌باوری است اگر باور کنيم هر آن‌چه از تنور آزادی‌خواهان وطنی غربت‌نشين بيرون می‌آيد، حکمأ بايد مورد قبول عموم ملت ايران باشد که چرايی آن هم به چند دليل است ... [ادامه مطلب]

پادزهری به نوشته آقای خسرو شاکری، بابک اميرخسروی

بابک اميرخسروی
درست برخلاف ادعای ايشان، آن‌چه به‌روشنی از اين اسناد می‌توان دريافت؛ در تأئيد اين نظر است که: حزب توده ايران به‌واقع، به‌دست ايرانی، با فکر اصيل ايرانی، به ابتکار عده‌ای آزادی‌خواه مترقی و شخصيت‌های ملی دموکرات و عناصر مارکسيست و کمونيست؛ با برنامه‌ای دموکراتيک و اصلاح‌طلبانه، تأسيس گرديد ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

نامه ای به احمد زیدآبادی: مبادا فکر کنید در روزمرگی‌هاتان کسی به یادتان نیست! برگرفته از وبلاگ آق بهمن

سلام آقای زیدآبادی

می‌توانم حدس بزنم که دل و دماغ همیشگی را نداشته باشید، زیاد وقتتان را نمی‏گیرم. خواستم بگویم دلم برای شما و گپ زدن با شما و آن نوشته‌هایی که اسم شما زیرش بود تنگ شده. نمی‌گذارند دیگر بنویسید، نه؟ گپ هم که هیچ .. لابد آنجا کسی نیست با او گپ بزنید. و تازه بازجوی شوربختِ کوردل چه می‌فهمد طنز ظریف اهل زیدآباد را. یادتان هست آخرین بار که همدیگر را دیدیم؟ یک سال بیشتر است غلط نکنم. رستوران شاطر عباس، نبش چهارراه پارک وی. شما مثل دفعه قبل و دفعه قبل‌ترش ماهی سفارش دادید. و اعتراف می‌کنم که با خود گفتم کرمانی است یا مازندرانی و گیلانی؟ این همه عشق به ماهی از کجا؟ به گمانم دوران چند ساله محرومیت از فعالیت‌های اجتماعی که عدل‏‌نشناسان برایتان بریده بودند تازه تمام شده بود. من از درس گفتم و از تِز و از بازگشت پس از پایان درس، شما هم از کار گفتید و از سیاست و از ستون «روزمرگی‌ها». از آن مستطیل کوچکی که گوشه یکی از صفحه‌های شهروند امروز گرفته بودید و مختصر و مفید را معنا می‏‏کردید. یادم است می‏گفتید که بعضی دوستان ناراضی‌اند که این داستان‏واره‌ها چیست و طنز چیست و تو تحلیل و یادداشتت را بنویس. و باز یادم است که به خنده گفتید من اگر به خودم باشد نوشتن همین روزمرگی‌ها را خوش‏تر دارم. نمی‏گویم یادش به خیر چون حسی ته دلم می‏گوید قسمت «خیر» ماجرا هنوز مانده. شک ندارم به آن قسمت هم می‏رسیم و آن موقع روزمرگی‌ها آی خواندن دارد، آی خواندن دارد ...



تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 


آقای زیدآبادی عزیز!

این چند خط را نوشتم که فقط بگویم جای خودتان و نوشته‌هاتان خالی است، مبادا یک لحظه فکر کنید در روزمرگی‌هاتان کسی به یادتان نیست، ما هستیم. کم هم نیستیم.

ارادتمند همیشگی ... مهراد

(برگرفته از وبلاگ آق بهمن)


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 

























Copyright: gooya.com 2011

Served by C#1 Server #2 in 0.008 seconds