گفتوگو نباشد، یا خشونت جای آن میآید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان![]()
بخوانید!
9 بهمن » جزییات بیشتری از جلسه شورایعالی امنیت ملی برای بررسی دلایل درگذشت آیتالله هاشمی
9 بهمن » چه کسی دستور پلمپ دفاتر مشاوران آیتالله هاشمی رفسنجانی را صادر کرد؟
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! در جستجوی معنای پرتاب "لنگه کفش"، مرتضی اصلاحچی، فرارودنبال کردن ماجرای پرتاب کفش آنگاه جالب و هیجان انگیز می شود که هر بار پرتاب کفش معنای مختلف می یابد برای برخی رسانه ها؛ کفش پرت کن به سوی جرج بوش قهرمان می شود. کفش پرت کن به سوی صفار هرندی بی فرهنگی نامیده می شود که با اقدام سخیف خود میزان مدنیت خویش را اثبات کرده است و پرتاب کفش های پی در پی به سمت مهدی کروبی اقدامی انقلابی در پاسخ به رفتارهای ضد میهنی او تفسیر می شود. اپیزود اول؛ منتظر الزیدی قهرمانی جهانی "منتظرالزیدی" خبرنگار شبکه تلویزیونی بغدادیه در هنگام مصاحبه مطبوعاتی بوش و المالكی در حالی که دشنام گویان، رییس جمهور امریکا را به سگ تشبیه کرد جفت لنگه كفش هایش را از پا در آورد و آنها را یكی پس از دیگری به سوی بوش پرتاب كرد. جرج بوش اما که از نسل گاوچران های تگزاس است با چالاکی تمام جاخالی داد تا هیچ کدام از دو کفش پرت شده به صورتش برخورد نکند. او تلاش کرد تا اعتماد به نفس خود را حفظ کند و زمانی که ماموران نخست وزیری عراق خبرنگار عراقی را که به "کفش پرت کن" شهرت یافت از سالن خارج می کردند گفت:« ازاین گونه حوادث در برنامه های مختلف اتفاق می افتد و من متعجب نیستم.» بوش همچنین اینگونه حوادث را نمونه ای از وجود دموکراسی دانست. کفش پرت کن عراقی اما در شرایطی که در بازداشت به سر می برد به سرعت تبدیل به نمادی از مخالفت مردم عراق با حمله نظامی آمریکا به این کشور گردید و در کشورهای اسلامی و جهان سوم تا حد یک قهرمان شان و منزلت پیدا کرد. ایران نیز از سایر ممالک اسلامی مستثنی نبود و رسانه های دولتی از او یک قهرمان ساختند و با آب و تاب اخبار مربوط به اقدام الزیدی را منعکس نموده و از او تجلیل کردند. رسانه هایی همچون "فارس" "ایرنا"، "کیهان" و... این اقدام خبرنگار عراقی را مستحق پاداشی در خورد دانستند. از دیگر سو همچنین قائم مقام وزارت علوم ایران خبر داد که وزارت علوم و دانشگاه پیام نور از منتظرالزیدی خبرنگار عراقی که در اقدامی جسورانه مخالفت خود را با رئیس جمهور سابق آمریکا نشان داد حمایت کرده و او را در یکی از دانشگاهها بورسیه تحصیلی خواهد کرد. این اقدام خبرنگار عراقی اینقدر احساسات برخی ایرانی ها را تهییج کرده بود که حتی علیرضا غزوه شعری در مدح او بسراید و چنین بگوید: کفشی به او نخورد/ ولی مُرد/ و پیش از آن که بمیرد/ در نطق بچگانه خود گفت/ که نمره ات 10 بود/ اما تو 20 گرفتی المنتظر! اگرچه برخی رسانه های ایرانی پرتاب کفش به سوی بوش را عملی قهرمانانه، ضد استکباری، آزادی خواهانه و... توصیف می کردند اما گمان نمی برند که این عمل در کمتر از یکسال ممکن است چندان رواج پیدا کند که حتی در ایران نیز کاربرد پیدا کرده و به سمت سیاستمداران وطنی نیز لنگه کفشی پرتاب شود. اپیزود دوم؛ کفش پرت کن به سوی صفار، بی فرهنگی کم آورده خود صفار نیز در همان نشست آن لنگه کفش کذایی را در دست گرفت و گفت: «لطفا علامت مدنیت نفرستید.»! پس از این صحبت صفار دانشجویان بسیجی بلافاصله شعار دادند: «آزادی اندیشه با لنگه کفش نمی شه.» پس از ان نیز رسانه های مختلف حامی دولت با انتشار گسترده این خبر و چاپ عکس صفار هرندی که خنده کنان لنگه کفش را در دست گرفته بود این اقدام را به کل مخالفان دولت تعمیم داده و آنرا نشانی از سطح فرهنگ و مدنیت و بینش آنها قلمداد کردند. اپیزود سوم؛ کروبی، منافقی که لنگه کفش حقش بود روز گذشته زمانی که مهدی کروبی برای بازدید از نمایشگاه مطبوعات به مصلای تهران رفته بود شاهد تجمع موافقان و مخالفان خود بود. او در این حضور از سوی مخالفان خود مورد حمله قرار گرفت و عمامه از سرش افتاد و در نهایت سر بی عمامه اش مورد اصابت کفش قرار گرفته و خونین شد. خبرگزاری حامی دولت فارس که سال گذشته پرتاب کفش به سوی بوش را عملی قهرمانانه، پرتاب کفش به سوی صفار هرندی را عملی مذبوحانه و ناشی از بی فرهنگی قلمداد کرده بود درباره برخورد با کروبی اینگونه می نویسد: «كروبی در دقایق ابتدایی حضور خود در نمایشگاه مطبوعات با خیل مردمی روبه رو شد كه از او با شعارهای مرگ بر منافق و مرگ بر ضد ولایت فقیه استقبال میكردند. حجم شعارها بر علیه كاندیدای شكست خورده دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم به حدی بود كه وی مجبور شد از همان ابتدای نمایشگاه راه خود را كج كرده و به دنبال درب خروج باشد. اما در این بین نیز با شعارهای «مرگ بر دروغگو» و «مرگ بر منافق» حاضرین در نمایشگاه روبه رو شد.» فارس ادامه می دهد: «مهدی كروبی بعد از حضور چند دقیقه ای در نمایشگاه از طبقه دوم مصلی خارج شد. كروبی در پی هجوم برخی افراد به سمت وی و پرتاب لنگه كفش به طرف او مجبور شد بدون عمامه مصلی را ترك كند.» این خبرگزاری در تجلیل از پرتاب کفش به سوی کروبی می نویسد: «در این بین نهضت لنگه كفش نیز به راه افتاد و جمعیت خشمگین حاضر با پرتاب كردن لنگه كفشهای پیدرپی به سبك "منتظرالزیدی " به سوی كروبی، اقدامات اخیر وی كه موجب صدمه دیدن و كشته شدن جمعی از جوانان كشور شده بود را پاسخ میگفتند.» اکنون این سوال پیش می آید که چرا و چگونه سه پرتاب کفش به سوی سه شخص مختلف از سوی برخی رسانه ها واکنش های متفاوتی می یابد. کفش پرت کن به سوی جرج بوش قهرمانی می شود که دانشگاه های ایران حاضرند به او بورس تحصیلی بدهند و در تقلید از اقدام او مسابقه برگزار می شود. کفش پرت کن به سوی صفار هرندی بی فرهنگی نامیده می شود که با اقدام سخیف خود میزان مدنیت خویش را اثبات کرده است و پرتاب کفش های پی در پی به سمت مهدی کروبی اقدامی انقلابی در پاسخ به رفتارهای ضد میهنی او تفسیر می شود. فارغ از مسئله قابل تامل مواجهه متغیر و متضاد برخی رسانه ها و جریان ها با اقدام مشابه پرتاب کفش به سوی شخصیت های سیاسی به نظر می رسد که پرتاب کفش به نشانه اعتراض کم کم دارد به امری جا افتاده در منازعات سیاسی تبدیل می گردد بنابراین لازم است کسانی که احتمال می رود در معرض پرتاب کفش قرار بگیرند یا همچون جرج بوش بدن خود را ورزیده و چالاک کنند تا به موقع جا خالی دهند و یا همچون صفار هرندی فاصله مطمئن با مخالفین را حفظ کنند که کفش به آنها نرسد، چون در غیر این صورت همچون مهدی کروبی کفش با صورت آنان برخورد خواهد کرد. Copyright: gooya.com 2016
|
||||||