یکشنبه 1 آذر 1388   صفحه اول | درباره ما | گویا


استراتژی‌های متعارض انقلاب ۵۷ و جنبش سبز، اکبر گنجی

اکبر گنجی
به‌جای ريختن همه‌ی افراد در چرخ گوشت و توليد يک تن واحد (امت واحده يا جامعه‌ی توده‌وار)، بايد همه‌ی گرايش‌ها خود را سازمان‌يابی کنند. در گام بعد، تنوع و تکثر سازمان‌يافته، بايد از طريق ائتلاف در يک جبهه‌ی بزرگ (جنبش سبز) گرد آيند و از طريق بسيج اجتماعی گذار به نظام دمکراتيک ملتزم به حقوق بشر را ممکن سازند. جنبش سبز، يک جنبش متنوع و متکثر و ضد تبعيض است. نمی‌توان (نبايد) از طريق دوقلوهايی چون: دينی - غير دينی، مذهبی - غير مذهبی، سکولار - ناسکولار؛ نظام تبعيض تازه‌ای برساخت ... [ادامه مطلب]

چگونه ايران غرب را بازی می‌دهد، دی‌تسايت آلمان، برگردان از الاهه بقراط

منوچهر متکی
رابطه بين ايران و غرب از اين تشکيل شده که غرب پرسش مطرح می‌کند و جمهوری اسلامی پاسخ نمی‌دهد. متکی حتی ادعا می‌کند نه ايران، بلکه اروپاست که با دمکراسی مشکل دارد! اگر کسی بحثی را که در اين نيمه‌شب در سالن هتل در گرفته بود، گوش می‌داد، فقط می‌توانست برای تمام سياستمدارانی که از سال‌ها پيش مجبور بودند با موجودی مانند متکی مذاکره کنند، ابراز هم‌دردی کند ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

دوربين ام را چند روزی امان دهيد تا گزارشی بی‌پرده پيش رويتان بگذارم! نامه سرگشاده رخشان بنی اعتماد، ميدان زنان

ترسی ندارم که در وانفسای اين دوران پرتوطئه به هر تهمتی منتسب شوم. ترسی ندارم که به جرم مشوش کردن اذهان عمومی، متهمم کنيد ولی نمی‌توانيد منکر شويد که من يک مادرم، نه فقط مادر تنديس و بارانم، مادر همه جوانانی که از سال‌های دور از دريچه فيلم‌هايم، مادران خود را در قالب شخصيت‌های طوبا، گيلانه و فروغ، نرگس، سيما و... ديده‌اند.



تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 


مادر همه آنانی که در همه اين سال‌ها مرا به حريم خلوتشان پذيرفتند و از رنج‌ها و فريادهای فروخورده‌شان گفتند و گفتند تا بتوانم جانمايه دردهايشان را در فيلم‌هايم تصوير کنم. به حرمت يک عمر اعتماد همه مخاطبانم، اين حق را بر خود قائلم که به دادخواهی مادرانی که در اين شرايط بحران زده، بی‌پناه و دست از همه جا کوتاه يا در سوگ‌ جوانان از دست رفته‌شان خاک بر سر گرفته‌اند يا حيران و وحشت‌زده به دنبال پيدا کردن ردی از جگر گوشه‌هايشان در شهر سرگردانند، اين نامه سرگشاده را بنويسم که، هيچ قانونی، هيچ مصلحتی، هيچ سياستی نمی‌تواند توجيه اين درد بر مادران اين سرزمين باشد.

در شرايطی که هيچ رسانه‌ای برای خبررسانی واقعيت‌ها و هيچ مسوولی پاسخگوی دلهره‌های کشنده خانواده‌ها نيست، چگونه می‌توان از خبر يا توهم مرگ و رنج دختران و پسران دستگير شده بر خود نلرزيد. دوربينم را چند روزی امان دهيد تا گزارشی بی‌پرده پيش رويتان بگذارم، شايد به واقع نمی‌دانيد که زير پوست شهر چه می‌گذرد.


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 
Copyright: gooya.com 2009

Served by C#1 Server #1 in 0.006 seconds