یکشنبه 18 بهمن 1388   صفحه اول | درباره ما | گویا


گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

آيا در ۲۲ بهمن درب باستيل ايران (زندان اوين) گشوده خواهد شد؟! تقی روزبه

۲۲ بهمن و يک بسترو سه رؤيا

۲۲بهمن امسال حال وهوای ديگری دارد. چرا که رژيم برخلاف مراسم تشريفاتی سالهای قبل که آنرا فرصتی برای برخ کشيدن اقتدارش درمقياس جهانی به شمارمی آورد، اکنون سخت نگران تبديل شدن آن به روزی است که توسط مردم ازپروبال درهم شکسته اش پرده برداری بشود.

صدای انقلاب را نبايد شنيد!

سرکردگان جمهوری اسلامی عزم خود راجزم کرده اند که صدای انقلاب را نشنوند .آنها درس خود ازتجربه انقلاب بهمن را دراين عبارت خلاصه کرده اند که هرگزنبايد صدای انقلاب را شنيد!ديديد که شاه شنيد وبرسرش چه آمد!. آنها براين پندارند که اگر چنين کنند ديگر گويا طومارعمرشان درهم نخواهد پيچيد. ولی غافل ازآنند که موش کورتاريخ هميشه به يک شيوه نقب نمی زند وديکتاتورها هميشه درقبال دفن گاه ها و گودال های تازه ای که دربرابرشان دهان بازمی کنند،غافگيرشده وناچارمی شوند که باخفت وخواری گورشان را گم کنند.به وقت بيداری بزرگ،وهنگامی که تاريخ سازان واقعی يعنی مردم آگاه وخشمگين ازبيدادو جنايت،آنها که منشأواقعی قدرت وملک وهستی وثروت وجلال وجبروت هستند به صحنه بيايند، ديگرگزينه واقعی بين ماندن ونماندن نيست؛بلکه "چگونه رفتن" است.می توان صدای انقلاب را شنيد و قدرت را به مردم واگذارکرد و می توان بازهم به خشونت و جنايت های بيشتری مبادرت ورزيد وحتی چند صباحی بيشترماند ولی سرانجام باخواری و سرافکندگی بيشتری سرنگون شد.



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


اهميت ۲۲ بهمن

تاکتيک رژيم برای ۲۲ بهمن آن است که ازيکسو بابسيج حداکثر، حاميان و طرفداران خودرا درميدان آزادی گردآورد وبقول خود حماسه ای بالاترازحماسه قلابی وخودخوانده ۹ دی بوجود آورد.وازسوی ديگرباايجاد بيشترين فضای ارعاب، هوداران جنبش را ازشرکت گسترده درتظاهرات بازدارد.(برگزاری دادگاه های نمايشی وانعکاس آن در تلويزيون واعدام دونفرواعلام خبرصدورحکم اعدام ۹ نفرديگر.....،برقراری حکومت نيمه نظامی درخيابان ها وميادين مهم تهران، ،موج دستگيری ها وتهديدهای مقامات امنيتی مبنی بر سرکوب وشناسائی معترضين وکنترل اميل ها و اس ام ها و... بخشی از اين تدارک رژيم برای ارعاب است) . هدف ازاينهمه تلاش مذبوحانه آنست که به مددبوقهای تبليغاتی اشان، نشان دهندکه همانند سالهای قبل هم چنان قادربه بسيج مردمی هستند و تمامی ادعاهای مخالفين درفروريزی پايگاه اجتماعی اشان نادرست است. هم چنين تقويت روحيه حاميان،اعاده "مشروعيت" ببادرفته خود درانظارجهانی برای بهبود موقعيت چانه زنی وکاستن ازفشارهای خارجی، وبالاخره ايجاد انفعال ویأس درصفوف مخالفين ازديگرهدف های رژيم است.هم اکنون زمزمه های زيادی درميان افراطی ترين طيف حاکميت مطرح است که بايد ۲۲ بهمن رابه روز پايان دادن فتنه تبديل کرد.درواقع ازنظرآن ها ديگرفضای غبارالود رهبرفرموده فرونشسته و مرزدشمن وغيردشمن واغتشاشگران ومردم عادی مشخص گرديده وگويا همه چيزبرای فرود ضربه نهائی و مشت آهنين برای بستن پرونده مبارزات پرشکوه ۸ ماهه مردم فرارسيده است وزهی خيال باطل. بزعم آنها باقرارداده شدن "خواص" و سران باصطلاح فتنه برسردوراهی توبه ويا تعيين تکليف باآنها، زمان تصفيه حساب فرارسيده است.البته ناگفته نماندکه تاانجا که به نظروتمايل اين طيف برمی گردد آنها ميخواستند اين سياست را درفردای روزنه ديماه - آن حماسه خود خوانده- بانجام برساننداما بدليل شکاف درميان اصول گرايان ونهايتا موضع خامنه ای مبنی برغبارآلودبودن فضای سياسی وضرورت بکارگيری تدبيربرای عبورازآن،اندکی به عقب افتاد. چرخش تاکتيکی عناصری چون محمد يزدی و احمدخاتمی که ازسرسخت ترين عناصرطيف افراطی به شمارمی روند- که درپی توافق پشت پرده وبه توصيه خامنه ای صورت گرفت-موجب گرديد تااين سياست تصفيه حساب اندکی به عقب بيفتد،بااين قصد که درآستانه برگزاری ۲۲ بهمن صفوف جنبش دچارتشتت و تجزيه وانعفعال شود.فشاربه رفسنجانی نيز باهدف حذف او ازرياست مجلس خبرگان وسپس تشخيص مصلحت بخشی ازهمان سياست فرودمشت آهنين برای يکدست کردن ساختارقدرت بود که باواکنش رفسنجانی مبنی بر شنيدن بوی توطئه وتهديد به افشاء آن دچارهمين مصلحت انديشی ها شد.

سخنان ابراهيم رئيسی معاون رئيس قوه قضائيه بخوبی ارزيابی ونقشه وتاکتيک سردمداران واتاق فکرآنها را بيان می کند:مطابق اين اززيابی ونقشه عمل ، برنامه رژيم برای سرکوب جنبش درسه گام فرموله شده است:گام نخست برخورد قاطع وتابه آخربافتنه است. بزعم آنها درفضای آغشته ازفتنه قبل ازهراقدامی نخست بايد غبار آن را فرو خواباند.واين يعنی مواجهه وسرکوب قاطع آن ( سالهای ۶۰ الگوی خوبی برای آنان است). گام دوم "تبيين" است. ايجاد بصيرت وآگاه کردن مردم ازعمق توطئه، مهمترين وظيفه اين مرحله است.ازنظرآنها مردم عوام الناسی هستند که تحت تأثير بيگانان کوک و هوائی شده اند وبايد حالشان را سرجايشان آورد.وگام سوم "ترميم" است. مطابق اين گام نظام بايد درمرحله آخر به ترميم پيکرزخم خورده و بازسازی ساختاربهم ريخته خود به پردازد و بايدريشه های بروزاين نوع فتنه ها و آسيب پذيری ها رابه خشکاند. بنابراين فازترميم جزبازسازی ساختارها واعاده اعتبارازدست رفته وآب بندی حکومت وخانه تکانی کردن برای تصفيه مرددين،کنترل عرصه های گوناگون اجتماعی وفرهنگی برای مسدودکردن راه های نفوذی دشمن ودريک کلام سرکوب بيشترنيست. براساس ارزيابی آنها دشمنان ومردم ازطريق اسب تروای خودی های خائن وارد قلعه شده وآشوبی به پاکرده اند. پس ازپاکسازی قلعه "تبيين" وارشاد مردمان ازراه بدرشده،بايد راه های نفوذی دشمنان را مسدود ساخت. البته درکناراين تاکتيک تلاش می شود که درعرصه سياست خارجی و به خصوص هسته ای نيزمانورهائی را برای کاستن ازفشاربين المللی صورت دهند.

همانطورکه مشهوداست دراين سياست سرکوب حرف اول را می زند.چراکه بزعم آنها هرراهی جزاين به فروپاشی نظام منجرخواهد شد. دراين استراتژی هم چنان دوخطای اصلی وراهبردی که بحران را به نقطه کنونی رسانده ومنشأ اشتباه محاسبات اين حضرات محسوب می شود،هم چنان جان سختی می کند:خطای اول دست کم گرفتن نارضايتی مردم و خلاقيت آنها دربهم زدن همه پيش فرض ها وپيش بينی هاست،وخطای دوم ناديده گرفتن الزامات وپی آمدهای ناشی ازبی مرزشدن جهان وبهم ريختن معادلات مربوط به قلمرواقتدار دولت-ملتهاست.

آنچه که به حناح حاکم برمی گردد روشن است که آنها دارند با آخرين برگ بقاء خود،اهرم سرکوب زنگ زده يا درحال زنگ زدن را ، بازی می کنند. کُر کُری خواندن وبگيروبه بندهای آنها بيش ازآنکه تجلی قدرت واقعی اشان باشد،بيش ازآن تظاهربه قدرت نداشته ودرحال افولشان است.قدرتی که هم چون چرم ساغری درحال خشکيدن وچروکيدن وکوچک شدن است. درواقع آنان دارند ازمايه و تتمه قدرت خويش برداشت می کنند. قدرتی که بازتوليد آن دچاردشواری های عظيم شده است.

رؤيای دوم،رؤيای نيروها وهواداران ولايت مشروطه است که درپی حضورگسترده وساختارشکن مردم بخصوص درتظاهرات عاشورا ازيکسو و فشارجناح حاکم ازسوی ديگر،تلاش های زيادی را برای اعمال رهبری وکنترل شعارها ومطالبات مردم صورت داده اند. اينان تلاش دارند که جنبش را زيرهژمونی خود گرفته ودرچهارچوب قانون اساسی وبه عنوان نيروی فشاربرای چانه زنی دربالا بکارگيرند. برای آنها شعارمرگ براصل ولايت فقيه وجمهوری باپسوندغيراسلامی وسکولار.... پذيرفتنی نيست. بااين همه جناح حاکم هنوزاين گام ها را کافی ونشانه توبه واقعی- تسليم شدن کامل وتؤام باخلوص نيت! - نمی داند وهيچ نشانه ای ازاينکه حاضرشده بود سهم ولوکوچکی ازکيک قدرت را با رقيب خود تقسيم کند ازخود نشان نداده است. بهمين دليل هم چنان به خط و نشان کشيدن وتهديد ودستگيری آن ها ادامه می د هد.

درواقع جناح حاکم عقب نشينی وبرسميت شناختن تلويحی دولت احمدی نژاد و اعلام آمادگی برای مذاکره را ازسوی رقيب به حساب سست و ضعيف شدن گذاشته است. وباين ترتيب اين جناح هم چوب را خورده است وهم پيازرا.هم فشارتشديد شونده ازبالا وهم فشارازپائين را.ازاين رو تا زمان برسميت شاخته شدن طرف چانه زنی برای تقسيم قدرت، ناچاراست به نحو کج دار ومريز به مقاومت خود ولو افتان وخيزان ادامه دهد. وگرنه شمشيرآخته وآويخته برفرازسر با سرعت وشدت بيشتری فرود خواهد آمد. دراين شرايط تاکتيک مشروطه طلبان برای ۲۲ بهمن حضورگسترده،بارنگ ونشانه های کمترپرسروصدا وتحريک آميزوباشعارهای کنترل شده می باشد. تمامی محتوای پيام های موسوی و کروبی و .... ناظر برهمين مساله است وحامل مرزبندی با ساختارشکنان ضمن انتقادبه حاکميت برای يکه تازی وانحصارقدرت. بااينهمه تا همين جا آنها با دادن فراخوان رسمی به مردم برای حضور گسترده درمراسم ۲۲بهمن،نقش خويش را دربسيج هرچه گسترده وگشودن چتردفاعی بازی کرده اندوآنچه که به محتوا و به ديناميسم شعارها و مطالبات واقعی جنبش مربوط می شود،همانطورکه فرايند ۸ ماهه نشان داده است، آنها ازآبشخور ديگری نشأت می گيرند:ازانباشت مطالبات مردم وتجربه واقعی اشان و از۳۱ سال رنج ومرارت و دونسل سوخته وتباه شده، وشناخت لازم ازماهيت تبه کارانه نظام،از۸ ماه مبارزه وزندان وشکنجه وتجاوز وتيراندازی وپرتاب ازبلندی و نوازش باتوم وپرتاب گازاشک آوروجنگ وگريزهای بی شمار ....

واما رؤيای سوم،رويائی است که خود، کابوس ديگران است.جنبش اعتراضی که که توده گسترده جوانان نيروی محرکه اصلی آن را تشکيل می دهند، نشانه گرفتن کمترازاصل ولايت فقيه را برنمی تابند.نگاهشان روبه جلوست و هرقدم به عقب را درحکم خودکشی می دانند. اگررژيم نتوانسته است عليرغم آنکه با بزرگترين بحران موجوديت خويش درطی ۳۱ سال حيات خود مواجه شده، اعدام های پرشمار دهه ۶۰ وکشتارسال ۶۷ را مجددا برپاکند، اساسا بدليل همين ترس ازجوانان ومردم به جان آمده است. آنها باتجربه ای که درطی ۸ ماه مبارزه بدست آورده اند دريافته ند که جنبش اگربخواهد درجابزند وفراترنرود، ضدانقلابی که هم چون مارزخم خورده بخود می پيچد، فرصتی برای تجديد قواپيدا کند، دراولين فرصت دست به تعرض گسترده ای خواهد زد. آنها هم چنين می دانندکه اصلاح طلبانِ ولايت مشروطه خواه و متزلزل را نيزتنها ازطريق پيشروی مستقل خود وتشديد فشاربه آنها برای دست برداشتن ازسازش ومعامله می توانند،ولو افتان ولرزان، هم چنان درصفوف مقاومت نگهدارند. هم چنانکه با چنين قدرت نمائی است که می توانند بر بی اعتباری رژيم درصحنه جهانی ييافزايند ومانع ازکنارآمدن وسازش قدرت های جهانی با رژيم حاکم گردند.بهمين دليل است که درميان آکتورهای سه گانه بازی اين آکتورسوم است که تعيين کننده است. و۲۲ بهمن گرچه درتحليل نهائی تنها يک نقطه ازمنحنی صعودی مبارزه مردم است ومعادل بودونبود آن نيست،اما بسته به آنکه تاچه حد بتواند حضورگسترده ومستقلانه خود را به نمايش بگذارد می تواند به نقطه عطفی تازه درسيراين مبارزه تبديل شود.

درنگی بردوحرکت درآستانه ۲۲ بهمن
درب باستيل ايران در۲۲ بهمن گشوده باد!

باوجود توسل رژيم به جنايت تازه و اعدام دوتن به اتهام شرکت درتظاهرات عاشورا،وتوسل به انواع فشارها واقدام ها برای ايجاد رعب،درنگ بردوفرازازحرکت اعتراضی پرمعنای صورت گرفته، نشان ازآن داردکه حربه رژيم کارسازنيست:نخست حرکت مهم وادامه دار اعتراضات خانواده ها وتجمع وسيع آنها دربرابراوين دراين شبها و صحنه های پرشکوه آزادسازی شماری ازدستگيرشدگان است.شعارآزادی زندانيان سياسی و نواخته شدن چنين قطعه ای ازسنفونی مقاومت درساعت ۸ شب دراين روزها، گوشه ای رها شده ازآن پتانسيل عظيم مردمی را به نمايش می گذارد.همانطورکه تجربه انقلاب بهمن نشان داده است تمرکزروی زندانيان سياسی ووادارساختن آزادی بی قيد وشرط همه آنها،می تواند يکی ازعلائم بالينی ومهم شروع رستاخيز مردمی باشد.آری زمين درآستانه بهارنفس می کشد!شروع عقب نشينی رژيم های مستبد عموما درهمين حوزه صورت می گيرد.اکنون هزاران زندانی اسيرچنگال خونين رژيمی هستند که هرلحظه چنگ ودندان نشان می دهد. کانونی شدن مبارزه برای آزادی زندانيان سياسی ۳۱ سال پس ازانقلاب شکست خورده بهمن ۵۷،ياد آورنغمه پرندگان به مناسبت رؤيت طليعه بهاردراوج خزان است. باشد که آزادی همه زندانيان يکی ازدستاوردهای ۲۲ بهمن باشد و درب باستيل ايران گشوده باد!

دومين حرکت مهم، واکنش های اعتراضی و گسترده همه مدافعان آزادی ودمکراسی ومخالفين استبداد درخارج کشور به ددمنشی های بی پايان رژيم است و بطوراخص عليه جنايت اعدام زندانيان سياسی. اعتراضاتی که دراشکال گوناگون و ازجمله دربرابرسفارتخانه وکنسول ها و. .. صورت می گيرد، می تواند و بايد درهرنفطه جهان که ممکن باشد، به موازات مبارزات داخل کشورگسترش يابد.بايد دامنه اين اعتراضات داخل وخارج، چنان گسترده شود که رژيم تبه کاربداندکه هريک نفرمحکوم به اعدام به معنی قتل وجنايت عليه عزيزترين فرزندان مردم ايران است و خشم بی پايان آنها و حاميان جهانی جنبش درهمه نقاط جهان را بدنبال خود خواهد داشت.بايد زمين را زيرپای جنايتکاران وقاتلين داغ کرد. پرداخت بهای چنين جنايتی درآغازسده قرن ۲۱ بايد آنقدر سنگين بشود که جرئت دست به ماشه بردن را ازاين گرگان هاربه ستاند.

تقی روزبه


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 



















Copyright: gooya.com 2016