پنجشنبه 27 اسفند 1388   صفحه اول | درباره ما | گویا


اپوزيسيون خودشيفته، اپوزيسيون دائمی است، بيژن صف‌سری

بيژن صف‌سری
از خوش‌باوری است اگر باور کنيم هر آن‌چه از تنور آزادی‌خواهان وطنی غربت‌نشين بيرون می‌آيد، حکمأ بايد مورد قبول عموم ملت ايران باشد که چرايی آن هم به چند دليل است ... [ادامه مطلب]

پادزهری به نوشته آقای خسرو شاکری، بابک اميرخسروی

بابک اميرخسروی
درست برخلاف ادعای ايشان، آن‌چه به‌روشنی از اين اسناد می‌توان دريافت؛ در تأئيد اين نظر است که: حزب توده ايران به‌واقع، به‌دست ايرانی، با فکر اصيل ايرانی، به ابتکار عده‌ای آزادی‌خواه مترقی و شخصيت‌های ملی دموکرات و عناصر مارکسيست و کمونيست؛ با برنامه‌ای دموکراتيک و اصلاح‌طلبانه، تأسيس گرديد ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

رنج‌نامه مادر حسين درخشان، ۱۷ ماه پس از بازداشت‌اش، ندای سبز آزادی

حدود هفده ماه از بازداشت حسين درخشان می گذرد. وبلاگ نويس منتقدی که پس از چند سال زندگی در کانادا و فرانسه و بريتانيا، به ناگهان تغيير رويه داد، مدافع سرسخت جمهوری اسلامی و محمود احمدی نژاد شد و به ايران بازگشت.

وی چند روزی را آزاد بود و از تهران وبلاگ نويسی می کرد، اما به فاصله کوتاهی بدون کوچکترين توضيحی دستگير شد. قريب به يک سال و نيم بعد، نه تنها جرم او روشن نيست و دادگاهی برايش تشکيل نشده، بلکه از حداقل ها نيز محروم گشته است.

خبر درستی از اينکه وی در بند چه کسانی است يا بر او چه می گذرد در دست نيست. گزارش های پراکنده اما حکايت از وضعيت روحی نامناسب وی دارد. موضوعی که با توجه به فشارهای غيرانسانی که بر او وارد شده چندان هم جای تعجب ندارد.

در واپسين روزهای سال ۸۸، مادر حسين درخشان رنجنامه ای خطاب به رئيس ويرانه قضايی نوشته و ضمن گلايه از شرايط پسرش، خواستار روشن شدن وضع و جرم او شده است.

متن اين رنجنامه کوتاه را بخوانيد:



تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 


حضرت آيت‌الله آملی لاريجانی
با سلام واحترام

من، مادر حسين درخشان، به حضور شما عرض کوتاهی دارم. دومين عيد دربند بودن حسين ما در حالی رقم می‌خورد که هنوز از شرح اتهامات او بی‌اطلاعيم، نمی‌دانيم قرار است در چه تاريخی و در کجا پرونده او به کدام دادگاه تقديم شود و تا کی قرار است دامنه وعده‌های مکرر مسوولان قضايی در محيط صبر و حوصله ما وسعت بگيرد.

جناب قاضی‌القضات
من از بی‌توجهی‌های مکرر دستگاه تحت‌الامر شما به قاضی‌الحاجات شکايت می‌برم. دعا می‌کنم هيچ‌گاه خانواده‌ای، حتی خانواده مسوولانی که اين‌قدر در مشخص‌شدن تکليف مردم اهمال می‌کنند و تقصير دارند، هرگز اينچنين به بی‌پناهی ما دچار نشوند.

۸ماه است در تمام رسانه‌ها اعلام می‌کنيد کسانی را که قصد براندازی نظام را داشته‌اند دستگير کرده‌ايد. شب عيد که می‌شود، همه آنهايی را که عاملان اصلی فتنه می‌خوانيد آزاد می‌کنيد، اما حسين درخشان هنوز از نظر شما مستحق آزادی نيست! چرا؟ چون از کسانی که می‌فرماييد براندازند جرمش سنگين‌تر بوده؟! چون به دامن وطن با پای خودش بازگشته؟! چون از نظر دشمنان، حامی نظام و دولت اسلامی بوده؟! چرا؟

بيش از ۵۰۰ روز است حسين در زندان شماست. و ما بيرون زندان «هر روز» منتظرش بوده‌ايم. چون شما هر روز به ما وعده‌ای جديد داده‌ايد. اگر از خانواده ما حق آزادی فرزندمان را برای عيد دوم هم نداديد، قضاوتش با خدا و وعده ما به روز حساب. لااقل اين را بگوييد که حسين و ما قرار است چند روز، چند ماه و يا احيانا چند سال ديگر در اين بلاتکليفی بمانيم؟ نظام اسلامی که قرار است پناه شهروندان باشد، از عذاب‌کشيدن يک خانواده منتظر چه سودی عايدش می‌شود؟


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 

























Copyright: gooya.com 2011

Served by C#1 Server #1 in 0.012 seconds