اپوزيسيون خودشيفته، اپوزيسيون دائمی است، بيژن صفسری![]() پادزهری به نوشته آقای خسرو شاکری، بابک اميرخسروی![]()
در همين زمينه
2 اسفند» نامه خانواده محمد پورعبدالله به دبير کل سازمان ملل و نهادهای حقوق بشر: فرزندمان در وضعيت خطرناکی است، رهانا19 آذر» توضيحات محمد مصطفايی وکيل محمد پورعبدالله در باره محکوميت اين دانشجو به ۶ سال حبس، دفاع از بیدفاع 18 آذر» محمد پورعبدالله، دانشجوی چپگرا به شش سال حبس محکوم شد، مجموعه فعالان حقوق بشر
بخوانید!
21 بهمن » برای سپاه تنها راه، پیوستن به ملت و به جنبش سبز آن است! گفتگوی تلاش با فرهاد يزدی
21 بهمن » صادق زیباکلام: رقابت اصلی بین حامیان احمدینژاد و اصولگرایان است، ایلنا 21 بهمن » محسن رضایی: دولتمردان ایران اجازه نمیدهند در خلیج فارس جنگ مجدد رخ دهد، فارس 21 بهمن » تهدید و توهین علیه ماشاالله عباسزاده، فعال سیاسی در کانادا 21 بهمن » امپریالیسم و ادبیات لجن مالی در سنت سیاسی چپ، مجید محمدی
پرخواننده ترین ها
» آرامگاه رضا شاه (تصویر)
» تهدید به بازداشت دختران میرحسین، ممنوعیت تدریس برای یکی از فرزندان، کلمه » سانسور همراهان خمینی در تصویر خبرگزاری فارس » روسيه: موضع اسرائيل نسبت به ايران عواقب فاجعه باری را در پی خواهد داشت، العربيه » دختران و مدیریت غرایز! (تصویر) » رهبر ايران مسوول اصلی حبس رهبران منتقد بايد آنها را آزاد کند، کمپين بين المللی حقوق بشر » اولين بيانيه فهرست انتخاباتی "صدای ملت" (منتقدان دولت دهم)، مهر » گلوله باران شهر حمص توسط ارتش سوریه وارد ششمین روز خود شد، راديو فردا دلنوشته خانواده محمد پورعبدالله در آستانه نوروز: عيدی ديگر در انتظار…، رهانادومين عيدی ست که خورشيد بدون حضورت در استوا قرار می گيرد و تو از پشت ميلههای زندان به خورشيد سلام میگويی؛ دومين عيدی ست که آيينه سفره هفت سين ما به جای تصوير محبوب تو اشکهای ما را به رخ میکشد. رهانا: محمد پورعبدالله دومين عيدی است که در زندان به سر میبرد و از هيچ مرخصی در اين مدت برخوردار نبوده است. خانوادهی او دومين عيد را بدون محمد میگذارنند و در انتظار فرزند هستند.
اين خانوادهی گرامی دلنوشتهی خود برای محمد پورعبدالله گرامی به خبرگزاری رهانا ارسال کردهاند که در زير آن را میخوانيد: دومين عيدی ست که خورشيد بدون حضورت در استوا قرار می گيرد و تو از پشت ميلههای زندان به خورشيد سلام میگويی؛ دومين عيدی ست که آيينه سفره هفت سين ما به جای تصوير محبوب تو اشکهای ما را به رخ میکشد؛ دومين عيدی ست که شميم بوی تو به جای پيچيدن در فضای خانه در ديوارهای قزل حصار محبوس است؛ دومين عيدی ست که چشمان سبز و زيبایات به جای سين هشتم سفره ما در دالانهای تنگ و تاريک زندان به سرخی میگرايد. و اين دومين عيدی ست که ما در انتظار آزادی تو هستيم و قلبهای خود را خانه تکانی کردهايم تا بهار آزادی تو را در آن جشن بگيريم. ما همچنان به بی گناهيت ايمان داريم .اميد است گوشهای شنوا و چشمان بينايی باشند تا درد هجران ما را بشنوند و ببينند و تو را به آغوش ما باز گردانند. خانوادهی محمد پورعبدالله Copyright: gooya.com 2011
|
||||||