شنبه 18 اردیبهشت 1389   صفحه اول | درباره ما | گویا


گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

اطلاعاتی ها همه جا مراقب شما هستند، اینترنت، خیابان و اماکن عمومی!، سعید زندگانی، جرس

جرس: "ایجاد ترس و وحشت عمومی مهم ترین اسلحه دولت در مقابل مردم است...ترس از حضور اطلاعاتی ها در اینترنت، خیابان و اماکن عمومی". برای این کار از مدتی قبل پخش مجموعه هائی جذاب اما هراس انگیز در سیمای جمهوری اسلامی برای ترساندن مردم آغاز شده است: حواستان باشد، ما همه جا مراقب شما هستیم!

نزدیک به یک ماه تا 22 خرداد مانده است، آنچه که مردم ایران آنرا "سالگرد خیانت به امید" لقب داده اند و از حالا آماده می شوند تا دوباره مخالفتشان را با دولت "انتصابی" نشان بدهند و دنبال رای گمشده خود بگردند. حکومت هم جدا از آماده سازی "سخت افزاری" برای سرکوب، با "نرم افزارهای" در اختیار، رودرروی مردم ایستاده است. نرم افزارهائی مانند مجموعه های تلویزیون "هوش سیاه" و "خواب و بیدار" که این روزها برای ایجاد رعب و وحشت و ترساندن مردم از کانال اول و سوم سیمای جمهوری اسلامی پخش می شود!



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


حکومت می کوشد با ایجاد رعب و هراس، مانع حضور مردم در راهپیمائیها و تجمع های اعتراضی از یکسو و انعکاس جهانی این اعتراضها از سوی دیگر شود؛ چرا که به نوشته ابراهیم نبوی در مقاله "تروریست های اجاره ای" که چند روز پیش در "جرس" منتشر شد، "ارزیابی ستاد مرکزی سپاه نشان می دهد که اگر حرکت مردم در روز عاشورا ادامه پیدا کرده بود، بطور جدی تهران در موقعیت سقوط قرار می گرفت. از همین رو، حکومت در هیچ حالتی قصد ندارد که اجازه بدهد که عموم مردم در خیابان حاضر شوند. حجم نفرت از حکومت چنان انباشته است که دولت چنین ریسکی نمی کند. ریسک بر سر بودن و نبودن، شورشی که می تواند همه چیز را یکباره به هم بریزد."

نبوی در ادامه می نویسد: "ایجاد ترس و وحشت عمومی( حکومت ترور) مهم ترین اسلحه دولت در مقابل مردم است. پخش خبر برخوردهای بیرحمانه حکومت علیه زندانیان، فقط آبروی حکومت را نمی برد؛ بلکه بیش از هر چیز ترس را به جان مردم می ریخت. آنچه همبستگی ملی و اعتراض عمومی را به سلاحی قدرتمند تبدیل می کند، احساس اعتماد عمومی مردم به همدیگر است و آنچه این اعتماد را مخدوش می کند، ترس است. ترس از حضور اطلاعاتی ها در اینترنت، ترس از حضور اطلاعاتی ها در خیابان، ترس از حضور اطلاعاتی ها در اماکن عمومی و هرگونه ترسی که نشانه مشخصی ندارد."

که خواب است و که بیدار؟

بررسی آنچه که از صدا و سیما پخش می شود، به خوبی نشان می دهد که وزارت اطلاعات و سپاه و بسیج و نیروی انتظامی این روزها چه سایه سنگینی بر سر رادیو و بخصوص تلویزیون دارند. مدتهاست در پایان هر قسمت از مجموعه های تلویزیونی، لیست بلند بالائی از افسران اطلاعاتی و انتظامی و سپاهی را می بینید که سازندگان از یاری آنان تشکر کرده اند. تازه اینها اسامی کسانی است که می تواند رو شود؛ اصلی ها پنهان می مانند!

بعد از عید و پس از پخش چند مجموعه نوروزی بی آب و رنگ و محتوی، به یکباره مجموعه قدیمی "خواب و بیدار" ساخته مهدی فخیم زاده را در کانال یک به روی آنتن بردند که در بیست قسمت پخش شد و همین چهارشنبه به پایان رسید. این مجموعه هشت سال پیش با کمک و راهنمائی نیروی انتظامی ساخته و پرداخته شد تا قدرت این نیرو را در برابر "تبهکاران" نشان دهد. مجموعه ای خوش ساخت و جذاب که در زمان پخش بینندگان زیادی داشت. اما بیننده داشتن نمی تواند تنها دلیل پخش دوباره آن باشد، وگرنه مجموعه هائی مانند داستان ملاصدرا و شاه عباس صفوی (روشن تر از خاموشی) را دوباره پخش می کردند که همیشه بیننده دارد.

کارشناسان رسانه ای بر این باورند که "خواب و بیدار" را دوباره رو کرده اند تا مردم بدانند نیروی انتظامی در برخورد با مخالفانش هوشیار است و قوی و بی رحم! سردسته تبهکاران هم اسمش "ناتاشا" است که از خارج آمده و قصد و غرضش هم چندان روشن نیست، جر اینکه می خواهد اوضاع را بهم بریزد و انتقام بگیرد، و روشن است که ماموران نیروی انتظامی به خوبی از پسش برمی آیند!

از 1984 تا "هوش سیاه" 2010

اما مجموعه جدیدی با نام "هوش سیاه" روی آنتن رفته است که دقیقا برای امروز و ترساندن مردم از فعالیتهای اینترنتی جوانان ساخته شده و از شبکه سه که بینندگانش بیشتر جوانان هستند، نشان داده می شود. این مجموعه را سیمای جمهوری اسلامی با کمک موسسه هنری نیروی انتظامی (ناجی هنر) ساخته و مسعود آب پرور آنرا کارگردانی کرده است؛ با بازی "حسین یاری" که "ملاصدرا" را هم خوب درآورده بود!

داستان در اداره ای از نیروی انتظامی می گذرد با عنوان "دایره مبارزه با جرائم رایانه ای پلیس تهران بزرگ" و افسرانی که در آنجا کار می کنند، همه مغز کامپیوتری هستند تا نگذارند هیچ کس "امنیت اجتماعی" مورد نظر آنان را به خطر بیاندازند. سخنی اما از کند کردن خط های اینترنتی و بستن و "هک" کردن سایتها و وبلاگهای ناهمرنگ در میان نیست. در مقابل، بازهم سردسته تبهکاران از خارج آمده و باز هم اسم اصیل ایرانی دارد (کامران یا جمشید) که می خواهد با ترفندهای کامپیوتری موزه جواهرات ملی ایران را خالی کند و به خارج بر گردد.

اما در لابلای ماجرائی که نقل می شود، این مجموعه به روشنی و بی تعارف می خواهد بگوید که هر کس از طریق اینترنت و موبایل کاری خواست بکند، پلیس رایانه ای همه حرکاتش را زیر نظر دارد. در این مجموعه، بصورت آشکار کنترل کامل فعالیتهای اینترنتی از سوی پلیس به رخ تماشگران کشیده می شود. آنها با رایانه های خود نه تنها تهران بزرگ را زیر نظر دارند، بلکه حتی مخالفان خود در خارج از کشور را هم می توانند پیدا کرده و زیر و بالای کارهایشان را بشناسند.

انسان با دیدن این مجموعه یاد کتاب معروف "1984" نوشته جرج اورول می افتد که در آن "برادر بزرگ" از طریق صفحات بزرگ تلویزیونی مردم را زیر نظر داشت و کنترل می کرد؛ اما در نهایت نتوانست ریشه عشق و آزادیخواهی را در دل و جان مردم بخشکاند. آیا حکومت جمهوری اسلامی در "2010" خواهد توانست آن ناکامی را جبران کرده و با زور و ارعاب همه ملت را به سوی "بهشت خاکستری" رهنمون باشد؟ باید منتظر ماند و دید جنبش سبز مردم ایران در یکسالگی خود چگونه با این ترفند "هراس آور" رویارو می شود؟


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 



















Copyright: gooya.com 2016