یکشنبه 3 بهمن 1389   صفحه اول | درباره ما | گویا


گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

"خبر کوتاه بود اعدامشان کردند"*، حسين اسدی

با اينکه از اول سال مسيحی تاکنون بطور متوسط هر ۸ ساعت انسانی در جمهوری اسلامی ايران اعدام گرديده است، و با وجود اينکه مامورين انتظامی حکومت بنا به شهادت مقامات افغانی و آذربايجانی خود در انتقال بيش از ۹۵ در صد هروئين ساخت افغانستان و ايران به بازارهای جهان نقش تعيين کننده دارند، و با وجود اينکه از هر ۴ جوان ايرانی بدليل سياست های اختناقی، خفقان و اقتصادی جمهوری اسلامی يکی در معرض اعتياد به مواد مخدر قرار دارد، مع الوصف هر روز خبری در ارتباط با اعدام عده ای به جرم " قا چاق مواد مخدر" منتشر ميگردد. خبرها کوتاهند و در آنها نه نشانی از نحوه برگزاری دادگاهی است و نه از دلايل صدور چنين احکامی خبری است.

اين روزها کمترين نشريه ای، تارنمايی را ميتوان يافت که رنگ و روی اپوزيسيون جمهوری اسلامی را داشته باشد و گزارشی از اعدام های روزانه و پی در پی در ايران را منتشر نکند. و کمترين ايرانی طرفدار حقوق بشر را ميتوان يافت که از هر فرصتی استفاده نکرده و سعی نداشته باشد که صدای اعتراضش را به شکنجه ها، زندان های طويل المدت، و اعدام انسانهای بی گناه در کشور را بکوش جهانيان برساند. سازمانهای بين المللی طرفدار حقوق بشر، شخصيت های شناخته شده بين الملی و پارلمان های کشورهای دموکراتيک نيز در اعتراض به نقض حقوق اوليه انسان ها توسط رژيم حاکم در ايران با ايرانيان هم نظرند و اعتراض های خود را تاکنون بکرات اعلام داشته اند. ولی تمام اين کوشش ها تاکنون کمتر به نتيجه رسيده، وسردمداران نظام جمهوری اسلامی بی اعتنا بدان هر روز سلاخ خانه ای جديد را داير و تعداد بيشتری انسان را به بهانه های مختلف به جوخه های اعدام می سپارند.



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


بی اعتنايی مسوُلين نظام جمهوری اسلامی به حقوق وجان انسانها از جمله خصايل بارز اين حکومت است، آنان حتی قبل از روی کار آمدن اين نظام و در جريان انقلاب اسلامی از کشتار حدود ۵۰۰ انسان بی گناه با آتش زدن سينما رکس آبادان بعنوان وسيله ای برای رسيدن بقدرت استفاده کردند. وهنوز خمينی در مدرسه رفاه جا خوش نکرده بود که فرمان اعدام افسران ارشد ارتش را، افسرانی که خود و کل ارتش را تسليم او نموده بودند صادر نمود. اعدام صدها نفر ديگر از کادرهای نظام گذشته، اعدام هموطنان کرد که بقول اقای احمد رافت:

«در پايگاه نظامی سنندج يک ميز کوچک که متعلق به معلم کلاس بود را از دبستانی آوردند و گذاشتند وسط پادگان. آقای خلخالی پشت آن نشست. چند نفر از همراهان نزديکش هم بودند، بعد سه چهار نفر از هموطنان کرد را يکی يکی آوردند و در مجموع، در نيم ساعت همه اين افراد محکوم به اعدام شدند. محاکمه به اين شکل بود که يک نفر در يکی دو دقيقه اسم و فاميل و نام پدر و شماره شناسنامه و جرم افراد را می خواند. سپس آقای خلخالی از فرد می پرسيد که توبه کرده ای يا می خواهی توبه کنی؟ افرادی که من ديدم هيچ يک توبه نکردند بلکه سعی در رد اتهامات خود داشتند که بلافاصله حرفشان قطع و حکم اعدامشان صادر می شد و بعد می بردند در همان پايگاه کمی آنطرف تر و اعدام می کردند. اگر اشتباه نکنم و حافظه ياری کند در مريوان بود که آقای خلخالی خودش تير خلاص را زد.» ،
اعدام جوان ۱۵ ساله ای بجرم داشتن يک روزنامه، تجاوز بدختران با کره قبل از اعدام ودادن "مهريه عروسی" به خانواده آنها همه برای خمينی کافی نبودند واين ضحاک زمانه طالب باز هم خونريزی بيشتر بود. او از مسامحه خود توبه می کند و اعلام ميدارد که:

"ااشتباهی که ما کرديم اين بود که به طور انقلابی عمل نکرديم و مهلت داديم به اين قشرهای فاسد. و دولت انقلابی و ارتش انقلابی و پاسداران انقلابی، هيچ يک ازاينها عمل انقلابی نکردند و انقلابی نبودند. اگر ما از اول که رژيم فاسد را شکستيم و اين سد بسيار فاسد را خراب کرديم، به طور انقلابی عمل کرده بوديم، قلم تمام مطبوعات را شکسته بوديم و تمام مجلات فاسد و مطبوعات فاسد را تعطيل کرده بوديم، و روسای آنها را به محاکمه کشيده بوديم و حزبهای فاسد را ممنوع اعلام کرده بوديم، و روسای آنها را به سزای خودشان رسانده بوديم، و چوبه های دار را در ميدانهای بزرگ برپا کرده بوديم و مفسدين و فاسدين را درو کرده بوديم، اين زحمتها پيش نمی آمد.

اين توطئه گرها در صف کفار واقع هستند. اين توطئه گرها در کردستان و غير آن در صف کفار هستند، با آنها بايد با شدت رفتار کرد. دولت با شدت رفتار کند، ژاندارمری با شدت رفتار کند؛ ارتش با شدت رفتار کند. اگر با شدت رفتار نکنند، ما با آنها با شدت رفتار می کنيم. ما با خود همينها، با خود همينها که مسامحه بکنند، اگر مسامحه بکنند، با شدت رفتار می کنيم ...... می آيم تهران و روسايی که مسامحه می کنند با آنها انقلابی عمل می کنم. قشرهايی از ارتش که اطاعت از بالاترها نمی کنند و امر آنهارا اطاعت نمی کنند بايد بدانند که من با آنها اگر آمدم، انقلابی عمل می کنم. عذرها راکنار بگذاريد! برويد فاسدها را سرکوب کنيد، برويد توطئه گرها را سرکوب کنيد؛ مسامحه نکنيد! دولت مسامحه نکند، ارتش مسامحه نکند، ژاندارمری مسامحه نکند؛ پاسداران مسامحه نکنند.

..... ما نمی ترسيم از اينکه درروزنامه های سابق ، در روزنامه های خارج از ايران، برای ما چيزی بنويسند. ما نمی خواهيم وجاهت در ايران، در خارج کشور پيدا بکنيم. ما می خواهيم به امر خدا عمل کنيم، و خواهيم کرد. اشدا علی الکفار رحما بينهم"

خمينی از قم به تهران آمد و در سال ١۳۶۷ "کميسيون مرک" را تشکيل و به سه نفر حکم داد به زندانها بروند و
"کسانی که در زندانهای سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و ميکنند محارب و محکوم به اعدام ميباشند و تشخيص موضوع نيز در تهران با رای اکثريت آقايان حجه الاسلام نيری دامت افاضاته (قاضی شرع) و جناب آقای اشراقی (دادستان تهران) و نماينده ای از وزارت اطلاعات می باشد، اگر چه احتياط در اجماع است، و همين طور در زندان های مراکز استان کشور رای اکثريت آقايان قاضی شرع، دادستان انقلاب و يا داديار و نماينده وزارت اطلاعات لازم الاتباع ميباشد ."

و در جواب سوٵل احمد خمينی مبنی بر:
"۱- آيا اين حکم مربوط به آنهاست که در زندان ها بوده اند و محاکمه شده اند و محکوم به اعدام گشته اند ولی تغيير موضع نداده اند و هنوز هم حکم در مورد آن ها اجرا نشده است، يا آنهايی که حتی محاکمه هم نشده اند، محکوم به اعدامند؟
۲- آيا منافقين که محکوم به زندان محدود شده اند و مقداری از زندانشان را هم کشيده اند ولی بر سر موضع نفاق ميباشند محکوم به اعدام ميباشند؟
۳- در مورد رسيدگی به وضع منافقين آيا پرونده های منافقينی که در شهرستانهايی که خود استقلال قضايی دارند و تابع مرکز استان نيستند بايد به مرکز استان ارسال گردد يا خود ميتوانند مستقلاً عمل کنند؟"

با شقاوت جواب داد که:

"در تمام موارد فوق هر کسی در هر مرحله اگر بر سر نفاق باشد حکمش اعدام است. سريعاً دشمنان اسلام را نابود کنيد. در مورد رسيدگی به وضع پرونده ها در هر صورت که حکم سريعتر انجام گردد همان مورد نظر است."

وچنين شد که بروايتی بين ۸ تا ۱٠ هزار نفر در فاصله کوتاهی اعدام و درگور های دستجمعی مدفون گرديدند، و کشتار انسان ها و بی حرمتی به قانون وحيثت و شرف انسانی بعنوان جزو لاينفک نظام جمهوری اسلامی تبديل گرديد.
پس از مرگ خمينی باز ماندگانش به باورهای او وفادار ماندند، آنان ابتدا بسراغ مخالفين خود در خارج از کشوررفته و آنان را به فجيعترين شکلهای ممکنه بقتل رساندند، سپس نوبت به قتل های زنجيره ای رسيد و بالاخره کهريزک و آنچه اکنون شاهد آن هستيم.

برای ما ايرانيان بايستی تاکنون روشن شده باشد که تا جمهوری اسلامی برقرار است، آنچه بجايی نرسد فرياد ما عليه اعدامها، و بی عدالتی هاست و برای خاتمه دادن بدان راه ديگری جز جانشين نمودن نظامی متکی به رآی مردم و مقيد به قانون وجود ندارد.


حسين اسدی
سوم بهمن ماه ۱۳۸۹ برابر با ۲۳ ژانويه ۲٠۱٠
[email protected]
ـــــــــ
* با درود به روان همه آنانی که در سلاخ خانه های جمهوری اسلامی جان خود را از دست داده اند، تيتر شعر ابتهاج را بعاريت گرفته وآنرا تقديم ميکنم

خبر کوتاه‌ بود

خبر کوتاه‌ بود
اعدام‌ شان‌ کردند!

خروش‌ دخترک‌ برخاست‌
لبش‌ لرزيد
دو چشم‌ خسته‌اش‌ از اشک‌ پر شد
گريه‌ را سر داد
و من‌ با کوششی‌ پر درد
اشکم‌ را نهان‌ کردم‌

چرا اعدامشان‌ کردند؟
می‌پرسد ز من‌، با چشم‌ اشک‌آلود

عزيزم‌، دخترم‌
آنجا شگفت‌انگيز دنيايی‌ست‌
دروغ‌ و دشمنی‌ فرمانروايی‌ می‌کند آنجا
طلا، اين‌ کيميای‌ خون‌ انسان‌ها
خدايی‌ می‌کند آنجا

شگفت‌انگيز دنيايی‌ست‌
که‌ همچون‌ قرن‌های‌ دور
هنوز از ننگ‌ آزار سياهان‌، دامن‌ آلوده‌ست‌
در آنجا حق‌ و انسان‌ حرف‌های‌ پوچ‌ و بيهوده‌ست‌
در آنجا رهزنی‌، آدم‌کشی‌، خون‌ ريزی‌ آزادست‌
و دست‌ و پای‌ آزادی‌ در زنجير

عزيزم‌، دخترم‌
آنان‌ برای‌ دشمنی‌ با من‌
برای‌ دشمنی‌ با تو
برای‌ دشمنی‌ با راستی‌ اعدام‌ شان‌ کردند
و هنگامی‌ که‌ ياران‌
با سرود زندگی‌ بر لب‌
به‌ سوی‌ مرگ‌ می‌رفتند
اميد آشنا می‌زد چو گل‌ در چشمشان‌ لبخند
به‌ شوق‌ زندگی‌، آواز می‌خواندند
و تا پايان‌ به‌ راه‌ روشن‌ خود با وفا ماندند

عزيزم‌
پاک‌ کن‌ از چهره‌ اشکت‌ را، ز جا برخيز
تو در من‌ زنده‌ای‌، من‌ در تو
ما هرگز نمی‌ميريم‌
من‌ و تو با هزارانِ دگر
اين‌ راه‌ را دنبال‌ می‌گيريم‌
از آن‌ ماست‌ پيروزی‌
از آن‌ ماست‌ فردا
با همه‌ شادی‌ و بهروزی‌

عزيزم‌
کار دنيا رو به‌ آبادی‌ست‌
و هر لاله‌ که‌ از خون‌ شهيدان‌ می‌دمد امروز
نويد روز آزادی‌ست‌.


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 



















Copyright: gooya.com 2016