دوشنبه 6 تیر 1390   صفحه اول | درباره ما | گویا


گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

جمهوری اسلامی در دشوارترين موقعيت تاريخی خود قرار گرفته است : نه راه پس دارد ، نه راه پيش، م. شريفی

می گويند شخصی را پرسيدند آيا تا کنون هرگز در موقعيتی قرار گرفته ای که نه راه پس داشته باشی و نه راه پيش ؟ گفت : آری ، روزی در کارگاه نجاری ليز خوردم و اره ای تا نصفه اش در "ما تحتم" فرو رفت ! نه می توانستم از اين طرف بکشم و نه می توانستم از آن طرف فرو کنم !
اين لطيفه زيبا ، وصف اين روزها و روزهای پيش روی جمهوری اسلامی است :
از يک طرف مصمم است تا با ادامه سياست معروف خامنه ای ( النصر بالرعب ) به سرکوب اعتراضات مردمی در تمام عرصه ها پرداخته و مردم را به خانه هايشان بفرستد ، از طرف ديگر مجبور است برای کشاندن هر چه بيشتر مردم به صحنه و تزئين ويترين انتخاباتی اش دست به اقدامات گشايشی بزند و تنور را گرم کند .



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


از اين طرف روز بروز بر دامنه و عمق اعتراضات بر حق مردم در تمامی عرصه های زندگی ( سياست ، فرهنگ ، اقتصاد و ... ) افزوده می شود و بيش از پيش رژيم را با بحران مشروعيت ( در هر دو بعد داخلی و خارجی ) مواجه می سازد و از آن طرف ، رژيم تلاش دارد تا با به ميدان فرستادن چهره های کمابيش موجه تر خود وانمود کند که مملکت روزهای خوشی در پيش دارد و زمينه را برای انجام انتخابات فرمايشی اش مهياتر سازد .
در بعد داخلی با تشديد فشار بر مردم و فعالان سياسی از يک طرف و ادامه اشتباهات فاحش عوامل رژيم هر روز بخشی از بدنه اجتماعی کشور از رژيم جدا می شود و در بعد خارجی نيز دست و پا زدن رژيم در باتلاق تحريم های خارجی و انزوای سياسی همزمان با تحولات عظيم سياسی در منطقه ( تونس و مصر و ليبی و يمن و بحرين و از همه مهمتر سوريه ، يار ديرين و متحد استراتژيک رژيم ) باعث شده است تا چهره جمهوری اسلامی هر روز بيشتر از روز قبل در مقابل افکار عمومی جهانی و بازيگران اصلی عرصه سياست بويژه در ميان متحدان قديمی رژيم بدنام تر و نا مشروع تر جلوه کند .
اين ها همه در حالی اتفاق افتاده و می افتد که بيش از هشت ماه به برگزاری انتخابات دور نهم مجلس شورای اسلامی نمانده و حافظه تاريخی مردم ، کماکان و با گذشت بيش از دو سال از انتخابات جنجالی خرداد ۸۸ و ادامه موج اعتراضات آنان ، مانع بزرگی بر سر راه بازسازی مشروعيت از دست رفته رژيم است و برگزاری انتخابات را با موانع جدی روبرو ساخته است .
از همه اين موضوعات اگر بگذريم ، بروز اختلافات شديد و روزافزون در ميان جناحهای قدرت که هر ساعت ماجرايی جديد و يک رسوايی شنيع می آفريند نيز به نوبه خود بر لرزش پايه های حکومت می افزايد .
با ذکر اين مقدمه می توان براحتی به اين نتيجه رسيد که رژيم جمهوری اسلامی حکايت همان کسی را دارد که ماجرای اره برايش اتفاق افتاده بود . اين وضعيت ، يک فرصت طلايی را در اختيار مخالفين ( داخلی ، خارجی ) قرار می دهد تا با تمرکز بر اهداف خود و ايجاد يک اتحاد ناگسستنی از يک طرف فشار را بر حاکميت افزايش دهند و از طرف ديگر جامعه جهانی را به اين نتيجه برسانند که جمهوری اسلامی شريک خوبی برای هيچ نوع سرمايه گذاری ( سياسی ، اقتصادی ، منطقه ای ، بين المللی و ... ) نيست و آينده درخشانی ندارد . مخالفين ، اگر بتوانند - که به باور من می توانند - بايد به بهترين شکل ممکن از اين ضعف رژيم بهره برداری کرده و جهت تحولات آينده را در راستای سقوط جمهوری اسلامی و برقراری يک حکومت مردمی که هم حافظ منافع ملی ايرانيان است و هم تقويت کننده ثبات منطقه ای است ، برگردانند .
با اندکی درايت سياسی و سعه صدر و " ملی انديشی " می توان جمهوری اسلامی را برای هميشه به زباله دان تاريخ فرستاد . آينده بسيار روشن است !
زنده باد آزادی
پاينده باد ايران


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 



















Copyright: gooya.com 2016