پنجشنبه 3 شهریور 1390   صفحه اول | درباره ما | گویا


گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

محتشمی پور : بحث فلسطین شعاری شده است به خاطر بیرون راندن رقبای سیاسی از صحنه، جماران

حجت الاسلام والمسلمین علی اکبر محتشمی پور، بیش از یک سال است که دیگر دبیرکل کمیته دفاع از انتفاضه ی مردم فلسطین نیست اما از دغدغه هایش و نه اشرافش بر موضوع کاسته نشده.

محتشمی پور در بخشی از در گفتگوی تفصیلی با سایت جماران گفت که «روز قدس نسبت به زمان امام(ره) رنگ باخته بود، اما روز قدس امسال به نظرم در کشورهای مختلف منطقه و سرزمین های اشغالی، رنگ خون می گیرد و وقتی رنگین شود طبیعتا نهال هایی از زمین می روید که موجب می شود که نه تنها اسرائیل متزلزل شود که ریشه های اسرائییل در کاخ های دیکتاتورهای منطقه و جهان قطع شود و به نظر من حادثه ی بزرگی را ما در روز قدس امسال شاهد خواهیم بود، اول در حاشیه ی فلسطین در کشورهای عربی و اسلامی و بعد در درون فلسطین نسبت به رژیم صهیونیستی و امیدواریم که آن آرزوهای امام به نتیجه برسد و ثمربخش باشد».

متن کامل این گفتگو در پی می آید.

از زمانی که در کمیته ی دفاع نیستید تا امروز در دغدغه های شما نسبت به فلسطین چه تغییراتی ایجاد شده؟

برای هر کسی که اندک علاقه ای به سرنوشت انسانها داشته باشد، فرقی نمیکند که در کجا باشد. در ایران باشد، در خارج از ایران باشد، در قوه مقننه یا هر دستگاه اجرایی دیگری باشد یا عنوان دبیرکلی یک تشکل مربوط به فلسطین را داشته باشد یا نداشته بشد و یا یک فرد کاملا عادی باشد؛ اینها هیچ فرقی نمی کند که سرنوشت یک ملت در دست بیگانگان و دشمنان قرار گرفته باشد. انسان به هر حال نگران چنین ملتی است.
وقتی مردمی با همنوعان، هم جنسان و هموطنهای خود اختلاف دارند که زیاد جدی نیست و قابل حل است اما زمانی مجموعه ی از جای دیگر کشوری را غصب کردند و سرنوشت ملتی را به دست خودشان گرفته اند و هر کاری میخواهند میکنند و هیچ کس نمیفهمد چه بلایی بر سر آن ملت می آورند.
شما نگاه کنید که چند سال است اسراییل منطقه غزه را با یک میلیون و نیم جمعیت محاصره کرده است و اجازه نمیدهند اب و دارو و غذا وارد شود. اسراییل تحت یک چارچوب بسته خشنی با مردم غزه رفتار میکند و دنیا هم ساکت است. اگر از آن طرف دنیا بخواهند بیایند و به مردم غزه کمک کنند، سوار بر کشتی ای میشوند که از چند کشور در آن حضور دارند اما اینها را که از ملیتهای مختلف هستند را در داخل کشتی میکشند و جالب اینکه نه سازمان ملل و نه شورای امنیت و نه شورای حقوق بشر کار میکنند انگار تمام دنیا توطئه کردند تا یک ملتی از بین بروند و نابود شوند. انسان در هر کجا باشد برای چنین ملتی، نگران و ناراحت است. اکنون در گوشه و کنار مختلف جهان تظاهرات و راهپیمایی است و اخبارش لحظه به لحظه در سطح بسیار گسترده منتشر میشود اما این تظاهرات و راهپیمایی بیش از دو هفته در اسراییل است و یهودیان نسبت به دولت خودشان اعتراض میکنند اما خبر آن منعکس نمیشود.
این اسراییلیها به قتل عام فلسطینیها مشغول هستند و از همه چیز ساقطشان کرده اند اما دنیا هیچ واکنشی نشان نمیدهد. طبیعی است هر انسان با هر شرایطی باید نگران باشد و من نگرانم.

سال گذشته گفته بودید که رفتن از کمیته دفاع از انتفاضه فلسطین برای شما مهم نیست و فعالیت خود را در راستای حمایت از فلسطین ادامه خواهید داد. چه کرده اید؟

فعالیتها می تواند سیاسی باشد که هست و هم میتواند اجتماعی و فرهنگی باشد. اینها کارهایی است که از دست امثال من در شرایطی که دسترسی به امکانات حکومتی نداریم، بر می آید.

چه کارهایی؟

فعالیت سیاسی و ارتباط برقرار کردن ب جوامع مختلفی که من در ارتباط با آنها هستم. در گذشته ما مجوزی برای تشکیل سازمان و تشکیلاتی برای حمایت از قدس گرفته بودیم. به همراه مجموعه ای از دوستان برای حمایت از قدس درخواست مجوز کردیم و وزارت کشور چند سال پیش موافقت کرد و اساسنامه و مدارک لازم را برای انها فرستادیم که پس از خروج از دفتر فلسطین و مجلس شورای اسلامی سعی در فعال کردن این تشکیلات کردیم و جلساتی هم برگزار کردیم. این زمان مصادف با سفر من به نجف اشرف شد و مدتی نتوانستم در این جلسات شرکت کنم. این جلسات یکی از فعالیتهایی بود که بعد از ترک دفتر فلسطین به آن پرداختیم و دوستانی مانند آقای سبحانی و جابر انصاری و ... همکاری می کردند. شاخه دانشجویی هم برای آن تشکیلات تعریف شد که دوستان دانشجو در آن فعالیت میکنند و فعال هستند.

این دانشجویان همان هایی هستند که در دفتر فلسطین همراه شما بودند؟

به دانشجویانی که در دفتر فلسطین بودند، بی مهری هایی شد اما آنها به دل نگرفتند چون اعتقادی راجع به موضوع فلسطین فعال شده بودند و با من همکاری میکردند. این دانشجویان همچنان علاقه مند هستند و در محیط دانشگاهی فعالیت میکنند. فرهنگ جمایت از موضوع قدس و ازادی قدس شریف، فرهنگی است که باید در اقشار مختلف نهادینه شود. امام خمینی هم همین را میخواستند و آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را به این موضوع اختصاص دادند و از همه خواستند برای قدس فعال شوند.

نام گذاری آخرین جمعه ماه رمضان به نام روز قدس به چه میزان در سرنوشت مردم فلسطین تاثیرگذار است؟

من می خواهم این سوال را بپرسم که اگر امام این نامگذاری را نمی کرد، باید می دیدیم چه اتفاقی می افتاد؟ زمانی که امام این را کار را کرد، تمام برنامه هایی که برای فلسطین و مردم قدس شریف تدوین شده بود، دگرگون شد و اکنون 30 سال است که برنامه های نها به تاخیر افتاده و نتوانستند کارهایی که میخواستند را انجام دهند. امام سال 58 و در حالی که شش ماه هم از پیروزی انقلاب نگذشته بود، اخرین جمعه ماه مبارک رمضان را به عنوان روز قدس اعلام کردند و دستور دادند همه مسلمانان به صحنه بیایند و برای ازادی قدس و اصولا ازادی اسلام و مسلمین قیام کنند. اگر کمی به عقب برگردیم، میبینیم یکی از قدرتهای جهان اسلام که همان مصر است از اردوگاه مسلمانان جدا شده و به اردوگاه اسراییل و امریکا پیوسته است. مصر از نظر سیاسی و اجتماعی ، فرهنگی و قدرت نظامی و امنیتی لرزه بر جان قدرتهای بزرگ می انداخت. عبدالناصر وقتی یک سخنرانی میکرد نه فقط عربها بلکه کل جهان اسلام علیه استبداد جهانی بسیج میشدند و قیام میکردند. وقتی عبدالناصر از دنیا رفت، انور سادات قدرت را در دست گرفت که نقطه مقابل و عکس عبدالناصر بود . از سال 1973 که آن جنگ شروع شد تا سال 1979 ، انور سادات مراحل مختلفی را پشت سر گذاشت یعنی از همان ابتدا شروع به سازش و مذاکره با اسراییل کرد و قرارداد ننگین کمپ دیوید را هم امضا نمود. انور سادات عملا و رسما اسراییل را به رسمیت شناخت که زلزله ای در جهان اسلام شد حتی بسیاری از کشورهای غیراسلامی هنوز اسراییل را به رسمیت نشناخته بودند چون اسراییل را جریان غاصبی میدانستند که سرزمینهای یک کشور دیگر را گرفته و از تمام دنیا در این اراضی جمع شده است.در این شرایط کسی به عنوان رییس جمهور مصر که یکی از کشورهای مهم جهان اسلام است، اسراییل را به رسمیت شناخته است. این کار انورسادات، خنجری بوده که از پشت بر مسلمانان و اعراب زده شد. در اینجا با توجه به پشتوانه آمریکا، سران کشورهای عربی خود را اماده کردند تا همین راه را بروند که راه عافیت طلبی، نزدیک شدن به اسراییل و مقرب شدن به غرب و امریکا بود.در این شرایطبود که نیاز به یک حرکت استثنایی احساس شد تا جلوی این خیانت را بگیرند. در فروردین 1358 امام خمینی اولین حرکت را کردند یعنی به وزارت خارجه دولت موقت دستور دادند رابطه ایران با مصر به دلیل جنایت و خیانتهایی که کرد، قطع شود. در 32 سال اخیر، با تنها کشوری که از سوی جمهوری اسلامی قطع رابطه صورت گرفته است، مصر بود که دلیلش هم به رسمیت شناخته شدن اسراییل بود. دومین موضوعی که سبب قطع رابطه شد، کاری بود انورسادات انجام داد که غربی ها هم جرات انجام ان را نداشتند.او قدس شریف و بیت المقدس را به عنوان پایتخت اسراییل به رسمیت شناخت. هنوز بحث قدس در دنیا مطرح است و پس از 30 سال کسی حاضر نشده است، پایتختی قدس به جای تل آویو را به رسمت بشناسد. انور سادات در آن زمان بجای اینکه در تل اویو با سران اسراییل مذاکره کند، به قدس رفت و مذاکراتش را در آنجا انجام داد.این خیانت بزرگی به جهان اسلام و اسلام بود. باید حرکت بزرگی در مقابل این جنایت بزرگ انجام میشد که امام از همین زاویه قدس استفاده کردند. مسجدالاقصی محل معراج پیامبر و اولین قبله مسلمانان است و باید نجات پیدا کند.

تحولات منطقه چه میزان در ماجرای فلسطین تاثیرگذار است؟

خیلی. به عنوان مثال، در مصر که این تحولات روی داده، اگر کسانی می خواستند دارویی و غذایی از طریق مصر ببرد به مردم برساند، رژیم مبارک در صحرای سینا آنها را دستگیر می کرد، مجازات می کرد، زندان می انداخت، شکنجه می کرد. آنها لوازمی را که مایحتاج مردم بود با چه سختی از داخل تونل ها می بردند تا یک رمقی برای زندگی داشته باشند؛ اما رژیم آقای حسنی مبارک این تونل ها را به رژیم اسرائیل نشان می داد تا آنجا را بمباران کنند و از بین ببرند. یا دستگیر کردن فلسطینی ها در صحرای سینا، هدیه ای بود که مبارک هر روز به اسرائیل می داد.

تحولات مصر چقدر در موضوع فلسطین تاثیر دارد؟

با تحولات مصر، کاملا شرایط تغییر کرده. در گذشته گاز و نفت مصر به اسرائیل می رسید و ماشین جنگی مثر به چرخش درمی آورد و بچه های فلسطینی و لبنانی توسط اسرائیل قتل عام می شدند با سوختی که مصر در اختیارشان می گذاشت. مصری ها کاملا در صحرای سینا از این لوله های گاز و نفتی که کشیده بودند برای اسرائیل، حفاظت و حمایت می کردند. شما در طول 30 سال گذشته نشنیدند که در صحرای سینا لوله هایی که از مصر به اسرائیل می رود منفجر شده باشد اما در همین مدت کوتاهی که نظام مصر تغییر کرده، جوانان مصری دیگر اجازه نمی دهند نفت و گاز مصر به آنجا برود...

قطع شده؟

نه، اما منفجر می کنند. الان نظامیان حاکم گذشته دارند حکومت می کنند اما دیگر آن قدرت مبارک را ندارند که سرکوب کنند، بکشند. بنابراین آن سوختی که در گذشته بود، الام قطع شده. و همچنین مساله ی دیگر اینکه این قطع رابطه و بسته بودن مرز رفح، از بین رفته. الان به صورت مطلق باز نشده اما به صورت نسبی باز شده و مردم می توانند از مصر و جاهای دیگر وسایلی که مردم غزه احتیاج دارند را به آنها برسانند، دارو و غذا و غیره. وضع خیلی تغییر کرده، دقیقا عکس شده و به نفع مردم فلسطین چرخش داشته است.

و بیشتر هم تغییر می کند؟

بله، وقتی انتخابات برگزار شود و یک دولت مردم در مصر بر سر کار بیاید، قطعا اوضاع کاملا تغییر می کند و دگرگون خواهد شد.



تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 


نه تنها اخوان المسلمین، بلکه هر کسی بر روی کار بیاید؟

نه نه، اتفاقا یکی از نگرانی های آمریکایی ها و اسرائیلی ها در کشورهای دیگر که جلوی حرکت های مردمی را می گیرند و اجازه نمی دهند رژیم هایی مثل مبارک و بن علی سقوط کنند، برای همین جهت است. معتقدند که آینده ی این کشورها هیچ قابل تضمین نیست، الان با یک دیکتاتور طرفند و می توانند او را کنترل کنند اما وقتی این دیکتاتور سقوط کند و کار به دست مردم بیافتد، دیگر قابل کنترل نیست؛ فرقی هم نمی کند که لاییک باشد، اسلامی باشد، کسی دیگر باشد؛ اما مردم هستند. یک دیکتاتور نیست که اگر تهدیدش کردی قانع شود و حاضر به همکاری شود. مردم در آنجا به دنبال کرامت انسانی و شخصیت خود هستند. وقتی می بینند که سرنوشت مردم فلسطین اینگونه در خطر است و تهدید می شود، می دانند که فردا هم نوبت خودشان می شود، بر این اساس حاضر نیستند که زیر بار قلدری آمریکا و اسرائیل بروند و به هر چه آنها می گویند عمل کنند. اما الان این آقایونی که سر کار هستند، حالا در سوریه باشد یا لیبی و یا اردن، می بیند که یک دیکتاتور است و با او می توانند کنار بیایند، تهدیدش کنند و هر کاری خواستند بکنند.

حضرت امام گفتند که اسرائیل باید محو شود. آیا با اتفاقات اخیر، چنین اتفاقی خواهد افتاد؟

بحث محو اسرائیل دو گونه قابل دست یافتن است. یکی اینکه مثل هیروشیما و ناکازاکی اتفاقی بیافتد که که آمریکا آن را با خاک یکسان کرد. اما باز هم هیروشیما سر جای خودش هست، فرض کنید 10 – 15 نفر هم زنده مانده باشند، باز هم نسل آنها تکثیر شده است. معنای نابودی اسرائیل این نیست که هر چه آنجا یهودی هست از بین ببرند. یک تعبیر جمال عبدالناصر بود که می گفت هر چه یهودی هست ما به دریا می ریزیم! یک تعبیر هم این است که اسرائیل محو می شود؛ یعنی هویت این رژیم نژاد پرست از بین می رود. الان در آفریقای جنوبی، حکومت سر جای خودش هست اما چیزی به نام رژیم آپارتاید در آنجا نداریم. طبیعی است که ما هم در آینده چیزی به نام رژیم نژاد پرست اسرائیل در منطقه و دنیا نخواهیم داشت. ممکن است الان این عروسک را آمریکایی ها نگه داشته باشند اما وقتی آمریکا دستش را از پشت آنها بردارد، فرومی پاشد و این را خود اسرائیل هم خو می داند. نه تنها در ارتباط با فلسطینی ها، بلکه در ارتباط با یهودی های درون آنجا هم این رژیم نژاد پرستانه رفتار می کند. لذا این وعده ی امام حتی اگر فلسطینی ها در آنجا نبودند باز هم محقق می شد. بر این اساس هویت صهیونیستی از بین خواهد رفت اما مردم مسلمان و یهودی و مسیحی آن باقی خواهد ماند و یک حکومت دموکراتیک مدرن را در فلسطین انشالله پایه گذاری خواهند کرد.

روحیه ی اسرائیلی ها بعد از تحولات اخیر چطور است؟

اسرائیلی ها دو دسته اند. دسته ای نژادپرستان و دسته ای قاعده ی مردم که به شدت مخالف رژیم صهیونیستی. این تظاهراتی که الان چند هفته است در اسرائیل شاهدش هستیم که نتانیاهو را به شدت مستاصل کرده، این توده های عظیمی هستند که با حاکمان خودشان مخالف هستند و این تحولات منطقه به آنجا هم سرایت کرده و یهودیان هم قیام کرده اند و خواستار تغییر نظام هستند. شعارهایی که در کشورهای عربی می شنوید، مثلا «الشعب یرید اسقاط النظام»، همین شعار در اسرائیل علیه رژیم اسرائیل داده می شود. در مصر، یمن و بحرین میدان آزادی هست، در اسرائیل هم میدان آزادی برای خودشان تعریف کرده اند.

مخالفان، چه اندازه هستند؟

اکثریت هستند.

چقدر احتمال به نتیجه رسیدن آنها هست؟

برمی گردد به قدرت های پشت پرده؛ اینکه صهیونیست های جهانی، آمریکا و استکبار چقدر منافع داشته باشند؟ منافع آمریکا این نیست که یهودی های داخل اسرائیل پیروز بشوند و رژیم خودشان را سرنگون کنند. می خواهند همین رژیم نژاد پرست باقی بماند مثل غده ی سرطانی در قلب جهان اسلام؛ تا بتوانند منافعشان را در منطقه به دست بیاورند. حتی اگر کشتارهایی مانند این کشورهای عربی در آنجا هم بشود، اما آنها دست به این کار نمی زنند، یعنی اجازه نمی دهند که رژیم اسرائیل سرنگون شود.

جهت صحیح مبارزه در فلسطین از نظر شما چیست؟

با دستور نمی شود. کار کار حکومتی نیست. فرض کنید بخشنامه کنند که بیایید راهپیمایی کنید! اگر بخشنامه ای باشد، دوایر دولتی یک روز به خیابان می آیند و روزهای دیگر می خوابند. این باید به صورت فرهنگ نهادینه شود و هر روز ما روز قدس باشد. امام وقتی در سال 58 روز قدس را اعلام کرد، فرمود روز قدس روز اسلام است، روز مستضعفین جهان در مقابل مستکبرین. به دنبال این عنوان، اما فرمود ما باید یک حزب جهانی مستضعفین تشکیل بدهیم، نه فقط مسلمان، بلکه از هر قوم و قبیله ای در مقابل مستکبرین جهان. و باید مستضعفین جهان خودشان سرنوشت خودشان را تغییر بدهند. این دید امام به روز قدس است. ما باید این را فرهنگ کنیم، فرهنگی که به نظرم ایجاد شده است. الان این تظاهرات هایی که در کشورهای مختلف شکل گرفته، جبهه ی مستضعفین است، این همان روز قدس امام است که اختصاص به یک روز هم ندارد، جمعه ی هر هفته این تظاهرات ها برقرار است. اینها در کشورهای مختلف علیه دیکتاتورهای خودشان قیام کرده اند و برای آنها هر روز و هر شب روز قدس است. این همان چیزی است که امام می خواست.

امسال روز قدس چه فرقی با روز قدس های گذشته خواهد داشت؟

روزهای قدس بعد از امام رفته رفته یک حالت به اصطلاح تشریفاتی به خود گرفته بود، به روزمره گی افتاده بود؛ چه در ایران و چه کشورهای دیگر. کشورهای دیگر هم تحت تاثیر ایران، یک راهپیمایی و یک مرگ بر اسرائیل و آمریکا می گفتند و تمام می شد اما تاثیری در سرنوشت اسرائیل نداشت و کار نویی انجام نمی شد. اسرائیل تنها در سرزمین های اشغالی لانه نکرده بود، در دربار پادشاهان کشورهای اسلامی و عربی هم لانه کرده بود لذا برخی معتقد بودند ما اول باید در دربارهای کشورهای اسلامی با آنها بجنگیم و بعد به فلسطین برویم. چون تا وقتی ریشه ها هست، آن تنه هم خواهد بود. لذا در سالهای گذشته رفته رفته روز قدس داشت رنگ می باخت. روز قدس نسبت به زمان امام رنگ باخته بود، امسال روز قدس رنگین شده است. روز قدس امسال به نظرم در کشورهای مختلف منطقه و سرزمین های اشغالی، رنگ خون می گیرد و وقتی رنگین شود طبیعتا نهال هایی از زمین می روید که موجب می شود که نه تنها اسرائیل متزلزل شود که ریشه های اسرائییل در کاخ های دیکتاتورهای منطقه و جهان قطع شود و به نظر من حادثه ی بزرگی را ما در روز قدس امسال شاهد خواهیم بود، اول در حاشیه ی فلسطین در کشورهای عربی و اسلامی و بعد در درون فلسطین نسبت به رژیم صهیونیستی و امیدواریم که آن آرزوهای امام به نتیجه برسد و ثمربخش باشد.

اختلافات سیاسی در داخل کشور چقدر در میزان توجه ها به آرمان فلسطین تاثیر منفی گذاشته است؟

مشکلی را که در داخل ایران پیدا کردیم، همان مشکلی است که فلسطین و کشورهای اسلامی و عربی در طول 60 – 70 سال گذشته تا به حال داشته اند. و آن مشکل این است که سران و قدرت های منطقه ای و عربی از فلسطین به عنوان ابزاری برای قدرت خودشان استفاده می کرده اند. این طوری نبوده که مساله ی فلسطین دغدغه ی آنها باشد یا آرمانشان باشد، نه؛ هر کسی بیشتر شعار می داده مردم از او بیشتر حمایت می کرده اند و قدرتش تضمین می شده برای همین هر کسی در کشورهای عربی، همیشه مسابقه می داده اند با سایر رواسای کشورهای عربی و سعی می کرده اند که شعار دادغتری بدهند تا بتوانند رقبای خود را در داخل کشور خود از بین ببرند، در مصر، سوریه، لیبی و دیگر کشورهای عربی همین طوری بوده و با قضیه ی فلسطین تجارت سیاسی می کرده اند نه اینکه موضوع فلسطین برای آنها ارزشی داشته باشد، ارزشش قدرت خودشان بوده. متاسفانه ما هر چه از دوران امام بیشتر می گذرد در کشورمان می بینیم که جریان های سیاسی رفته رفته با موضوع فلسطین مثل بقیه ی کشورها عمل می کنند و بحث فلسطین شعاری شده است به خاطر بیرون راندن رقبای سیاسی از صحنه؛ حتی بیرون راندن کسانی که واقعا می خواهند برای آزادی فلسطین کار کنند و دغدغه دارند، لذا شعارهای داغتری می دهند، حتی یک شعاری می دهند که منافع ملی و دینی ما را زیر سوال می برد و در دنیا، جمهوری اسلامی را کاملا منزوی می کند. جمهوری اسلامی اگر بخواهد برای فلسطین کار موثری بکند، باید در دنیا حرف برای زدن داشته باشد، گوش شنوا داشته باشد، ملت ها و دولت ها از او بشنوند، تا بتواند برای فلسطین کار کند اما اگر شما کاری کردی که هیچ کسی حرف شما را گوش نکرد، شما دیگر کاری نمی توانی بکنیی!

یک مثالش ترکیه است، درست است؟

بله، الان کار به جایی رسیده که ترکیه آمده و جای جمهوری اسلامی ایران را گرفته در رابطه ی فلسطین.

چرا؟

سیاستمدارن ترکیه شعارهای بی محتوا و داغ غیر قابل اجرا نمی دهند که در نهایت خود را منزوی کنند. آنها در چارچوب قوانین و مقررات بین المللی و منطقه ای از حقوق مردم فلسطین دفاع می کنند و در مقابل اسرائیل می ایستند.

یک مساله ی دیگر این مخلوط شدن موضوع سیاسی داخلی با مساله ی فلسطین، ماجراهایی مانند آن شعار نه غزه و لبنان بود. دلیلش را چه می دانید؟

البته ببینید، این شعار، شعار جوانهای ما نیست، همان جوانی که این شعار را می دهد، اگر امر دائر شود به حاکمیت مردم فلسطین یا اسرائیل، طرف مردم فلسطین را می گیرد و به هیچ وجه حاضر نیست که ظالم را تایید و مظلوم را رد کند. نه، چنین چیزی اصلا وجود ندارد. اما بحث اینجاست که وقتی در یک کشور کسانی شعار فلسطین را می دهند که بیشترین ظلم را در حق جوانهای خودشان می کنند، این یک عکس العمل طبیعی از یک مظلوم است که کتک می خورد و زندان می افتد، کمترین عکس العملش است. می گوید آقا جان! تویی که داری شعار مظلومیت فلسطین را می دهد، چرا نسبت به مردم خودت ظلم می کنی؟ البته که معتقدم چنین شعاری را کسی قبول ندارد، یک مجموعه ی مشخصی در یک روز مشخص این شعار واکنشی را داده اند، آن هم در واکنش به آن کسانی که آمده اند و گفته اند این مردم خس و خاشاک هستند، یا در واکنش به کسانی که این برخوردها را با مردم تایید می کنند ولا همین جوان در حالت عادی طرف فلسطین را می گیرد.

اصلا ایا مساله ی فلسطین، چپ و راست دارد؟ اصلاح طلب و اصولگرا دارد؟

واقعی ترین دفاع و موثرترین دفاع از فلسطین را اصلاح طلبان در طول انقلاب داشته اند. حالا یک موقعی اسم این جریان، خط سه، خط امام، چپ و امروز شده است اصلاح طلب. نام آنها هم در طول این سی سال، سرمایه دار، اسلام آمریکایی و راست و حالا شده اند اصولگرا. این خط سیری است که از ابتدا آمده و به اینجا رسیده. یک موقعی اسلام آمریکایی بود و اسلام ناب محمدی؛ آن طرفش جناح راست و این طرفش جناح چپ بودند، بعد یواش یواش شد اصلاح طلب و اصولگرا. اینها هیچ کدامشان نمی توانند بگویند ما بیشتر سهم داریم، موضوع فلسطین یک موضوع انسانی و اسلامی است، هر انسان و مسلمانی در این موضوع شریک است. کسی نمی تواند بگوید من هستم آنها نیستند مگر که کسی انسان نباشد.

به عنوان آخرین سوال؛ یک خاطره ای از سفرهایتان به فلسطین یا مرزهای آن بفرمایید.

تا به حال چند بار به فلسطین رفته ام. اما یکی از خاطراتم این است که حدود 8 – 10 سال پیش سفری به اردن داشتم. یک روز با چند تا از بچه هایی که بلد منطقه بودند، تصمیم گرفتیم بخشی از مرز را ببینیم. دریاچه ی طبریه، مرز بین سوریه و اردن و سرزمین های اشغالی فلسطین است و خیلی خاطره انگیز است. چون آب دریاچه مربوط به اردن و سوریه است ولی اسرائیل آنها را محروم کرده است. یک روز صبح تمام این مرز را طی کردیم، جایی بود که یک جاده ی مرزی بین فلسطین و اردن.
منتها اسرائیلی ها آن طرف را فنس و سیم خاردار کشیده اند. سربازهای اسرائیلی هم در آن سوی مرز حضور داشتند. به جایی رسیدیم که یک روستایی یک قسمتش در اردن بود و یک قسمتش در سرزمین های اشغالی فلسطین. گفتند که اهالی این روستا همه ایرانی هستند، بهایی های ایرانی و کارشان هم جاسوسی است.اینها خبرهایی که از کشورهای عربی و منطقه و ایران دریافت می کنند، به آن طرف می رسانند؛ کارشان فقط همین است. برای من این فرقه و قوم قبلیه خیلی عجیب بود، مثل برخی فرقه هایی که در ایران مطرح می کردیم، هیچ فرقی نمی کند چه فرقه ای باشد اصولا فرقه بی هویت می شود، هویت دینی و ملی و کشورش و هویت انسانی اس را هم از دست می دهد.


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 



















Copyright: gooya.com 2016