چهارشنبه 24 خرداد 1391   صفحه اول | درباره ما | گویا


گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


خواندنی ها و دیدنی ها
بخوانید!
پرخواننده ترین ها

ساقی ميخانه‌ای که فتوا می‌دهد، عمار گلی

اخيرا امام جمعه‌ی موقت سنندج ماموستا محمد امين راستی در اظهاراتی بی سابقه خواهان ريشه کن کردن رقص و مراسمات کردی شده است. باتوجه به اينکه چنين اظهار نظرهايی آنهم از سوی يک ماموستای آئينی کرد حداقل در چند سال اخير و به اين شکل مشخص بی سابقه بوده است، پايگاه خبری روز بر آن شد تا با استفاده از منابع موثق خود پيش زمينه‌ی فعاليت‌های آينی و حکومتی وی را بکاود. مقصود از اين گزارش مختصر نه افشاگری بوده و نه تجاوز به حريم خصوصی شخصی مشخص، در حقيقت تنظيم اين گزارش بيشتر جهت تنوير افکار عمومی در خصوص سوابق وی می باشد.



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


از طلبگی در علوم دينی تا ساقی ميخانه
ملا محمد امين راستی مشهور به ملا محمود سال ۱۳۲۷ در روستای "گلين" بخش ژاورود سنندج در يک خانواده‌ی بی بضاعت به دنيا آمده است. وی در سن نوجوانی همراه با گروهی از هم نوعان خود از آن جمله منصور روانبخش و مسلم جلالی‌زاده [که بعدها در سال ۱۳۶۰ توسط حزب دموکرات ترور شد] به مدت يک سال و نيم در منطقه‌ی هورامانات اقليم کردستان طلبه بوده و به يادگيری صرف و نحو عربی و فقه اسلامی مشغول بوده است. پس ازآن و با رها کردن طلبگی به روستای خود بازگشته و مدتی را بدون هرگونه شغل و پيشه‌ای بسر می‌برد. در سال ۱۳۴۹وی برای يافتن کار به بندر بوشهر مهاجرت می‌کند، مدت دو سال را در بندر بوشهر در شرکت ساختمانی هديش - پيمانکار منازل سازمانی نيروگاه اتمی بوشهر- با کارگری سر می‌کند. با پايان يافتن کارهای ساختمانی در منازل سازمانی نيروگاه اتمی بوشهربيکار شدنش، برای يافتن کار به بندر خرمشهر رفته و در اين بندر تا سال ۵۴ به پيشه‌ی باراندازی "حمالی" می پردازد. با رها کردن اين شغل و يافتن شغلی از سوی يکی از دوستانش از سال ۵۴ تا ۵۶ در بار و رقاص خانه‌ی مشهور مرواريد بندر خرمشهر ساقی بوده است، طی سال ۵۶ و در پی درگيری با صاحبان اين بار از کار خود اخراج شده و باز به کار حمالی در بارانداز بندر خرمشهر باز می‌گردد.

همکاری با نيروهای امنيتی و اطلاعاتی و شناسايی و آموزش
همزمان با شروع ناآرامی‌ها در شهرهای ايران در سال ۵۷ و رکود اقتصادی استان خوزستان و افزايش ميزان بيکاری در بندرگاه‌های اين استان وی به زادگاه خود باز می‌گردد و تا پيروزی انقلاب از روستای خود خارج نمی‌شود. همزمان با پيروزی انقلاب به شهر سنندج عزيمت کرده و تا شهريور ۱۳۵۸ با کميته‌های انقلاب وقت به سرپرستی مرحوم مفتی زاده شروع به همکاری می‌کند. پس از اعتراض شديد مفتی زاده به اعدام‌های کردستان خصوصا اعدام‌های فرودگاه سنندج و مدرسه‌ی هدايت سقز وعزيمت وی به شهر کرمانشاه، کميته‌های انقلاب از هم پاشيده و با تسلط دوباره‌ی احزاب کرد بر شهر سنندج، نام برده مجددا به خوستان متواری گشته و تا ارديبهشت سال ۱۳۵۹ و پس از پايان يافتن جنگ ۲۴ روزه‌ی سنندج از نو بازگشته و اين بار تحت لوای مدرس مدرسه‌ی علوم دينی سنندج که زير نظر نماينده‌ی وقت ولی فقيه "موسوی" به همکاری با نيروهای اطلاعاتی و امنيتی می‌پردازد. همکاری‌های وی با نيروهای اطلاعاتی و خصوصا شناسايی افراد و کميته‌های مرتبط با احزاب کردستانی، نيروهای اخوان و مکتب قرآن طی سال‌های دهه‌ی شصت ادامه می يابد. بيشتر فعاليت وی تعليم کودکان بی بضاعت روستايی که برای فراگيری علوم دينی به مدرسه‌ی علوم دينی سنندج آورده می‌شده‌اند شامل می‌شده است. نام برده در بسياری از موارد و به گفته‌ی منابع موثق در تعاليمی که می‌داده است نيروهای کرد را کافر خطاب کرده و سعی می‌کرده که از ميان جوانانی که به اين مرکز آورده می‌شده‌اند افرادی را برای همکاری با نيروهای اطلاعاتی از نظر فکری آماده نموده تا در مرحله‌ی نهايی از آنان استفاده شود.

فتوای ارتداد
طی سالهای دهه‌ی شصت و با افزايش فعاليت نيروهای مذهبی در کردستان و مناطق کردنشين برخی از رهبران مذهبی علنا با حمله به مقامات مذهبی ايران در خصوص تبعيض مذهبی و ستم دينی در بسياری از مناطق ايران با حکومت وارد نزاعی سخت می‌شوند. ناصر صبحانی بنيان گذار حرکت اخوان المسلمين کردستان، طی دهه‌ی شصت و به موجب مخالفت شديد و وارد کردن انتقاداتی صريح به نظام ولايت فقهی و به چالش کشيدن آن، در نيمه‌ی دوم دهه‌ی شصت بازداشت شده و سال ۶۸ با حکم پنج آخوند اهل سنت از آنجمله ملا محمد امين راستی در شورای روحانيت اهل سنت کردستان مرتد شناخته شده و در مکانی نا معلوم و بدونه هرگونه اطلاعی از نحوه‌ی کشته شدنش و همچنين بدونه تحويل جنازه‌ به بستگانش، در گورستان عمومی شهر قروه فرسنگ‌ها دور از زادگاه خود به خاک سپرده می‌شود.

آزمون قضاوت و ورود به حرفه‌ی قضاوت
پس از مرگ آيت‌الله خمينی و روی کار آمدن حجت الاسلام خامنه‌ای، جمهوری اسلامی طی آزمونی که از طلاب کرد و ماموستاهای اهل سنت به عمل می‌آورد به کسانی که اين آزمون را با موفقيت پشت سر می‌گذارند مدارکی معادل با ليسانس حقوق اسلامی اعطا می کند. يکی از کسانی که پس از اين آزمون صاحب چنين مدرکی می شود ماموستا ملا امين راستی بوده است. پس از اعطای اين مدرک معادل، وی سال ۱۳۷۱ به عنوان سرپرست دادگاه شهر دهگلان منصوب می شود و تا سال ۱۳۷۳ در اين شهر به پيشه‌ی قضاوت می‌پردازد. پس از سال ۱۳۷۳ و با ارتقا در پيشه‌اش به عنوان قازی به دادگستری سنندج منتقل می‌شود. وی تا سال ۱۳۸۶ به عنوان قاضی دادگاه های عمومی سنندج مشغول به قضاوت بوده است. پس از سال ۱۳۸۶ همزمان با حکم امام جمعه‌ی سنندج مبنی بر منصوب کردن وی به امام جمعه‌ی موقت سنندج، در زمينه‌ی قضاوت در دادگاه نيز به سمت مستشار در دادگاه‌های تجديد نظر استان کردستان ترفيع درجه می‌يابد. همچنين بنا بر اطلاعاتی که پايگاه خبری روز نمی‌تواند صحت آنها را تاييد کند وی در صدور احکام اعدام افراد منتصب به گروه‌های جهادی در دادگاه تجديد نظر دست داشته و حکم اعدام بسياری از اين افراد را در دادگاه تجديد نظر تاييد کرده است. اين شخص همزمان با سمت‌هايی که به وی محول شده است از اعضای برجسته‌ی هيات‌های نظارت شورای نگهبان و يکی از اعضای هيات گزينش استخدام‌های مراکز حکومتی نيز می باشد.


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 



















Copyright: gooya.com 2016