یکشنبه 21 آبان 1391   صفحه اول | درباره ما | گویا

گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

خيانت‌کاران منحرفی که قضيه را کش می‌دهند! مهدی رود

عبارت نام آشنای کش دادن برای اول باردر ادبيات سياسی نظام, از سوی علی خامنه ای در يکی از سخنرانی هايش و در بحبوحه بالا گرفتن جنجال رسانه ها بر سر اختلاس سه هزار ميلياردی مطرح شد . در آن مقطع با باز شدن ابعاد اين اختلاس بزرگ, دو جناح قدرت ( اصول گرايان حامی رهبر و دولتی ها ) يکديگر را آماج حملات رسانه ای خود قرار می دادند تا با انداختن توپ در زمين جناح مقابل راهی برای منحرف کردن افکار عمومی بيابند . در حالی که نمايندگان اصول گرای مجلس از يک سو ( که خود نيز گاه و بيگاه به عنوان عناصر دخيل در اختلاس مطرح می شدند ) و عامران قضائی از سوی ديگر به صورت آشکار و پنهان از دست داشتن معاونين و مديران دولتی در اين پرونده ياد می کردند وحتی ماجرا تا جايی پيش رفت که به احضار و بازجويی نزديکان احمدی نژاد انجاميد , اما در مقابل اين احمدی نژاد بود که برای دفع حملات جناح مقابل راهی ديگر را برگزيد , وی با نام بردن از« برادران قاچاقچی », به طور غير مستقيم نشانه هايی از مافيای اقتصادی نهادی نظامی چون سپاه را که به عنوان بازوی امنيتی رهبربه فعاليت می پردازند را نمايان کند .
رمز گشايی احمدی نژاد در رو کردن دست مافيای اقتصادی سپاه و نهاد هايی از اين دست و سبقت اصول گرايان از يکديگر برای بصيرت نمايی به بهانه پرده برداری از عوامل اختلاس, تنش ها را به جايی رساند که رهبر جمهوری اسلامی را به واکنش صريح وا داشت تا جناح های رقيب را از کش دادن بيش از اندازه و رو شدن ابعاد فاجعه بار اختلاس بر حذر دارد .



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


گرچه پيش از اين نيز علی خامنه ای با چالش های ديگری رو به رو بود , عزل حيدر مصلحی از وزارت اطلاعات و بازگشت دوباره وی با حکم حکومتی که قهر ۱۱ روزه رئيس دولت را در پی داشت نيز به نوعی نشان از صف بندی احمدی نژاد و نزديکانش در برابر اراده رهبر بود .
علی خامنه ای از زمانی که بر مسند رهبری تکيه زد , چه در زمان رياست جمهوری هاشمی رفسنجانی و چه در دوران ۸ ساله اصلاحات , فردی را در قالب ساختار حکومت , در مقابل اراده خويش نمی ديد , خاتمی و مجلس ششم با همه انتقاداتی که از سوی محافظه کاران و جناح راست سنتی در زمان دولت اصلاحات مواجه بود , هيچگاه در برابر خواست رهبر حاضر به تقابل نشد , تا آنجا که در پايان دولت اصلاحات صراحتا بيان داشت که « رئيس جهمور » در ساختار نظام يک تدارکات چی بيش نيست .
با در نظر گرفتن اين واقعيات چگونه است که يک تدارکات چی می تواند از نقش بی اثر خود در نظام ولايت فقيه به جايی برسد که نقش اصلی را ايفا کند و بازی گردان صحنه گردد ؟ شايد اين پرسش را بتوان از چند منظر بررسی کرد اما مسلما يک پارامتر دخيل در اين نيلِ به قدرت نمايی , به روحيه و رفتار فردی چون احمدی نژاد باز می گردد , وی همانند علی خامنه ای که تشنه آن است که يکه تاز باشد , تمايل دارد نقش منجی را در کسوت رياست جمهوری بازی کند .
احمدی نژاد همانگونه که از سوی جناح های رقيب , رئيس جمهور ( البته نه به انتخاب ملت ) مکتبی شناخته می شود بيش از انکه پيرو عوامر رهبر باشد , سعی بر آن دارد که مروج مکتب خود بر روح جامعه و افراد پايين دست خود باشد . البته در اينکه وی تيمی دارد که از آنها همه گونه حمايت می کند شکی نيست , افرادی که در نگرش مکتبی با وی کاملا هم راستا و هم عقيده اند . احمدی نژاد قائده بازی را به خوبی می داند از يک سو از کاهش اقتدار علی خامنه ای و نفرت عمومی از وی با خبر است و از طرفی ديگر تلاش دارد اگر کاری از پيش می برد آن را به الطاف به گفته او « امام زمان » نسبت دهد , به نحوی که خود را هدايت پذير و مورد عنايت امام زمان می داند تا رهبر . علی خامنه ای و نهاد های امنيتی – نظامی حامی وی با ناديده گرفتن اين نگرش احمدی نژاد با حمايت همه جانبه از او در انتخابات ۸۸ و سرکوب خونين شهروندان معترض , وی را بر مسند رياست دولت نشاندند . احمدی نژاد و اطرافيانش تنها يک سال پس از آن حوادث مورد هجمه جناح اصول گرای حامی ولی فقيه قرار گرفت به لحاظ همان نگرش مکتبی که جمع کثيری از رقيبان و تحليلگران , رحيم مشائی را سردمدار اين مکتب می دانند , جريان فکری که از آن پس به جريان انحرافی مورد خطاب قرار گرفت , حتی برخی افراد مرتبط با نزديکان احمدی نژاد به جرم رمالی و اتهاماتی از اين دست بازداشت و مورد بازجويی قرار گرفتند .
با گذر از اين مکرارات به تحولات چند ماهه اخير و رويارويی احمدی نژاد با اصول گرايان و قوای مورد حمايت رهبر جمهوری اسلامی می رسيم . با فشار همه جانبه آمريکا و غرب بر سر پرونده هسته ای که باعث کاهش چشمگير فروش نفت , بحران ارز و گرانی روز افزون کالاها گرديد, بحران اقتصادی و تورم افسار گسيخته خود بهانه ای شد که اصول گرايان منتقد , دولت را به بی کفايتی و سوءاستفاده از ارز دولتی در بازار متهم کنند , احمدی نژاد پس از بازگشت از سفر نيويورک در کنفرانس خبری به صراحت از مشکلات فروش نفت ( از بابت اعمال تحريم ها ) سخن گفت و عملا بر تاثير تحريم های نفتی و بانکی صحه گذاشت , نفتی که قرار بود با رای نمايندگان مجلس به صورت يکطرفه قطع گردد تا تنبيهی برای غرب باشد . وی درعين حال در لفافه از مذاکرات مستقيم با آمريکا سخن گفت تا به قول خيلی از محافظه کاران افتخار اين موضوع را به نام خود ثبت کند , رويکردی که بار ديگر به نوعی تمرد از نظريات رهبر و بی توجهی به او محسوب می شود , گرچه اخيرا محمد جواد لاريجانی بيان داشته که اگر منافع نظام ايجاد کند با آمريکا حتی در قعر جهنم هم مذاکراه می کنيم , خود نشان از آن دارد که موضع احمدی نژاد بر خلاف ميل رهبر نيست اما اينکه او فصل الخطابی سلطان را به هيچ انگاشته و راه خود را می رود حکايت ديگری ست .
نامه نگاری سران قوای مجريه و قضائيه بر سر بازديد احمدی نژاد از اوين بار ديگر علی خامنه ای را به صحنه می کشاند تا اينبار اعلام کند که هر کس از خط او سر پيچی کند « خائن به نظام » است . در حالی که به نظر می رسد با اين اخطار رهبر نزاع ها فروکش می کند , طرح سوال از احمدی نژاد در مجلس اعلام وصول می شود . موضوعی که خود می تواند بر شعله ور شدن آتش تنش ها بيافزايد اما در اين ميان صحنه گردان اصلی اين ماجرا چه افرادی هستند ؟ يکی از اشخاصی که در ظاهر و بلافاصله بعد از هشدار علی خامنه ای از ولايت مداری و تبعيت از رهبر سخن می گويد اما در باطن تلاش داشته همواره از هر فرصتی برای ضربه زدن به احمدی نژاد بهره جويد کسی نيست به جز علی لاريجانی , وی از کسانی بود که بعد از مطرح شدن سوال از احمدی نژاد از اين طرح حمايت کامل را داشت , علی رغم مخالفت شخصی چون حداد عادل که به عنوان راهبر فرامين خامنه ای در مجلس , سعی کرد از حضور احمدی نژاد در صحن بهارستان جلوگيری کند . اين خود نشان از آن دارد که رئيس مجلس بی تفاوت نسبت به نظر رهبر و با انگيزه شخصی سعی در تفهيم اين عقده دارد علی خامنه ای با وجود افرادی چون او در دوره های گذشته نظر به فردی مثل احمدی نژاد داشته است و با کشاندن احمدی نژاد به مجلس رهبر را در موضع انفعال قرار دهد .
اما شخص ديگری که بدون توجه به اخطار علی خامنه ای تاثيری جدی بر وصول طرح سوال از احمدی نژاد داشت علی مطهری ست . وی که هميشه نقش ميانه رو را در مجلس بر عهدی داشته و حتی چندين بار نيز به صورت تلويحی از کودتای انتخاباتی ۸۸ سخن به ميان آورده , اخيرا در رويارويی آشکار با حداد عادل گفته است که اگر اين افراد ( فراکسيون رهيپويان انقلاب به رهبری حداد عادل ) رفتارخود را ادامه دهند ( در راهکارشان برای منتفی کردن سوال از احمدی نژاد ) من درباره سابقه برخی از آنها در رژيم شاه صحبت خواهم کرد . با اين تفاسير مشاهده می کنيم ولايت پذيری از رهبر ديگر مانند گذشته جايگاهی در مقابل عقده گشايی بازی گردانان صحنه نظام در مقابل يگديگر , پيدا نمی کند .
اما اين تمام ماجرا نيست خود بحث حضور احمدی نژاد در جايگاه پاسخگويی به نمايندگان و نکات مطروحه در اين باره شرايط نگران کننده ای را برای سردمداران نظام و به خصوص شخص رهبر متصور می نمايد . احمدی نژاد در اسفند سال گذشته برای اول بار در بهارستان حاضر شد تا به سوالات نمايندگان پاسخ دهد , حضوری که بيشتر با به سخره گرفتن صحن مجلس و پرسش های نمايندگان ار از سوی رئيس دولت همراه بود , اتفاقی که اعتراض تند نمايندگان را از اينکه مضحکه دست احمدی نژاد شدند را به همراه داشت . ترس از تکرار همين سناريو در جلسه پرسش پيش رو( آنهم در شرايط آشفته تر از هميشه کشور) که بيشتر از سوی حداد عادل و طيف حامی وی مطرح می شود و تهديد احمدی نژاد به بيان ناگفته ها , دو چالشی ست که اکنون خواب را از چشمان علی خامنه ای ربوده است تا بار ديگر مبين اين نکته باشد که دوران يکه تازی و فرمانروايی وی بر نظامی که همه حلقه به گوش باشند رو به پايان است .
از نگاهی ديگر بايد گفت که اين خاصيت نظام های بسته است , همچنين نظام هايی به دليل عدم حمايت و نداشتن پايگاه اجتماعی در هيچ رده از هرم قدرت , نمی تواند راهی برای تبادل نظر و مشارکت با اجتماع خود داشته باشند . گردش چرخه قدرت در يک سيستم بسته تنها به بالا رفتن و اصطکاک و تشديد تنش ها می انجامد و به ناچار به مرحله ای می رسد که از درون فرو می پاشد . موئلفه های اين نيروهای تنش زا همان تعبيری ست که علی خامنه ای آن را خيانت به نظام می انگارد . قدر مسلم بازی که احمدی نژاد شروع کرده و برخی افراد در جناح های ديگر قدرت بی اعتنا به هشدار رهبر آن را ادامه می دهند می تواند تفسير برآيند نيروهای موئلفه سيستم مذکور در مثال بالا باشد . بزرگترين آفت پيش روی علی خامنه ای آن است که با چالش خائنين ( به تعبير خودش ) و منحرفان ( به تعبير نيروهای حامی وی ) بر سر قدرت رو به رو باشد . خائنينی که به جای تمکين مدام در حال کش دادن قضيه اند .

مهدی رود


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 
Copyright: gooya.com 2016