گفتوگو نباشد، یا خشونت جای آن میآید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان![]()
بخوانید!
9 بهمن » جزییات بیشتری از جلسه شورایعالی امنیت ملی برای بررسی دلایل درگذشت آیتالله هاشمی
9 بهمن » چه کسی دستور پلمپ دفاتر مشاوران آیتالله هاشمی رفسنجانی را صادر کرد؟
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! واتیکان به مثابه انجمن سری، مهران جنگلی مقدم![]() ویژه خبرنامه گویا همه چیز از خدا شروع می شود. موجودی نامتعین، شبح گونه و رازآمیز که همراه با کارویژه های زبان دینی، شکل می گیرد، تعین خاص پیدا می کند و قدرت می یابد. بعد از آن نوبت به کاربران زبان دینی می رسد که به گونه یی منحصر به فرد توانایی استفاده از زبان دینی را که به عنوان مجرای قدرت عمل می کند در اختیار دارند. مقتدرترین کاربر زبان دینی، پیامبر است. زبان دینی، شبح شکل یافته و پیامبر سه عنصر همبسته یی هستند که در فرایندی تاریخی و ویژه، قدرت تولید می کنند. این قدرت، چیزی جز قدرت سیاسی و هدایت و تاثیرگذاری بر افکار عمومی نیست. در این وضعیت است که افکار عمومی دیگر از فرایند تاثیرگذاری چیزی نمی پرسد، بلکه به آن ایمان می آورد و می پذیرد که "خارج از کلیسا رستگاری وجود ندارد." انجمن های سری نیز چنین کارکردی دارند. مراجع تصمیم گیری در آن ها ناشناخته است. زبان گفتگوی آنها با مردم کارویژه هایی دارد که درعین ناشناخته باقی گذاشتن مرجع قدرت، اقتدار آن را تا سطوح پایینی نمایان می کند. آن ها تصمیم می گیرند و عرصه عمومی آن را به اجرا می گذارد. مرجع تصمیم گیری (پدرخوانده) جز از راه و به شکل کارویژه زبان انجمن از نامتعین بودگی خارج نمی شود. آشکارشدگی از راه زبان انجمن سری، پدرخوانده را از ذات پنهان و ناشناخته اش تهی نمی کند. رازآلودگی وجوه کاریزماتیک تولید می کند و کاریزما مرجع تصمیم گیری را ناشناخته باقی می گذارد. پدرخوانده به مثابه خدا بازتولید می شود و عضو انجمن می پذیرد که خارج از انجمن و بیرون از سایه پدرخوانده منفعت و امنیت (ما به ازای رستگاری) وجود ندارد. پدرخوانده در انجمن سری و خدا در مذهب هردو "رازهای مگو"یند. هر دو تصمیمات شان را پشت پرده های آهنین می گیرند و هر دو سخنگویانی در عرصه های عمومی دارند که حافظان رازهای مگو و قدرت مقدس اند. "فرانسیس اول توسط 115 کاردینال طی مراسمی مخفی به مقام پاپ کلیسای کاتولیک انتخاب شد. کاردینالهای رای دهنده پس از حضور در نمازخانه سیستین، یک به یک سوگند خوردند که جریان انتخاب پاپ را افشا نکنند و در غیر این صورت، از سوی کلیسا تکفیر خواهند شد. افراد دیگری که در این مراسم حضور داشتند از جمله خدمتکاران، محافظان و آشپزها نیز سوگند یادکردند که روند انتخاب پاپ را افشا نکنند." مسئله به اندازه کافی گویا و روشن است. شاید پاپ به اجبار لائیسیته نیم بندی که در کشورهای مسیحی وجود دارد، اختیارات سیاسی آنطور که مثلا ولی فقیه در ایران دارد نداشته باشد، اما واتیکان همان رفتار اقتدارطلبانه ی هزاران ساله را در پیش می گیرد که هر ساختار مذهبی دیگری مانند اسلام (در اینجا مجلس خبرگان و بیت رهبری) از آن برخوردار است. اما مسئله فقط این نیست، بلکه شباهت ساختاری و جوهری مذهب با انجمن های سریست. این شباهت آنچنان است که می توان هر دو را به یک اسم صدا کرد و از سرمشق های ساختاری یکسان در هر دو سخن گفت. رازهای مگو و تصمیم هایی که پشت پرده گرفته می شود و اخذ مشروعیت از موجودی که ما آن را نمی بینیم و در اتاقی نیمه تاریک نشسته است و تحمیل ارزش های گروه به عرصه عمومی و دخالت در حریم خصوصی و در عین حال خود را قائم به همان موجود افسانه یی دانستن و دهها خصوصیت دیگری از این دست، از ویژگی های مذهب است. به راحتی می توان به جای مذهب از عبارت انجمن سری استفاده کرد. در این مورد خاص هم باید گفت که ما به واقع با یک انجمن سری تمام عیار مواجه ایم. به فرض بتوان رسواییهایی مانند تعرضی جنسی به کودکان در نهادهای وابسته یا تحت نام کلیسای کاتولیک را به سوء استفاده ها و انحراف های فردی تقلیل داد اما وجود ساختار تاریک قدرت و تصمیم گیری های رازورزانه در واتیکان و در هر ساختار مشابهی، شکل گیری فساد سازمان یافته را به امری بدیهی تبدیل کرده است. شاید مخاطب برای اثبات فساد سازمان یافته مدرک، مستندات و شواهد بخواهد. اما وجود ساختار رازآلود، فی نفسه برای اثبات این مدعا کافیست و آنقدر مسئله را بدیهی می کند که ما را از آوردن فاکت مشخص و نشان دادن مصداق روشن بی نیاز می سازد. Copyright: gooya.com 2016
|
||||||||