گفتوگو نباشد، یا خشونت جای آن میآید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان![]()
خواندنی ها و دیدنی ها
در همين زمينه
9 دی» بابک زنجانی بازداشت شد 4 دی» ۱۲ نماینده مجلس خواستار تعقیب قضایی بابک زنجانی شدند + پیام بابک زنجانی به نمایندگان در صفحه فیس بوک خود 27 آذر» بابک زنجانی و شهرام جزایری ها از کجا می آیند؟ 19 شهریور» وزیر نفت ایران از بدهی دو میلیارد دلاری بابک زنجانی به دولت خبر داد 23 فروردین» آمریکا میلیاردر ایرانی را تحریم کرد
بخوانید!
9 بهمن » جزییات بیشتری از جلسه شورایعالی امنیت ملی برای بررسی دلایل درگذشت آیتالله هاشمی
9 بهمن » چه کسی دستور پلمپ دفاتر مشاوران آیتالله هاشمی رفسنجانی را صادر کرد؟
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! نامه سر گشاده فیس بوک بابک زنجانی بعد از بازداشتاین متن توسط فردی به نام حداد در صفحه فیس بوک بابک زنجانی منتشر شده از روزی که نام بابک زنجانی توسط آقای بگم بگم سر زبانها افتاد تا امروز ماه ها میگذرد و روز به روز آقای بابک زنجانی خبر ساز تر از دیروز شده و رسما پای ثابت رسانه ها است. در این مدت پرسشهای زیادی در مورد او مطرح و پاسخهای متنوعی داده شده است و هر کسی از ظن خود یار ایشان است, حتی مجلس و دولت هم کاسه چه کنمی در دستانشان است و به دنبال پول نفت این در و آن در میزنند! اتهامات بیشمار بی اساس به زنجانی نسبت داده میشود و البته او هرگز به درستی از خود دفاع نکرده است تا اینکه دیروز ایشان بازداشت گردید. میگویند یکی از دستاوردهای انقلاب اسلامی ارتقاء شعور سیاسی مردم و بالا رفتن فهم و درک ملت از اوضاع کشور و قضاوت بهتر از اطرافشان بوده است اما اگر نظرات مردم در سایتهای اجتماعی و حتی نظرات و رفتار برخی از مسوولین را در مورد بابک زنجانی مرور نمایید باید متاسفانه در مورد این دستاورد انقلاب اسلامی با تردید سخن گفت و بسیار باعث تاسف است که ما با دست خودمان از پشت به خودمان خنجر میزنیم . البته گناه مسوولان ناآگاه بیشتر است. اگر چه نمیتوان فشار اقتصادی بسیار سنگین را روی دوش مردم نادیده گرفت و دور از ذهن نیست که هر کسی به دنبال مسبب است و میخواهد مشکلات زندگی اش را , حتی بیماری مادرزادیش را گردن کسی بیاندازد و البته نثار کردن چهار تا فحش آبدار در فیسبوک در صفحه آقای بابک زنجانی حداقل انتقامی است که میتواند بگیرد اما سوای این, آیا ما باید هر آنچه به خورد ما میدهند را باور کنیم ؟ آیا نه اینکه فحاشی و افترا سرگرمی ما شده است و افراد و ملیتها و حتی موضوعات تاریخی مثل کیسه بکس در جلو ما قرار میدهند تا مشتی آنلاین به آنها زنیم و خنک شویم؟ آیا وقت آن نرسیده تا کمی فکر کنیم؟؟ چند میلیون کلیک برای نام خلیج فارس جمع کردیم؟ چند هزار فحش به این و آن دادیم؟آیا کسی حاظر شد برای اعتراض به رفتار امارات با ایرانیها به دبی سفر نکند؟ ایا ما فقط در اینترنت زرنگیم ؟ بزرگترین کاری که دولت ایران تا امروز برای دفاع از تاریخ این سرزمین کرده است این است که دو جلد کتاب انگلیسی در مورد خلیج فارس در کتابخانه پشت سر آقای ظریف گذاشته اند تا در فیلمی که در فیسبوک ایشان قرار میدهند مشاهده شود و شیوخ عرب حساب کار دستشان بیاید!! که البته امیدوارم این تصادفی نبوده باشد. در عین حال دولت آقای روحانی اگر چه میداند بابک زنجانی بی گناه است اما میبیند که روشهای بگم بگمی گویی هنوز مشتری دارد, آری مقصر ما مردمیم که دوست داریم یکی را از آن بالا پایین بیاوریم به هر قیمتی , چه بیگناه و چه گناهکار, نیاز داریم تا حسادتمان را تسکین دهیم, هر چه پولدارتر باشد بهتر. متاسفانه ما از شکست دیگران خوشحال میشویم اما درعین حال نگران شکست تاریخ سرزمینمان نیستیم. باری, موضوع بابک زنجانی در واقع به یک سناریو متنوع برای مردم و رسانه ها بدل گشته است که در آن از پولشویی گرفته تا جعل اسناد یافت میشود. من مایل هستم به عنوان یک ایرانی, به جای شما خواننده بدبین عزیز و یا آن مجری تلویزیون که وقتی از پاسخ پخته دادستان کشور آقای محسنی اژه ای در مورد اتهامات آقای بابک زنجانی قانع نشد و بسیار پر هیجان پیرو سفارش مدیر شبکه خبر , اتهام پولوشویی و رشوه و بدهی را رسما عنوان کرد فکر کنم و مو به مو بیان نمایم تا هم این دوستان متوجه واقعیات باشند و هم شنوندگان و مخاطبان رسانه ها و حتی خود مسوولین در دام چنین اطلاعات عوامفریبانه ای قرار نگیرند. نخست اینکه در مورد اتهام پولشویی باید قدری توضیح دهم. پولشویی و یا money laundring یک اصطلاح آمریکایی است که برای اولین بار به روشی که آلکاپون , جنایت کار معروف آمریکایی برای فرار مالیاتی و یا قانونی جلوه دادن در آمدهای نامشروع اتخاذ کرده بود اطلاق شد بدین ترتیب که او تعداد زیادی رختشورخانه ایجاد کرده بود و پولهایش را به عنوان در آمد این رختشورخانه ها نشان میداد. پس از آن در بانکداری این اصطلاح به روشهایی اطلاق شد که در آمدهای ناشی از کارهای خلاف را مثل فروش مواد مخدر ( که معمولا پول نقد میباشد ) را وارد سیستم بانکی کنند. پس از یازده سپتامبر آمریکاییها اصطلاح دیگری به سیستم بانکدای خود افزودند برای مبارزه با ترورسیم. ( anti terrorism financing ) که بانکها را مجبور کردند از منشا و مقصد پولهایی که وارد سیستم آنها میشوند مطمئن باشند که مبادا جهت فعالیتهای تروریستی هزینه شوند. سپس در چند سال گذشته که موضوع دسترسی ایران و کره شمالی به سلاح اتمی مورد توجه قرار گرفته است , آمریکاییها اصطلاح دیگری وارد سیستم بانکی کردند برای کنترل تسلیهات کشتار جمعی ( anti proliferation ) که مجموع موارد بالا در بانکداری اینگونه در نظر گرفته میشوند: amla/atf/ap اما در عمل به هر سه آنها در محاوره همان اصطلاح قدیمی پولشویی اطلاق میشود. حال وقتی که به اتهامات آقای بابک زنجانی از دیدگاه آمریکاییها و یا اتحادیه اروپا نگاه کنیم ایشان متهم به فروش نفت ایران و ایجاد شبکه بانکی برای این منظور که نهایتا منجر به گسترش تسلیهات کشتار جمعی ( مورد سوم ) و یا همان بمب اتمی میشود هستند نه پولشویی مثلا برای مواد مخدر!! خزانه داری آمریکا در اسنادش شخص بابک زنجانی را تهدیدی برای ملت آمریکا در نظر گرفته است. ( OFAC ) اما متاسفانه در محافل غیر رسمی به کل این ماجرا پولشویی میگویند. حال قضاوت با شماست که آیا کورکورانه با دنیایی که ما را تحریم کرده است همراه شویم و بگوییم فروش نفت خودمان مثل فروش کوکایین است و اینکار پولشویی است و یا نه, این حق ماست که نفتمان را بفروشیم صرف نظر از اینکه دیگران اینکار را چه بنامند.این بسیار بسیار جای تاسف است که تلوزیون جمهوری اسلامی ایران بر علیه یک ایرانی همصدا با آمریکاییها سخن بگوید که پس اگر کار زنجانی پولشویی است پس باید اول آقای جلیلی و آقای احمدینژاد محاکمه شوند نه آقای زنجانی چرا که دولتمردان مسوول و مسبب این شرایط هستند نه بابک زنجانی!! اگر بپذیریم بابک زنجانی پولشویی کرده است در واقع تایید میکنیم که ما بمب اتم میخواهیم! باری, اتهام دیگر آقای زنجانی رشوه است. در مورد استرشاء قانونا دو سوی درگیر هستند, کسی که رشوه میدهد و کسی که رشوه میگیرد. چرا فقط آقای زنجانی بازداشت شده است؟ و آیا اتهام ایشان دریافت رشوه است و یا پرداخت آن؟ وانگهی باید در نظر داشت که مجموعه ای که هزاران کارمند و صدها مدیر دارد و گردش حساب آن میلیاردها دلار است به سادگی کنترل نمیشود مخصوصا وقتی که تصور همه این است که این مجموعه عظیم پولشویی میکند و درآمد مفت دارد و لذا دور از ذهن نیست که همه از آقای زنجانی توقع رشوه داشته باشند. به هر حال نمیتوان بدون مدرک مستند برای خالی نبودن عریضه اتهامات بی اساس ردیف کرد. دیگر اتهامی که گوینده شبکه خبر به آقای زنجانی میزند بدهی به وزارت نفت است. اول اینکه بدهی و بده کار بودن جرم نیست و اصلا این اتهام نیست و موضوعیت قانونی به عنوان یک پرونده کیفری ندارد. وانگهی آقای زنجانی این بدهی را انکار نکرده است و مشکل در جای دیگریست که باید به تفضیل در آینده از آن سخن گفت. اما پشت همه این اتهامات, بابک زنجانی کسی که از دیدگاه کشورهای دیگر یک ایرانی باهوش است که توانسته در سخت ترین شرایط تحریم هنوز میلیاردها دلار ارز حاصل از فروش نفت ایران را وارد سیستم بانکی ایران کند که اگر این خدمات نبود شاید دلار ده هزار تومان باعث میشد نظام جنگ را به صلح ترجیح دهد و امروزه ما چون سوریه به روی هم آتش میگشودیم. درد آور این است که ایشان را دلال نفتی لقب داده اند. گویی که دلالی بزرگترین افتخار بابک زنجانی است و همه خدمات ایشان را فراموش کرده اند. برخوردی که جامعه با بابک زنجانی میکند درس عبرتی است برای بابک زنجانیهای آینده که وقتی خانه مادری آب و برقش قطع میشود انگیزه ای برای مبارزه نداشته باشند و فقط تماشا کنند. چرا که هر کسی آب سر سفره بیاورد جرثومه فساد میشود , همه ترجیح میدهند از تشنگی بمیرند اما کسی قهرمان نباشد. با سپاس Copyright: gooya.com 2016
|
||||||||