گفتوگو نباشد، یا خشونت جای آن میآید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان![]()
خواندنی ها و دیدنی ها
در همين زمينه
19 مرداد» ماجرای قتل بختیار به روایت پلیس ایرانیتبار پرونده17 تیر» پاریس: مراسم بیستوپنجمین سالروز قتل شاپور بختیار و سروش کتیبه در گورستان مونپارناس، ششم اوت
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! ارزش های ماندگار تجربه نخست وزیری شاپور بختیار، حمید اکبریمتن سخنرانی حمید اکبری به مناسبت بیست و پنجمین سالروز قتل دکتر شاپور بختیار و سروش کتیبه به وسیله جمهوری اسلامی تقدیم به آقای محمد مشیری یزدی* بنام خداوند جان و خرد، کزین برتر از اندیشه بر نگذرد بیست و پنج سال است که نهضت مقاومت ملی ایران، در روز شش اوت این مراسم را برگزار می کند تا یاد مردی را گرامی بدارد که قتلش بزرگترین ترور سیاسی تاریخ سی و هفت ساله ایران است. این قتل به دستور علی خامنه ای و اکبر هاشمی رفسنجانی و مدیریت علی فلاحیان و علی اکبر ولایتی و سایر کارگزاران و گماشتگان جمهوری اسلامی انجام گرفت و همه آنها بایستی برای ارتکاب این قتل و سایر جنایات علیه بشریت، از جمله کشتار تابستان سال ۶۷، بوسیله یک دادگاه ملی یا بین المللی هر چه زودتر محاکمه و مجازات بشوند. نخست اندیشه اندیشه و باور خلل ناپذیر دیگر او به دموکراسی بود. همان دموکراسی که او در سالهای جوانی و هنگام تحصیل در فرانسه تجربه کرده بود. همان دموکراسی که در آن نه تنها حکومت از آن اکثریت است، بلکه حق اقلیت برای ابراز نظر و انتقاد و اجتماع آزاد، دارای رسمیت بدون استثناست. در نخستین سخنرانی اش در مجلس سنا، دکتر بختیار چنین گفت: «اگر اقلیتی هم وجود ندارد، می بایستی آنرا تراشید». دموکراسی مورد باور او مبتنی بر جدایی نهاد دین از نهاد دولت بود. او در این باره به ژرفی اندیشیده بود و این اندیشه را در رساله دکتری خود در دانشکده حقوق دانشگاه سوربن [در سالهای چهل میلادی] با پژوهش در باره ی رابطه میان قدرت سیاسی و قدرت مذهبی در جوامع بدوی به یادگار گذارده است. باور اساسی دیگر دکتر بختیار، حزب گرایی او بود. او مرد حزب و کار گروهی بود و حزب را وسیله لازم پیشبرد دموکراسی می دانست. بر همین باور بود که پس از بازگشت از فرانسه، عضو «حزب ایران» شد و همواره در این حزب در پشتیبانی از دکتر مصدق و اهداف جبهه ملی ایران کوشید و تا آخر باقی ماند. در کنار چنین درونمایه قوی از مبانی اندیشه، ویژگی دیگر دکتر بختیار، به عنوان یک رهبر سیاسی، «جرات» بود. چون او نیک می دانست که اندیشه ی بدون برخورداری از جرات در خور رهبران سیاسی نیست. مرادش، دکتر محمد مصدق، سه ویژگی را برای یک سیاستمدار لازم می داند: دکتر بختیار جرات آنرا داشت که بنابر مبانی اندیشه و باورهایش، در زمانه ای که سیل خروشان و جوشان جامعه و اکثریت قریب به اتفاق رهبران سیاسی ایران بنابر نارضایتی به حق از دستگاه استبداد پادشاهی مطلقه، ولی به اشتباه، پیرو خمینی شده بودند، به آن مرد کهنه پرست و انتقام جو و خونخوار، با قبول مسوولانه و دلاورانه نخست وزیری بگوید: «نه»! این جرات را داشت که تبلور تاریخی این گفته خودش بشود که شخصیت سیاسی در مقابل شخصیت روحانی کنار نمی رود. این جرات را داشت که بگوید در اصول نه با شاه سازش می کنم و نه با خمینی. این جرات را داشت که «ترور اندیشه» را نفی کند و جلوه ساز تاریخی این نکته باریک و حساس بشود که زیربار ترور اندیشه رفتن همانا و اسیر دیکتاتور و ولی فقیه شدن نیز همانا. همان ترور اندیشه ای که با حکومت اسلامی خمینی آغاز شد و هنوز فرزندانش آنرا با اسلحه و بمب به صورت عریان در سراسر جهان از جمله در کشور فرانسه ادامه می دهند. آری جسارتن این مراسم یادبود را برای سوگواری نمی بینم، اگرچه هنوز بسیاری از ما سوگواریم. بلکه این مراسم را برای بزرگداشت ارزش هایی می دانم که راهنمای کار پیروان اصول مشروطه، راه دکتر مصدق و تجربه نخست وزیری دکتر بختیار هستند. ارزش هایی که بر پیوند میان اندیشه دموکراسی - مبتنی بر جدایی نهاد دین از نهاد حکومت، تساوی حقوق شهروندی و رعایت حقوق بشر بین المللی برای همه ایرانیان - و جرات انجام کاری بوسیله ایرانیان آزاده و دموکرات تاکید دارد. لازمه این پیوند میان نیروهای ملی، جرات خودداری از صرف وقت در سرزنش گذشتگان و درگذشتگان دوران انقلاب و در مقابل جرات یافتن راهکار برای مشکلات همچنان باقی است. جرات گذار از تسویه حساب میان نیروهای ملی و چپ دموکرات در عطف به گذشته و به منظور پیوند خوردن با یکدیگر برای آینده است. جرات اندیشه ورزی و طرحی نو افکندن در همیاری با نسل جوان امروز و آینده است. جرات پشتیبانی از جوانان به منظور پیدایش رهبران ملی جوانتر است. * آقای محمد مشیری یزدی در دولت بختیار در مقام معاون نخست وزیر، یار بی همتای زنده یاد دکتر بختیار بودند. ایشان در شرایطی این مقام خطیر را پذیرفتند که کمتر کسی حاضر بود چنین جراتی به خرج دهد. نگارنده به این وسیله به جرات و از خود گذشتگی تاریخی ایشان ارج می گذارد. Copyright: gooya.com 2016
|
||||||||