شنبه 13 شهریور 1395   صفحه اول | درباره ما | گویا

گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


پرخواننده ترین ها

عباس عبدی: از روز اول شعار رفع حصر روحانی را باور نکردم


عباس عبدی

• "حصر موضوعی است میان اصلاح‌طلبان و حكومت، خودشان باید آن را حل كنند، نه اینكه انتظار حل آن را از دولت داشته باشند"

محمدحسین مهرزاد ـ اعتماد ـ عباس عبدی، تحلیلگر و فعال سیاسی است كه زاویه نگاه خاص خود را دارد. او سال‌هاست كه در قالب تشكل‌ها و سازمان‌های سیاسی فعالیت نمی‌كند و راه خود را می‌رود، به همین دلیل نیز ابایی ندارد نظراتش با نهادها و حتی تصمیم جمعی اصلاح‌طلبان متفاوت باشد. كمتر از ٩ ماه به انتخابات ریاست‌جمهوری آینده باقی مانده است. در میان اصلاح‌طلبان برای چگونگی مواجهه با انتخابات نظرات مختلفی ابراز شده است. عده‌ای معتقدند باید بی‌چون و چرا با تمام ظرفیت پشت سر روحانی ایستاد و عده‌ای دیگر این حمایت از روحانی را منوط به مذاكره با وی می‌دانند. عبدی به دسته اول نزدیك‌تر است. او هم می‌گوید كه بدون شرط گذاشتن باید از روحانی حمایت كنیم. در پاسخ به عده‌ای كه نتیجه این نوع حمایت را دور شدن روحانی از اصلاح‌طلبان و چرخش او به سمت جناح راست می‌دانند نیز می‌گوید: «حمایت موثر و مشاركت‌جویانه، فضایی را ایجاد می‌كند كه بازیگر موردنظر مجبور است در این فضا بازی كند.» او حتی حمایت اصلاح‌طلبان از روحانی را مثل حمایت از تیم ملی فوتبال می‌داند و معتقد است حمایت از تیم ملی فوتبال یك انتخاب بین چند گزینه نیست بلكه روندی عادی و طبیعی است. اما در عین حال زلف اصلاح‌طلبی را به روحانی گره نمی‌زند و معتقد است باید به گونه‌ای بازی كرد تا او در زمین اصلاح‌طلبی قرار گیرد. در توضیح این نگاه خود می‌گوید: «اصلاح‌طلبان باید بازی خودشان را انجام دهند و گمان كنند كه روحانی بهتر از دیگران می‌تواند نقش مناسبی را در این بازی ایفا كند.» پاسخ عبدی به پرسش‌های «اعتماد» در ادامه می‌آید.

* مهم‌ترین مشكلات و مصایب دولت روحانی در یك سال آینده در چه محورهایی خلاصه می‌شود؟



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


- مشكلات این دولت گوناگون است. از یك سو خنثی كردن اقدامات تندروها كه در ماه‌های گذشته با شیب قابل توجهی در حال افزایش بوده است. البته به نظر می‌رسد كه سخنرانی مثبت مقام رهبری در دیدار اخیر با هیات دولت تاحدی مانع آنان در ادامه این برنامه‌های ضد دولتی شود. از سوی دیگر چگونگی پیش بردن برجام است. هرچند تا اینجا نیز دستاوردهای خوبی داشته، ولی نیازمند قدری گشایش و پیشرفت بیشتر است. همچنین تداوم دادن به ثبات اقتصادی و رسیدن به رشد ٥ تا ٦ درصد در سال جاری خیلی مهم است. یك مشكل داخلی دیگر نیز دارد كه چگونه بتواند انسجام فكری و مدیریتی را در درون‌بخشی از بدنه دولت تامین كند. چگونگی تعامل با موافقان دولت نیز بخش دیگری از ماجراست، به نحوی كه اجازه ندهد شكافی در میان موافقان دولت رخ دهد. موافقان اصلاح‌طلب یا اصولگرا. در حوزه خارجی ممكن است با مسائل پیش‌بینی نشده‌ای مواجه شویم كه مواجهه با آنها نیز مشكلات خاص خود را خواهد داشت. اوضاع منطقه، مسائل امنیتی و انتخابات امریكا هركدام می‌تواند مساله‌ساز باشند.

* روحانی چگونه می‌تواند از پس این مشكلات برآید؟
- پیش از هر چیز باید گفت كه رییس‌جمهور یا دولت تنها بازیگر این بازی نیست. بازیگران زیادی در این میان نقش دارند. نیروهای سیاسی به ویژه اصلاح‌طلبان و نیز جناحی از اصولگرایان و كل مجلس نیز در این فضای سیاسی نقش بازی می‌كنند. حل این مشكلات راه‌حل‌های كارشناسی دارد كه طبعا باید برحسب مورد از كارشناسان ذی‌ربط پرسید. ولی مقدم بر این راه‌حل‌های كارشناسی یك فضای عمومی لازمه حل این مشكلات است كه بنده سعی می‌كنم به آنها اشاره كنم. البته شكل دادن این فضا فقط ناشی از عملكرد دولت و رییس‌جمهور نیست، ولی آنها نقش مهمی دارند. نخستین عنصر، پرهیز از تنش میان مجموعه نیروهایی است كه بالفعل و بالقوه طرفدار یا حامی این دولت هستند، این مجموعه همه اصلاح‌طلبان تا بخش مهمی از اصولگرایان را در برمی‌گیرد. اساس این فضا بر تعمیق شكاف موجود میان اصولگرایان تندرو با اصولگرایان دیگر و معتدل است. عنصر دوم كاهش تنش در سطح بالای سیاست است. وارد شدن در مجادلات گفتاری و تنش‌آمیز در این سطح به سرعت به سطوح پایین سرریز می‌شود و عنصر اول را نیز از میان می‌برد. عنصر سوم حداكثر كوشش برای پیش بردن برجام است. به هر دلیلی برجام تعیین‌كننده‌ترین عنصر در حیات سیاسی ایران شده است. اگرچه بازگشت‌ناپذیر است، ولی به میزان پیشرفتی كه در آن رخ می‌دهد، در فضای عمومی و سیاسی نیز تاثیرگذار می‌شود و برعكس. به نظرم همه نیروها به میزانی كه به این سه مساله عام توجه داشته باشند، فضا را برای اتخاذ اقدامات كارشناسی جهت حل آن مشكلات آماده می‌كنند.

* نسبت وزن مشكلاتی كه به طور طبیعی بر سرراه موفقیت او وجود دارد (اعم از تورم، بیكاری، رشد پایین اقتصادی و...) ‌با مشكلاتی كه مخالفان او با ابزارهای سیاسی ایجاد می‌كنند چگونه است؟
- این دو نوع مشكلات از یك جنس نیستند كه قابل قیاس باشند، ولی به‌شدت یكدیگر را تشدید می‌كنند. ضمن اینكه حل مشكلات اقتصادی تا حدی وابسته به راه‌حل‌های كارشناسی است، در حالی كه مشكلات سیاسی، راه‌حل‌های راهبردی‌تری را می‌طلبد.

* مهم‌ترین پروژه‌های جریان رقیب برای مخدوش كردن اعتماد مردم به روحانی چیست؟
- رقیب دو دسته مخاطب دارد. یك دسته مخاطبان خودی است كه گروهی خاص هستند و دسته دیگر عموم مردم هستند، عموم مردم هم اولویت‌های گوناگونی دارند. ولی نكته اینجاست كه پروژه‌های رقیب برای این دو دسته لزوما همسو نیست و حتی یكدیگر را خنثی می‌كند.
برای مخاطبان خاص خودشان به تضعیف ارزش‌های فرهنگی و دینی، انقلاب، مبارزه با امریكا و... استناد خواهند كرد. ولی چون این موارد كارایی لازم را در میان مردم ندارد، برجسته كردن موضوعاتی چون فیش‌های حقوقی و ضعف‌های اقتصادی برای عموم مردم در نظر گرفته می‌شود. ولی همانطور كه گفتم این موارد بعضا در تعارض است زیرا افكار عمومی بخشی از حل مشكلات اخیر را در گزاره‌هایی می‌بیند كه برای مخاطبان خاص ضعف محسوب می‌شود.

* ارزیابی شما از سناریوهای انتخاباتی جریان ضدروحانی چیست؟
- واقعیت این است كه سناریوهای انتخاباتی منتزع از رفتار دولت و اصلاح‌طلبان شكل نمی‌گیرد و طرف مقابل نیز در وضعیتی نیست كه بی‌توجه به شرایط عمومی و عملكرد این طرف بتواند سناریویی مستقل طراحی و اجرا كند. ضمن اینكه وحدت لازم را نیز برای طراحی یك سناریو ندارند. جناح رقیب به لحاظ راهبردی در وضعیت تعلیق قرار دارند. بنابراین آنها سعی می‌كنند تضعیف نمایند و مشكل‌آفرینی كنند، ولی سناریوی نهایی به صورت اقتضایی در دو ماه آخر شكل خواهد گرفت.

* آیا می‌توان ماجرایی مانند فیش‌های حقوقی را در ردیف مشكلات پدید آمده توسط مخالفان گنجاند؟ این ماجرا چه هزینه‌هایی را به دولت تحمیل كرد؟
- هم بلی و هم نه. نه به این دلیل كه این موضوعی واقعی بوده و آنها به دروغ در كاسه دولت نگذاشته‌اند. این وظیفه دولت بوده كه مستقل از مخالفان به این مساله رسیدگی می‌كرد و اجازه نمی‌داد كه چنین اتفاقی رخ دهد. به علاوه برجسته‌سازی آن فقط ناشی از مخالفان نبود. بلكه طرفداران دولت حتی بیشتر از مخالفان به این موضوع پرداختند چون انتظار این را نداشتند. ولی طبیعی است كه منتقدین دولت هم مثل هر مخالف دیگری وارد ماجرا شوند و به آتش این تنور بدمند، و چنین هم كردند. ولی یك نكته را فراموش نكنیم، اینگونه امور اثرات قطعی و ذاتی ندارند، اثرات آن بستگی به واكنش ما دارند. فیش‌های حقوقی یك تهدید برای دولت بود، ولی یك فرصت هم هست. نفس اینكه این حد از بی‌عدالتی به این دولت بخشیده نمی‌شود ولی میلیارد میلیارد اتلاف و سوءاستفاده دولت پیش نادیده گرفته می‌شود، نقطه قوت این دولت است. سخنان رهبری هم این را تاكید می‌كرد كه فیش‌های حقوقی موجب لطمه به اعتماد به دولت شده ولی می‌دانیم كه دولت پیش با وجود تمامی فسادهایش دچار این لطمه نشد، برای اینكه برای آن دولت اعتمادی باقی نمانده بود كه حتی فساد معاون اولش هم به آن لطمه بزند.

* طی یكی دو ماه گذشته برخی بر طبل احتمال رد صلاحیت روحانی می‌كوبند و برخی دیگر از عدم تمایل وی به حضور مجدد در انتخابات (به دلیل فشارهای مخالفان) . احتمال وقوع یكی از این دو رخداد را چطور ارزیابی می‌كنید؟
- سخن گفتن از احتمال در این مورد نادرست است، چون احتمال برای امور تكرارشونده است و نه موارد منفرد. ولی فراموش نكنیم كه مشابه این حالت در رد صلاحیت در انتخابات سال ١٣٨٠ نیز به وجود آمده بود. حكومتی كه برجام را تصویب و تایید می‌كند، به عقلانیتی سیاسی فراتر از این حرف‌ها رسیده است كه ملاحظات عملی را در نظر نگیرد. فراموش نكنید، چه رد صلاحیت و چه تایید صلاحیت متاثر از ملاحظات سیاسی است و ریشه در معیارهایی جدا از واقعیت ندارد. همانطور كه آقای هاشمی برای ریاست‌جمهوری رد صلاحیت شد ولی برای خبرگان تایید!! ولی انتشار این خبرها نیز جهت عادی‌سازی و جوسازی است. نیامدن روحانی هم به گمانم بی‌معناست. وقت خود را صرف پاسخ‌های ذهنی به این دو پرسش جذاب ولی دور از ذهن نكنیم. حداقل در شرایط كنونی دور از ذهن است.

* از میان چهره‌هایی نظیر احمدی‌نژاد، قالیباف، جلیلی، لاریجانی، ضرغامی و صفارهرندی، فكر می‌كنید كدام یك توان رای‌آوری مقابل روحانی دارند؟
- با وجود آنكه ساختار سیاسی ایران حزبی نیست و نامزدهای حزبی وارد میدان نمی‌شوند، ولی رای‌آوری آنان بیش از اینكه فردی باشد، جریانی است. انتخابات مثل مسابقه دو میان چند نفر نیست كه هركدام سریع‌تر بدوند برنده شوند. انتخابات مثل مبارزه دو گروه بزرگ است كه فرماندهی و رهبری واقعی یا نمادین آنها نقش به نسبت حاشیه‌ای دارد. حداكثر ٢٠ درصد (یك رقم ذهنی) در نتیجه نهایی نقش دارد. بنابراین اسامی را كنار بگذارید، ابتدا ببینیم فضای عمومی مساعد چه جریانی است؟ اگر ٥٠-٥٠ بود، آنگاه می‌توان برای افرادی كه دو طرف را نمایندگی می‌كنند جایگاهی قایل شد. واقعیت این است كه افراد مورد نظر شما از این سنخ نیستند، هركدام می‌توانند بخشی از شكاف‌ها را نمایندگی كنند، ضمن اینكه تایید صلاحیت برخی از آنها تقریبا غیرممكن است. فارغ از همه این نكات به گمانم در شرایط امروز (٩ ماه دیگر بحث دیگری است) فضای عمومی علیه آنان است و قادر به هیچ نوع رقابت موثری نیستند.

* دولت روحانی برای عبور از چالش‌های سیاسی در ماه‌های باقیمانده و خارج نشدن كنترل اوضاع از دستش باید چه كاری انجام دهد؟
- سه عنصری كه در پاسخ به نخستین پرسش‌ها گفتم، باید خط‌مشی عمومی اصلاح‌طلبان هم باشد، حداقل دو مورد اول آن جزو وظایف آنان است. اصلاح‌طلبان در جایگاه سهم‌خواهی نیستند، و به نفع آنان هم نیست. اصلاح فضای عمومی از هر چیز دیگری برای آنان مهم‌تر است. اصلاح‌طلبان باید به منطق ١٣٩٢ و ١٣٩٤ ملتزم باشند و خطای بعد از اسفند ١٣٩٤ را در مجلس مرتكب نشوند. مشكلات این كشور قرار نیست با یك انتخابات حل شود و حل هم نخواهد شد. اگر بتوان چند گام هرچند كوچك نیز برداشت، گام‌هایی كه حداقل بازگشت‌ناپذیر به نظر برسند، بهتر است از برداشتن گام‌های بزرگی كه به راحتی برگشت می‌شوند.

* اصلاح‌طلبان در انتخابات پیش رو چگونه باید وارد عمل شوند؟
- حمایت موثر و حتی غیرمشروط! برخی‌ها گمان می‌كنند كه چنین حمایتی دست طرف را باز می‌گذارد تا كارهایی را انجام دهد كه به نفع اصلاح‌طلبان نیست. بله این برداشت به ظاهر منطقی از ماجراست. ولی بنده در این مورد عكس این را فكر می‌كنم. حمایت موثر و مشاركت‌جویانه، فضایی را ایجاد می‌كند كه بازیگر موردنظر مجبور است در این فضا بازی كند. این اشتباه است كه ذهن بازیگر را به مسائل بده و بستان معطوف كنیم. البته نقد كردن دولت فارغ از این مساله است ولی سهم‌خواهی به كلی غلط است و برخی سهم‌خواهان هستند كه فضاهای مشروط را ایجاد و سهم‌خواهی خود را پشت اصلاح‌طلبی پنهان می‌كنند. مساله امروز كشور قدرت‌گیری اصلاح‌طلبان نیست، بلكه مساله اصلی قدرتمند شدن اصلاح‌طلبی است و چه بسا این كار از طریق برخی نیروهای اصولگرا بهتر و پایدارتر محقق شود. مواظب باشیم فریب شعارهای سهم‌خواهانه را نخوریم.

* انتظار اصلاح‌طلبان از روحانی و دولت احتمالی وی در سال ٩٦ چیست؟ آیا او می‌تواند و باید مطالبات اختصاصی اصلاح‌طلبان را نیز برآورده كند؟
- تثبیت دستاوردهای خارجی؛ عادی‌سازی وضع كشور، ادامه ثبات اقتصادی و كنترل نسبی تورم و حركت دادن به اقتصاد، ایجاد فضای عمومی برای ظهور و بروز كنش‌های مدنی و... اینها همه در سه سال اخیر كمابیش رخ داده و باید تداوم پیدا كند. یك دولت اصلاح‌طلب چه كارهایی بیش از این دستاوردها می‌توانست یا می‌خواست انجام دهد؟ البته بنده واقف هستم كه در برخی موارد نیروهایی در مصدر امور هستند كه قادر به تحقق این اهداف نیستند و حتی باور به آنها ندارند و بدتر اینكه مخالف هم هستند. بله اینها از جمله ضعف‌ها است، باید كمك كرد كه حل شود ولی اینها مصادیق حاشیه‌ای است. بنابراین نمی‌دانم مطالبات اختصاصی یعنی چه؟ اگر منظورتان حصر است كه این موضوعی است میان اصلاح‌طلبان و حكومت، خودشان باید آن را حل كنند، نه اینكه انتظار حل آن را از دولت داشته باشند. اصولا سطح این مساله فرق دارد. چند روز پیش در جمعی از دوستان همین مساله طرح شد، وقتی نظرم را دادم، گفتند كه روحانی شعار رفع حصر را داد. من هم گفتم چون شما خوش‌تان می‌آمد این شعار هم داده شد، باید شما عقل می‌داشتید و باور نمی‌كردید! من از روز اول هم آن را باور نكردم. اگر كسی بگوید به من رای بدهید و قول می‌دهم وزنه یك تنی را یكضرب بزنم. شاید برای او ایراد باشد كه چنین ادعایی را كرده‌، ولی ما كه این ادعا را می‌پذیریم، از خودمان رفع مسوولیت نكنیم. باید می‌دانستیم كه این مساله در حوزه اختیارات و حتی قدرت او نیست.

* ماموریت روحانی برای ٤ سال دوم چیست و در راه انجام این ماموریت اصلاح‌طلبان كجای آن قرار می‌گیرند؟
- ادامه راه چهار سال اول با قدری تعمیق بیشتر و تثبیت آن دستاوردها. اصلاح‌طلبان هم می‌توانند به عنوان مهم‌ترین نیروی سیاسی این راه را برای پیمودن هموار كنند و بار اضافی را از دوش دولت بردارند و كارهای خودشان را به عهده دولت نیندازند. نقش اصلاح‌طلبان در تعمیق این اهداف بسیار بیشتر از دولت است.

* نقد عملكرد روحانی با توجه به حمایت از وی باید چه الزامات و ملاحظاتی داشته باشد؟
- هیچ الزاماتی ندارد. نقد هدیه است. هرچه می‌توانید نقد كنید. برای نقد كه نباید محدودیت قایل شد. طبیعی است انسان مسوول، لحن و ادبیاتی را در نقد انتخاب می‌كند كه حتی‌المقدور موثر هم باشد، ولی محدودیت برای نقد نباید گذاشت.

* آیا در انتخابات سال ٩٦ روحانی بیش از سال ٩٢ به حمایت اصلاح‌طلبان نیاز دارد؟
- این پرسش از اساس نادرست است و متاثر از یك ذهنیت انحرافی سیاسی است. اساسا اصلاح‌طلبان از كسی نباید حمایت كنند، آنان باید بازی خودشان را انجام دهند و گمان كنند كه روحانی بهتر از دیگران می‌تواند نقش مناسبی را در این بازی ایفا كند. ما نه از روحانی، از هیچ كس دیگر نباید حمایت كنیم، ما باید خط‌مشی خود را داشته باشیم و بعد ببینیم كه چه كسی بهتر و موثرتر و عملی‌تر از همه می‌تواند در این خط‌مشی ایفای نقش كند. مثل تماشاگرانی كه تیم ملی فوتبال خود را حمایت می‌كنند، پیروزی آن تیم را پیروزی خود می‌دانند، بنابراین حمایت از تیم ملی، یك گزینه در كنار سایر گزینه‌ها نیست، این كاری است كه باید انجام دهیم. بنابراین اصلاح‌طلبان هستند كه باید دنبال كسی بگردند كه نقش مناسبی برای آنها ایفا كند و نه برعكس.

* بسیج بدنه اجتماعی برای رای مجدد به وی آسان‌تر از سال ٩٢ است یا سخت‌تر؟
- الان نمی‌توان به این پرسش پاسخ داد. ولی به نظرم در سال ١٣٩٢، این بدنه اجتماعی بود كه رهبران اصلاح‌طلب را بسیج كرد و نه برعكس! امیدوارم این‌بار دچار وضعیت گذشته نشویم.

* به لحاظ فردی آیا ارزیابی‌ای از میزان محبوبیت روحانی و رشد یا كاهش آن در اجتماع دارید؟
- خب برخی از نظرسنجی‌ها هست. ولی نتایج روز انتخابات با این نتایج لزوما یكسان نخواهد بود. زیرا الان به رضایت از عملكرد یك شخص پاسخ می‌دهند. در حالی كه روز انتخابات باید گزینش كنند میان چند نفر. معادله تصمیم‌گیری در این شرایط فرق خواهد كرد. بنابراین از روی نتایج محبوبیت‌سنجی فعلی نمی‌توان برای انتخابات قضاوت قطعی كرد.

* تا رسیدن به مقطع انتخابات مفروض بر اینكه شرایط دولت مانند سه سال گذشته باشد و اتفاق خارج از قاعده‌ای رخ ندهد تصور می‌كنید آرای وی ریزش داشته باشد یا افزایش؟
- در واقع منظور شما این است كه اگر الان انتخابات شود، چه نتیجه‌ای حاصل خواهد شد، به نظرم آرای او تا ٦٠ و ٦٥ درصد خواهد رسید.

* اگر به هر دلیلی روحانی سال ٩٦ دیگر رییس‌جمهور نباشد چه آینده‌ای در انتظار كشور خواهد بود؟
- نبودن یك مساله است، چگونه نبودن مساله دیگری است. نبودنش در مقایسه با چگونه نبودن اهمیت بسیار كمتری دارد. بنابراین چون من نمی‌دانم یا الان قادر نیستم حالات مختلف چگونه نبودن را تعیین كنم، طبعا قادر به پاسخ دادن نیز نیستم.

* در ٩٦ بدون روحانی اصلاح‌طلبان كجای جغرافیای سیاسی ایران قرار می‌گیرند؟
- سرنوشت اصلاح‌طلبان دست خودشان است. اصلاح‌طلبی كه سرنوشت خودش را به وضعیت دیگران گره زده باشد، همان بهتر كه نباشد. نمی‌دانم این فقدان اعتماد به نفس از چه زمانی مثل خوره به جان آنان افتاده و یك روز سرنوشت خود را به هاشمی گره زدند، یك روز به روحانی و یك روز دیگر... نیرویی كه سرنوشت او را دیگران رقم بزنند ارزش پیشرو نامیدن ندارد. بنابراین آنان باید سرنوشت خود را مستقل تعریف كنند و سرنوشت دیگران را تابع عمل خود. البته برای این كار نیازمند راهبردهای موثر و جدیدی و مشكل از اینجاست كه فاقد چنین راهبردی هستند.


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 
Copyright: gooya.com 2016