گفتوگو نباشد، یا خشونت جای آن میآید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان![]()
خواندنی ها و دیدنی ها
در همين زمينه
24 آبان» گفتگوی با فرشته ملک فرنود گوینده پیشین صدا و سیما در لس آنجلس12 شهریور» جنجال بر سر وجود نام دو خبرنگار صداوسیما در لیست تعاونی مسکن کارکنان شهرداری
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! وقتی صداوسیما به خبرنگارش رحم نمی کند
حسن شمشادی، خبرنگار صداوسیما در اینستاپستی درباره ی حذف یکی از مصاحبه هایش در «شبکه افق» توضیحاتی تامل برانگیز ارایه کرد. به گزارش انصاف نیوز، آقای شمشادی نوشت: «فیلم گفتگوی شما رو بنا به مصالح شبکه و سازمان کلا حذف کردند». اين پيام ساعتي پيش يكي از دوستان عزيزم در شبكه افق است. اما اصل ماجرا: شنبه عصر، پس از شهادت آقا «محسن خزايي»، همكار ارجمندم در سوريه، از اين شبكه با من تماس گرفتند و خواستند تا صبح يكشنبه در استوديو ضبط برنامه عصرانه شبكه افق حضور يابم و از اين شهيد و خبرنگاري در جنگ بگويم، كه سر وقت در خدمت دوستان ارجمندم بودم و حدود پانزده تا بيست دقيقه در اين باره صحبت كردم. پس از آنكه زمان پخش و تكرار برنامه را مطلع شدم، اقدام به اطلاع رساني در اين باره كردم و منتظر پخش برنامه شدم كه پيامي كه خوانديد را دريافت كردم. مهمترين بخش گفتگوي ما كه به نظرم به خاطر آن، به طور كامل غير قابل پخش اعلام شد، پاسخ به سوال مجري محترم بود كه گفت: چرا در ذهن بخشي از مردم اينگونه است كه خبرنگاران جنگ ايراني با خارجي ها متفاوت هستند، به اين معني كه خارجي ها در متن حوادث حضور دارند و ايراني ها نه! عرض كردم: اولين علت اين برداشت، عملكرد تعدادي از خبرنگاران اعزامي به مناطق جنگي است، وقتي كه مردم مي بينند كه خبرنگاري، بي اعتنا به فهم مخاطب، در گزارش هايش، صحنه سازي و صدا گذاري مي كند، پلاتوي غير واقعي مي دهد، و آن چه را كه نيست، سعي مي كند طوري ديگر، يا بحراني يا جنگي نشان دهد، به او اعتماد نمي كند و عملا آن رسانه مخاطبش را از دست مي دهد، و بخشي از مردم تصور مي كنند كه همه ی خبرنگاران جنگِ از جان گذشته، همچون محسن خزايي ها هم اينگونه اند. دوم اينكه وقتي مسوولان پخش اخبار، در همه ی سطوح، خود به اين گزارش ها با ديده ی شك و ترديد نگاه مي كنند، چگونه به خود اجازه مي دهند تا اين گزارش ها را پخش كنند و مخاطب را به جايي برسانند كه همه ی خبرنگاران جنگ را به يك چوب براند؟! همچنين گفتم: چرا بايد خزايي، و خزايي ها شهيد يا جانباز شوند تا ديده شوند؟! چرا در همه اين سالها كه محسن خزايي در سوريه كار خبري كرد، كسي از درد و رنج و مشكلات او و خانواده اش چيزي نگفت و پيگيري نكرد؟! و برخي مسائل ديگر را هم گفتم كه شرحش مفصل است. شايد بيان اين دو سه جمله از جانب اين كمترين، كه ان شالله در عرصه ی حرفه اي خبرنگاريم، با ٢٣ سال سابقه ی كار و ١٠ سال خبرنگاري در بحران و ٨ سال خبرنگاري در جنگ، امتحان پس داده ام، به مذاق برخي سروران خوش نيامده و آنها را مغاير با مصالح شبكه ی افق و سازمان صدا و سيما ديده اند! Copyright: gooya.com 2016
|
||||||||