سه شنبه 25 آبان 1395   صفحه اول | درباره ما | گویا

گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


پرخواننده ترین ها

وقتی صداوسیما به خبرنگارش رحم نمی کند

.v7aTPq9LoS.jpg

حسن شمشادی، خبرنگار صداوسیما در اینستاپستی درباره ی حذف یکی از مصاحبه هایش در «شبکه افق» توضیحاتی تامل برانگیز ارایه کرد.

به گزارش انصاف نیوز، آقای شمشادی نوشت:

«فیلم گفتگوی شما رو بنا به مصالح شبکه و سازمان کلا حذف کردند». اين پيام ساعتي پيش يكي از دوستان عزيزم در شبكه افق است. اما اصل ماجرا:

شنبه عصر، پس از شهادت آقا «محسن خزايي»، همكار ارجمندم در سوريه، از اين شبكه با من تماس گرفتند و خواستند تا صبح يكشنبه در استوديو ضبط برنامه عصرانه شبكه افق حضور يابم و از اين شهيد و خبرنگاري در جنگ بگويم، كه سر وقت در خدمت دوستان ارجمندم بودم و حدود پانزده تا بيست دقيقه در اين باره صحبت كردم.

پس از آنكه زمان پخش و تكرار برنامه را مطلع شدم، اقدام به اطلاع رساني در اين باره كردم و منتظر پخش برنامه شدم كه پيامي كه خوانديد را دريافت كردم.



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


مهمترين بخش گفتگوي ما كه به نظرم به خاطر آن، به طور كامل غير قابل پخش اعلام شد، پاسخ به سوال مجري محترم بود كه گفت: چرا در ذهن بخشي از مردم اينگونه است كه خبرنگاران جنگ ايراني با خارجي ها متفاوت هستند، به اين معني كه خارجي ها در متن حوادث حضور دارند و ايراني ها نه!

عرض كردم: اولين علت اين برداشت، عملكرد تعدادي از خبرنگاران اعزامي به مناطق جنگي است، وقتي كه مردم مي بينند كه خبرنگاري، بي اعتنا به فهم مخاطب، در گزارش هايش، صحنه سازي و صدا گذاري مي كند، پلاتوي غير واقعي مي دهد، و آن چه را كه نيست، سعي مي كند طوري ديگر، يا بحراني يا جنگي نشان دهد، به او اعتماد نمي كند و عملا آن رسانه مخاطبش را از دست مي دهد، و بخشي از مردم تصور مي كنند كه همه ی خبرنگاران جنگِ از جان گذشته، همچون محسن خزايي ها هم اينگونه اند.

دوم اينكه وقتي مسوولان پخش اخبار، در همه ی سطوح، خود به اين گزارش ها با ديده ی شك و ترديد نگاه مي كنند، چگونه به خود اجازه مي دهند تا اين گزارش ها را پخش كنند و مخاطب را به جايي برسانند كه همه ی خبرنگاران جنگ را به يك چوب براند؟! همچنين گفتم: چرا بايد خزايي، و خزايي ها شهيد يا جانباز شوند تا ديده شوند؟!

چرا در همه اين سالها كه محسن خزايي در سوريه كار خبري كرد، كسي از درد و رنج و مشكلات او و خانواده اش چيزي نگفت و پيگيري نكرد؟! و برخي مسائل ديگر را هم گفتم كه شرحش مفصل است.

شايد بيان اين دو سه جمله از جانب اين كمترين، كه ان شالله در عرصه ی حرفه اي خبرنگاريم، با ٢٣ سال سابقه ی كار و ١٠ سال خبرنگاري در بحران و ٨ سال خبرنگاري در جنگ، امتحان پس داده ام، به مذاق برخي سروران خوش نيامده و آنها را مغاير با مصالح شبكه ی افق و سازمان صدا و سيما ديده اند!
الله اعلم
و ما رايتُ الا جميلا.
حسن شمشادي، يك خبرنگار ساده


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 
Copyright: gooya.com 2016