گفتوگو نباشد، یا خشونت جای آن میآید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان![]()
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! جامعه بهایی ایران و روز جهانی بردباری، مرتضی اسماعیلپور![]() در جهانی که هر روزه مهاجرت های اجباری افزایش چشمگیری پیدا می کند و تنوع فکری در جوامع انسانی گسترش می یابد و همچنین در کنار آن ارتباطات در دهکده جهانی افزایش قابل توجهی داشته است ، تهدیدات جدید که ریشه در تفکرات قدیم از جمله حذف دگراندیشان و نبود فضای سالم و آرام برای زیست اجتماعی که می تواند موجب عدم تعهد به ساخت جامعه ی انسانی گردد روز به روز افزایش می یابد و نداشتن تاب و توان تحمل " دیگری" چهره خود را بروز می دهد. بردباری که در لغت نامه دهخدا به معنای تاب آورنده و تحمل کننده آورده شده است یکی از اوصاف شکیبایی و پذیرش دگراندیشی می باشد. جامعه ایرانی که خود را جامعه ی کهن و انسان دوست در منظر تعریف قرون های متعدد معرفی کرده است اما در سه حکومت گذشته و فعلی چهره خوش و نرمی از خود حداقل درخصوص یکی از تفکرات دینی در ایران به نمایش نگذاشته است. نگر تا نباشی جز از بردبار شعری که از فردوسی شاعر بلندآوازه ایرانی برجای مانده است نشان از اهمیت بردباری میدهد.اما آنچه در سالهای اخیر کمتر به آن توجه می شود همین تک بیت، از شاعر کهن ایرانی است. نباید از خاطر برد که بردباری نه یک فرهنگ امروزی بلکه فرهنگی کهن و دارای سابقه بلندی می باشد. از منظر بسیاری از جامعه شناسان جهت رفع خشونت بدون تردید تنها نیاز به ترویج بردباری در جامعه می باشیم. برداری فرهنگی آمیخته از خویشتن داری و تساهل می باشد که این واژه رفته رفته یکی از مهمترین واژگان سیاسی و اجتماعی در جهان معرفی می شود. ۱۶ نوامبر مصادف با ۲۵ آبان ماه روز جهانی بردباری است. تعبیری که هر سالی به عنوان روز تعامل و احترام به دیگری و عقاید آن عنوان می شود. جوامع دموکراتیک و صلح طلب همواره تلاش دارند که شهروندان خود را آشنا به فرهنگ "بردباری" کرده و انسانها را از قربانی کردن یکدیگر منع کنند. در اینگونه جوامع انسانها از دوران کودکی آموزش های نوینی جهت رعایت و حفظ فرهنگ بردباری می کنند تا ریشه های خشونت و تعصب ها را از ذهنیات خود پاک کنند. اما آنچه که موجب نوشتار این مقال شده است موضوع حذف دگراندیشان بخصوص در سه حکومت قاجار ، پهلوی و اسلامی می باشد که در دو حکومت قاجار و اسلامی حکومت ها مستقیم بر نظارت و هدایت مردم به خواسته های خود پیش قدم شده اند و آن را امری واجب بر ساختار جامعه تبین نموده اند. بهائیان ، یهودیان و حتی مسیحیان در زمان قاجار مجبور به ترک دین خود و گرویدن به اسلام بودندو پس از آن حکومت پهلوی نیز گاه دست نیروهای تندرو را جهت حفظ منافع خود آزاد می گذاشت تا آن افراد به دگراندیشان ظلم و فشارهای وارد کنند و در این میان البته نقش خود را به عنوان قوه ناظر و اجرا کننده بر امنیت مردم فراموش می کرد اما در حکومت اسلامی که پس از انقلاب ۵۷ در ایران شکل گرفت در نزدیک به ۴ دهه فشارهای ایدئولوژیکی بر وضعیت اقلیت مذهبی در ایران افزایش چشمگیری پیدا کرده است. یونسی با وجود آنکه اشاره به روح و هدف ادیان که موجب پیوند انسان ها با خدا و انسان ها با انسان ها می گردد سخن گفته است ،اما دلیل برخورد حکومت ایران با دگراندیشان مذهبی و بخصوص آنانی که با حکومت ایران همراه نیستند را بیان نمی کند و اشاره به عدم بردباری حکومت ایران در سالهای پس از انقلاب ندارد. وی از جمله افرادی که خطر بشر امروزه را تهدید جنگ دینی و مذهبی و خشونت توصیف می کند اما جنگ و نزاع حکومت با مردم خود را که همانا یکی از آنان پیروان دگر اندیشان جز مذهب تشیع را نمی گوید. یکی از عمده مواردی که به نظر نگارنده نشان از عدم بردباری حکومت ایران درخصوص دگراندیشان می دهد ، برخورد حکومتی و دولتی با پیروان دیانت بهایی است. پیروان دیانت بهایی در ایران نزدیک به سیصدهزار نفر می باشند که از حق تحصیل در مقطع عالی ، حق اشتغال در مراکز دولتی و شبه دولتی ، حق ثبت ازدواج، حق انتخاب شغل در بعضی موارد و تعدادی از دیگر حقوق انسانی محروم هستند و تنها دلیل محرومیت پیروان دیانت بهایی، باورمند بودن آنان به این عقیده و مذهب می باشد. طی سالهای اخیر بیش از صدهزار شهروند بهایی از تحصیل محروم شده اند، هزاران شهروند بهایی محکوم و زندانی بودند و همچنین بیش از دویست و بیست و پنج شهروند بهایی اعدام شده اند و میلیاردها دلار اموال بهائیان مصادره شده است. تمامی موارد فوق و دهها مورد دیگر نشان از عدم بردباری و تحمل همان " دیگری " است که به آن اشاره شده و به گفته دستیار ویژه ریاست جمهوری اسلامی ایران نبود بردباری موجب صدمات بسیاری بر جامعه خواهد شد که بهائیان آن صدمات را طی سالهای پس از انقلاب همواره برجان خریده اند و به خواست حکومت ایران که می بایست بهائیان، مسلمان شوند تن نداده اند. حضرت بهاءالله پیامبر دین بهائی در ایران پیشتر در زمان حیات خود در لوح شیرمرد عنوان کرده بود که "امروز کیش یزدان پدیدار ، جهان دار آمد و راه نمود کیشش نیکوکاری و آئینش بردباری ، این کیش زندگی پاینده بخشد و این آئین مردمان را به جهان بی نیازی رساند." که نشان از آن می دهد که بهائیان خطرات ناشکیبایی و تعصب را ثمراتی چون حال امروزه جامعه بهایی در ایران میدهند که توسط حکومتی که شکیبایی از خود نشان نمی دهد تحت فشار می باشد. بهائیان ۱۶ نوامبر را روزی میدانند که می توان با حمایت از آموزش و ترویج مدارا در مقابل با ناشکیبایی و تعصب ایستادگی کرد . حال با توجه به نوشتار فوق و حوادثی که در طی سالهای پس از انقلاب به اقلیت های مذهبی و بخصوص جامعه بهایی روی داده است ما شاهد عدم فرهنگ بردباری در سطح مدیران جمهوری اسلامی هستیم اما به طبع این رفتار از سوی مردم به نسبت سالهای اول و با گسترش فرهنگ یادگیری تغییر کرده است. حکومت ایران در سالهای مدیریت خود هویت مذهبی افراد را مهمتر از هویت انسانی آنها دانسته و بر همین اصل نیز نسبت به تضعیف حقوق شهروندی شهروندان ایرانی تصمیم گرفته است. مرتضی اسماعیل پور Copyright: gooya.com 2016
|
||||||||