|
بخوانید!
13 مهر » بار دیگر "آدونیسخوانی در تهران" - گفتگو با نامزد نوبل 2009 در زیر چاپ، مهر
12 مهر » صدای فريدون، خسته تر از هميشه… ۱۳مهر؛ سالگرد جاودانگی فريدون فروغی، خسرو صادقی بروجنی 12 مهر » کشته شدن يک شهروند کرد بر اثر تير اندازی افراد ناشناس، موکريان 11 مهر » قائم مقام شبکه سه سيما: سريال "گمشدگان" (Lost) به هيچ وجه خريداری نخواهد شد، موضوعات مناسبی برای پخش از سيما ندارد، فردا 10 مهر » ۱۰ سينماگر ايرانی به دعوت آکادمی اسکار به آمريکا میروند، مهر
پرخواننده ترین ها
» بوسیدن دست فرح (تصویر)، بالاترین
» جوادی آملی: کاری که باعث تضعيف نظام شود، حرام عينی است، اگر کسی کافر است نبايد بگويد جمهوری ايرانی بايد بگويد جمهوری اسلامی، ايسنا » کروبی در مصاحبه با اشپيگل: من اين دولت را قانونی نخوانده ام و سر حرف خودم می مانم، سحام نيوز » ۲۲ بهمن، ايران آماده اعتراض بزرگ!، علی کشتگر » جعلی که رژيم تقلب و تزوير از قول بنیصدر کرده است، اطلاعيه دفتر ابوالحسن بنیصدر » بيستودوم بهمن: رويا، واقعيت، کابوس، رضا علامهزاده » تظاهرات با اتومبیل در حمایت از جنبش سبز، بریزبین، استرالیا (ويدئو) » رکورد شرمآور: بيش از ٦٥ روزنامهنگار زندانی در ايران امری بیسابقه در جهان، گزارشگران بدون مرز صدای فريدون، خسته تر از هميشه… ۱۳مهر؛ سالگرد جاودانگی فريدون فروغی، خسرو صادقی بروجنی
صدای زخمی فريدون را خسته تر از هميشه ، خسته تر از آن زمان که در کافه فيروزه با فرهاد بود در کار شاملو وگلسرخی و … ، در کافه ای در جزيره کيش شنيديم . صدايی که يادآور رنجهای گذشتگان بود . صدايی گرم و شفاف .آوازی که واقعاً از روی احساس به نوا در می آمد ، گويی که در عين خواندن سروده می شد .
فروغی در اوايل دهه ۵۰ بواسطه صدای بم و در عين حال خوش نشين خود به سرعت از طريق برنامه های راديو و تلويزيون به عنوان خواننده ای با سبک فرهاد معرفی شد و مانند ساير خواننده ها در سينما نيز به به خوانندگی پرداخت . فريدون فروغی وقتی شروع به آواز خواندن کرد که اوضاع و احوال جامعه منتظر همچنين صدايی و بغضی بود . سالهای انقلاب در راه بود و بغض فروخورده و مشتی گره کرده . صدای دلنشين وی هم شور يک اعتراض شديد را داشت و هم اندوه يک ملت را . «فرياد رس » ترانه ای است که در سال ۱۳۵۲ متولد شد . سروده ای از «فرهاد شيبانی » با موسيقی «اسفنديار منفردزاده » « آدمک » و « پروانه ی من » با موسيقی تورج شعبانخانی را برای فيلم آدمک ساخته خسرو هريتاش خواند و بعد « فتنه چکمه پوش » را برای فيلمی بهمين نام از همايون بهادران . ساخت فيلمی ۴۲ دقيقه ای بنام « قريه من » توسط «مهران زينت بخش » که به معرفی فريدون می پردازد به سوگنامه ای در هجرت او بدل گشت. چرا که فيلم برداری آن از ۲۰ مهر ماه سال ۸۰ يعنی از شب هفتم فريدون شروع شد و نهايتاً به روستای قرقرک منتهی شد . چرا که فريدون قرقرک را خيلی دوست داشت و اغلب به آنجا سر می زد و هميشه ترانه «قريه» را می خواند :»روياهای من قريه ايست قديمی / تو مشتی سايه ، اما صميمی …» فيلم «قريه من» در اکران عمومی خود در چند فرهنگسرا در تهران با استقبال خوبی برخوردار شد . اين فيلم در واقع يک نوع سفرنامه است . سفری به روستای قرقرک و آرامگاه فريدون فروغی صدای جاودانه ی موسيقی ملی ايران و از آنجا هم بازگشت به گذشته که سرگذشت زندگی و کار فريدون از زبان خانواده و اطرافيانش است . قبل از آن هم کيومرث پور احمد نتوانست برای فيلم «گل يخ » با داستانی پيرامون زندگی خواننده ای محکوم به سکوت ( چيزی شبيه به زندگی خود فروغی ) مجوز حضور فروغی را بعنوان بازيگر دريافت کند . مدت کوتاهی بعد از مرگش ، مادر پيرش هم به او پيوست و بعد شوهر «پروانه » خواهرش که هر سه در کنار هم در روستای «قرقرک» اشتهارد کرج به خاک سپردند جايی دور در کنار برکه ای کوچک در آستانه کوهی بلند و در آرامشی که سالها انتظارش را می کشيد . Copyright: gooya.com 2009
|
||||