Sunday, Nov 30, 2025

صفحه نخست » رویدادهای مشکوک اخیر نشان‌دهنده تغییراتی مهم هستند؟

ویژه خبرنامه گویا - در چند روز گذشته مجموعه‌ای از رویدادها و اظهارنظرهای کم‌سابقه در فضای رسمی و نیمه‌رسمی جمهوری اسلامی رخ داده که برای ناظران سیاسی، نشانه‌ای از آغاز یک «تغییر گفتمان مدیریت بحران» تلقی می‌شود.

انتشار ویدئوهایی در رسانه‌های داخل کشور از موفقیت حملات اسرائیل به سامانه‌های پدافندی جمهوری اسلامی، در کنار سخنان بی‌سابقه حسن روحانی درباره نبودِ بازدارندگی واقعی و تأیید همین سخنان از سوی عباس عبدی، زنجیره‌ای است که معمولاً بدون چراغ سبز سطوح بالای قدرت امکان بروز نمی‌یابد. این تحولات پرسش مهمی را پیش می‌کشد: آیا حاکمیت در حال آماده‌سازی افکار عمومی برای نوعی «نوشیدن جام زهر» یا «نرمش قهرمانانه» جدید است؟

rouhanilarge.jpgنخست باید توجه داشت که رسانه‌های رسمی جمهوری اسلامی در حوزه مسائل نظامی و امنیتی معمولاً رویکردی کاملاً دفاعی و تبلیغاتی دارند و از انتشار هرگونه محتوای تضعیف‌کننده توان بازدارندگی به‌شدت پرهیز می‌کنند. آن هم در شرایطی که تقابل جمهوری اسلامی و اسرائیل وارد فاز تنش‌زای تازه‌ای شده، انتشار چنین ویدئوهایی ــ آن‌هم در رسانه‌هایی که معمولاً تحت کنترل مستقیم نهادهای امنیتی‌اند ــ نشان می‌دهد که هدف، صرفاً اطلاع‌رسانی نیست، بلکه «مدیریت انتظارات» و «تغییر تدریجی روایت» است.

سخنان حسن روحانی نیز نشانه‌ای مهم در این روند محسوب می‌شود. روحانی، که سابقه طولانی در پرونده‌های امنیتی و هسته‌ای دارد، معمولاً سخنانش را به‌گونه‌ای تنظیم می‌کند که پیام آن دقیقاً به آدرس تصمیم‌گیران اصلی برسد. هشدار او درباره «دروغ نگفتن درباره بازدارندگی» خطاب مستقیم به دستگاه‌های نظامی نیست؛ بلکه نوعی هشدار به حاکمیت است که ادامهٔ اغراق‌گویی رسمی دیگر کارایی ندارد و ممکن است هزینه‌های سیاسی و امنیتی سنگین‌تری ایجاد کند.

تأیید سخنان روحانی از سوی عباس عبدی، که گرچه منتقد است اما همچنان در چارچوب گفتمان اصلاح‌طلبیِ داخل نظام صحبت می‌کند، نشانهٔ دیگری از «باز کردن فضای بحث» به شکلی کنترل‌شده است. این مدل از تأییدها معمولاً به این معناست که جناح‌های نزدیک به قدرت چراغ سبز گرفته‌اند تا بخش‌هایی از واقعیت میدانی را به افکار عمومی منتقل کنند و زمینهٔ ذهنی جامعه را برای پذیرش یک تغییر سیاست آماده سازند.

اگر این رویدادها را کنار هم قرار دهیم، شباهت‌هایی با مقاطع تاریخی حساس پیدا می‌کنیم: زمانی که آیت‌الله خمینی در سال ۱۳۶۷ تصمیم به پذیرش قطعنامه گرفت و آن را «نوشیدن جام زهر» نامید، یا وقتی آیت‌الله خامنه‌ای در سال ۱۳۹۲ از «نرمش قهرمانانه» سخن گفت. در هر دو مقطع، حاکمیت ابتدا به‌طور هدفمند نشانه‌هایی از دشواری وضعیت و ناکارآمدی ادامهٔ مسیر قبلی را به داخل تزریق کرد تا پذیرش تغییر برای نیروهای سیاسی و پایگاه اجتماعی‌اش قابل‌هضم‌تر باشد.

اکنون نیز ممکن است حاکمیت در برابر یک واقعیت سخت قرار گرفته باشد: ناکارآمدی ساختارهای دفاعی در برابر جنگ هوشمند و حملات دورایستا، فشارهای اقتصادی فزاینده، و احتمال گسترش درگیری‌های منطقه‌ای. ترکیب این عوامل می‌تواند دستگاه قدرت را ناچار کند تا زمینه را برای یک چرخش راهبردی ــ چه نرمش در سطح منطقه‌ای، چه مذاکرات غیرعلنی با آمریکا یا کشورهای عربی، و چه تجدیدنظر در سطحی از سیاست تقابل با اسرائیل ــ فراهم کند.

در عین حال این سیگنال‌ها می‌توانند چند هدف همزمان داشته باشند: کاهش هزینه مسئولیت‌پذیری حاکمیت، ایجاد آمادگی ذهنی در پایگاه سنتی نظام که معمولاً با هرگونه عقب‌نشینی مخالفت می‌کند، و همچنین ارسال پیام به بازیگران خارجی که جمهوری اسلامی می‌تواند گزینه‌های انعطاف‌پذیرتری را نیز روی میز بگذارد. به بیان دیگر، «اعتراف کنترل‌شده به آسیب‌پذیری» می‌تواند مقدمه‌ای باشد برای چانه‌زنی‌های آینده.

در نهایت، هنوز نمی‌توان با قطعیت گفت که این تحولات مقدمهٔ یک تصمیم بزرگ هستند، اما الگوی رفتاری حاکمیت جمهوری اسلامی در چهار دهه گذشته نشان می‌دهد زمانی که مجموعه‌ای از پیام‌های کم‌سابقه به‌طور همزمان و هماهنگ منتشر می‌شوند، معمولاً نشانه‌ای از تغییرات احتمالی در سطوح عالی است. اگر این روند ادامه یابد، می‌توان گفت نظام در حال آماده کردن نیروهای وفادار خود ــ و حتی افکار عمومی ــ برای ورود به مرحله‌ای تازه در سیاست منطقه‌ای و امنیتی است؛ مرحله‌ای که شاید در آینده آن را با عبارتی مشابه «جام زهر» یا «نرمش قهرمانانه» به یاد بیاوریم.



Copyright© 1998 - 2025 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy