۱. مقدمه
در نظریههای کلاسیک اقتدارگرایی، سرکوب دولتی بهمنزله ابزار اصلی ایجاد ترس، بازدارندگی و انفعال سیاسی مورد بررسی قرار گرفته شده است. گمانه مسلط پیش از این، آن بود که افزایش هزینههای مشارکت سیاسی، افراد را به کنارهگیری از کنش جمعی سوق میدهد. با این حال، انباشت شواهد تجربی طی دو دهه اخیر این فرض خطی را به چالش کشیده است. در بسیاری از موارد، سرکوب نهتنها به فروکش اعتراض منجر نشده، بلکه واکنشهای معکوس، گسترش خیزش عمومی و بسیج مجدد را برانگیخته است.
گزارش رویترز (فوریه ۲۰۲۶) درباره ایران نمونهای معاصر از این پدیده را برجسته میکند. بنا بر این گزارش، شماری از مقامات ارشد جمهوری اسلامی به رهبر نظام هشدار دادهاند که خشم عمومی ناشی از سرکوب اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ به سطحی رسیده که «ترس دیگر نقش بازدارنده ندارد». این نگرانی در شرایطی مطرح شده که احتمال بروز یک شوک خارجی--نظیر حمله نظامی آمریکا--میتواند بهعنوان محرک بسیج، اعتراضات را دوباره فعال کند.
این نوشتار استدلال میکند که نظریه «اثر پسزدگی سرکوب: Backfire Effect » چارچوبی تحلیلی برای فهم این وضعیت فراهم میکند. تمرکز اصلی بر نقش احساسات، بهویژه خشم، بهعنوان حلقه واسط میان سرکوب، ادراک ریسک و کنش جمعی است. ساختار مقاله بدینگونه است: ابتدا مبانی نظری اثر پسزدگی مرور میشود، سپس سازوکارهای احساسی و مدلهای آستانه توضیح داده میشود و در نهایت این چارچوب در بستر ایران به کار گرفته میشود.
۲. مرور ادبیات: نظریه اثر پسزدگی سرکوب
نظریه اثر پسزدگی از دل ادبیات روابط دولت-مخالفان و نقد فرض «کارآمدی یکنواخت سرکوب» شکل گرفته است. این نظریه نشان میدهد که پیامدهای سرکوب وابسته به زمینه، شدت، نوع و نحوه ادراک آن توسط شهروندان است. برخلاف دیدگاههای بازدارندگیمحور، سرکوب میتواند واکنشهای احساسی شدیدی برانگیزد که نتیجه آن افزایش مخالفت سیاسی است.
در این چارچوب، احساسات نه پدیدهای حاشیهای، بلکه متغیرهای مرکزی تحلیل هستند. خشم، بهعنوان واکنش به بیعدالتی ادراکشده، با افزایش احساس کارآمدی سیاسی، کاهش وزن ذهنی خطر و تقویت تمایل به اقدام جمعی همراه است. در مقابل، ترس با بزرگنمایی تهدیدها و تمرکز بر هزینههای فردی، مشارکت را تضعیف میکند. اثر پسزدگی زمانی رخ میدهد که سرکوب، بهجای فعالسازی ترس، خشم را به احساس غالب بدل کند.
۳. احساسات سیاسی و پویایی اعتراض
پژوهشهای تجربی تمایز روشنی میان سرکوب «نرم» و «سخت» قائل شدهاند. سرکوب غیر خونین--نظیر بازداشتهای گسترده، استفاده از گاز اشکآور یا پراکندهسازی بدون کشتار گسترده--اغلب بهعنوان ناعادلانه اما نه کاملاً مرگبار ادراک میشود. این نوع سرکوب، احتمال برانگیختن خشم را افزایش میدهد و میتواند مشارکت آینده را تقویت کند.
در مقابل، سرکوب سخت و خونین--شامل کشتار مستقیم و خشونت حداکثری--معمولاً ترس شدیدی ایجاد میکند و در کوتاهمدت به عقبنشینی منجر میشود. با این حال، حتی سرکوب سخت نیز در صورت تداوم یا ادراک شکست دولت در درون حاکمیت یا از سوی مردم، به اثر پسزدگی (Backfire Effect) منجر شود.
یافتههای روانشناسی شناختی نشان میدهد که خشم توجه افراد را از خطرات شخصی به بیعدالتیهای جمعی معطوف میسازد، فوریت اخلاقی برای اقدام ایجاد میکند و آستانههای روانی ترس را تضعیف میکند. آزمایشهای انجامشده در رژیمهای اقتدارگرا، از جمله روسیه، نشان دادهاند که مواجهه با روایتهای سرکوب، خشم را افزایش داده و نیت اعتراض و پذیرش ریسک را بهطور معنادار بالا میبرد.
۴. مدلهای آستانه و کنش جمعی(Threshold Models and Collective Action)
مدلهای آستانه کنش جمعی، بهویژه نظریه گرانووتر(Granovetter's threshold models of collective behavior)، توضیح میدهند که افراد دارای آستانههای متفاوتی برای مشارکت در اعتراض هستند. اثر پسزدگی زمانی رخ میدهد که سرکوب، از طریق تولید خشم گسترده، این آستانهها را بهطور همزمان کاهش دهد. در چنین شرایطی، حتی افراد کمریسکپذیر نیز وارد میدان میشوند. در نظامهای اقتدارگرا، ناتوانی در مهار اعتراض پس از سرکوب، نشانهای از ضعف دولت تلقی میشود و ارزش بازدارنده خشونت را تضعیف میکند. بدینترتیب، سرکوب میتواند به چرخهای خودتقویتکننده(Self-Reinforcing) از اعتراض و واکنش دولت منجر شود.
۵. کاربرد نظریه در زمینه ایران
تحولات ایران در اواخر ۲۰۲۵ نمونهای گویا از این پویایی است. سرکوب خونین اعتراضات دیماه ۱۴۰۴--که از سوی ناظران بهعنوان شدیدترین سرکوب از سال ۱۳۵۷ توصیف شده--سطح بالایی از خشم عمومی تولید کرده است. این خشم با نارضایتیهای مزمن اقتصادی، شکافهای اجتماعی و بحران مشروعیت سیاسی درهمتنیده شده است.
بر اساس گزارش رویترز، شش مقام کنونی و سابق اذعان کردهاند که احتمال حمله خارجی میتواند نقش محرک را ایفا کند و معترضانی را که اکنون نیروهای امنیتی را قابل غلبه میدانند، جسورتر سازد. این ارزیابی با شواهد تطبیقی همراستاست: در مواردی چون روسیه پس از بازداشت الکسی ناوالنی، مواجهه با سرکوب موجب افزایش ۲۰ تا ۵۰ درصدی تمایل به اعتراض در میان افراد پیشتر غیرفعال شده است.
تجربه تاریخی ایران--از جنبش سبز ۱۳۸۸ تا اعتراضات بنزینی ۱۳۹۸--نشان میدهد که اعتراضات اغلب در چرخههایی از سرکوب و احیا حرکت کردهاند. شرایط کنونی، که در آن «ترس دیگر بازدارنده نیست»، بیانگر عبور از یک آستانه احساسی است که نظریه اثر پسزدگی آن را پیشبینی میکند.
۶. نتیجهگیری
این نوشتار نشان میدهد که نظریه اثر پسزدگی سرکوب، با تمرکز بر نقش میانجی خشم، چارچوبی قانعکننده برای فهم وضعیت کنونی ایران فراهم میآورد. در این چارچوب، سرکوب نهتنها ابزار تثبیت اقتدار و سرکوب نیست، بلکه میتواند به عاملی برای ناکارآمدی و سقوط آن تبدیل شود؛ زیرا خشم جمعی کارکرد بازدارنده ترس را خنثی میکند. یافتههای این تحلیل پیامدهای گستردهای برای فهم پایداری اعتراض در نظامهای اقتدارگرا دارد. برای سیاستگذاران سرکوبگر، این نتایج هشداری نسبت به محدودیتهای اجبار و سرکوب؛ و برای کنشگران خیزش ملی، نشاندهنده ظرفیتهای نهفته در بسیج احساس و انگیزه انقلابی است.

















