
باز هم آتش زدند بر بیشهها
بر نهال تازه و بر ریشهها
باغک آلاله افسرد از حریق
یاسها ویران شدند از تیشهها
*
کوچه تا کوچه به پا شد پشتهها
پشتهها بر پا بشد از کشتهها
*
مادری دنبال کودک ضجه زن
یا پدر، در بین خون آغشتهها
*
همچو موی دختری افشان، پریش
از شیار خون به کوچه رشتهها
*
تیراندازانْ قسی بر پشت بام
رایتِ خونین به کف افرُشتهها
*
دختران نوجوان در صحن شهر
گیسوان بر جوی خونین هشتهها
*
باش تا روزی که مشتت را دهیم
پاسخی درخور به مشت و مشتهها
*
تا دفاع از جان کنیم، رادی کنیم
پس چنین تا روز آزادی کنیم
*
افرُشته: افراشته
مشته: ابزارِ کوبشِ صنعتگرها

نعمتی که از ایران دریغ شد! امیر بیگلری

در آیندهای نهچندان دور، سینا شبگرد















