در نوشتهی پیشین «دفتری از نامها، فصلی از خون» تأکید شد که نباید اجازه داد برگ دیگری به دفتر جانباختگان اعتراضات ایران افزوده شود. تجربهی چهار دهه گذشته نشان داده است که جمهوری اسلامی نه از فشارهای بینالمللی میهراسد و نه از هشدارهای دیپلماتیک. آنچه این نظام را واقعاً نگران میکند، اتحاد اجتماعی، همبستگی ملی و شکلگیری یک آلترناتیو قابلاعتماد و فراگیر است.
در حالی که خیابانها هنوز نشانههای خون و سرکوب را با خود دارند، حاکمیت میکوشد با بهرهگیری از ابزارهای تبلیغاتی و رسانهایِ در اختیارش، تصویری از «پیروزی» ارائه دهد. اما شکاف عمیق میان حکومت و جامعه، و استمرار نارضایتی عمومی، نشان میدهد که این نمایشها بیش از آنکه نشانهی اقتدار باشند، تلاشی برای پنهانکردن فرسایش مشروعیتاند.
در چنین شرایطی، اولویت اصلی جامعهی معترض ایران باید کاهش شکافها و تمرکز بر نقاط اشتراک باشد. ایرانِ امروز، بیش از هر زمان دیگر، به همصدایی نیروهای اجتماعی و سیاسی نیاز دارد؛ همصداییای که هدف آن نه برتری یک جریان بر دیگری، بلکه فراهمکردن مسیر گذار به آزادی، حاکمیت قانون و نظامی دموکراتیک باشد.
در این چارچوب، گفتوگو دربارهی نقش چهرهها و جریانهای مختلف اپوزیسیون اجتنابناپذیر است. بسیاری بر این باورند که برخی شخصیتها، از جمله رضا پهلوی، به دلیل سابقهی دفاع از اصولی چون دموکراسی، تکثرگرایی و رأی مردم، میتوانند در فرآیند همگرایی ملی و تسهیل گذار نقشی مؤثر ایفا کنند. در نهایت، داوری دربارهی جایگاه هر فرد یا جریان، باید به ارادهی آزاد مردم ایران سپرده شود.
تجربهی جنبشهای موفق در ایران و دیگر کشورها نشان میدهد که اعتراض خیابانی، هرچند ضروری، بهتنهایی کافی نیست. اعتصابهای فراگیر صنفی و حرفهای بهویژه در بخشهایی چون نفت و پتروشیمی، حملونقل، آموزش، بازار و خدمات میتوانند توازن قوا را بهطور جدی تغییر دهند و هزینهی سرکوب را برای حاکمیت افزایش دهند. حمایت سازمانیافته از اعتصابیون و خانوادههای آسیبدیده، یکی از پیششرطهای تداوم چنین حرکتهایی است.
در چشمانداز ایرانِ پس از جمهوری اسلامی، مسئلهی عدالت انتقالی و بازگرداندن اموال عمومی غارتشده نیز اهمیت ویژهای دارد. این منابع میتوانند صرف جبران خسارتهای اجتماعی، حمایت از قربانیان سرکوب و سرمایهگذاری در زیرساختهای آموزشی، درمانی و فرهنگی شوند؛ امری که نهتنها جنبهی اقتصادی، بلکه کارکردی نمادین در بازسازی اعتماد اجتماعی خواهد داشت.
در کنار این مباحث سیاسی و اقتصادی، بازاندیشی دربارهی هویت تاریخی و فرهنگی ایران نیز بخشی از گفتوگوی عمومی آینده خواهد بود؛ گفتوگویی که تنها در فضایی آزاد و بهدور از اجبار ایدئولوژیک معنا پیدا میکند. جامعهای دموکراتیک، امکان انتخاب آزادانهی سبک زندگی، باورها و تعلقات فرهنگی را برای همهی شهروندان فراهم میآورد.
امید به آیندهای بهتر، نه از سر خوشبینی سادهلوحانه، بلکه بر پایهی تجربه و آگاهی جمعی شکل میگیرد. آیندهای که در آن، با اتکا به همبستگی اجتماعی و کنش مدنی سازمانیافته، بتوان چرخهی خشونت را متوقف کرد و مسیر بازسازی ایران را آغاز نمود.

گیسوان بر جوی خونین، یوسف جاویدان

عظمت زندگی در برابر مرگ، ابوالفضل محققی















