ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا
گزارش فایننشالتایمز با عنوان «درون نقشه محرمانه برای حذف خامنهای» پرده از سالها عملیات مخفی و جنگ اطلاعاتی برمیدارد که در نهایت به کشته شدن علی خامنهای انجامید. این گزارش میگوید حملهای دقیق در قلب تهران، نتیجه دههها نفوذ، جاسوسی و جمعآوری داده بوده است.
بر اساس این گزارش، واحد شنود سایبری سرویس اطلاعاتی موساد سالها شبکههای ارتباطی، دوربینهای شهری و زیرساختهای دیجیتال پایتخت ایران را زیر نظر داشتند. حجم عظیمی از دادهها به مراکز اطلاعاتی در تلآویو منتقل میشد تا الگوی رفتوآمد و جلسات حلقه نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی ترسیم شود.
گزارش همچنین از همکاری اطلاعاتی ایالات متحده خبر میدهد. به نوشته این روزنامه، مأموران سازمان سیا در هفتههای منتهی به حمله، تحرکات خامنهای را به دقت رصد میکردند و اطلاعات تکمیلی را برای تعیین زمان و مکان دقیق حضور او در دفترش در تهران در اختیار طرف اسرائیلی قرار دادند.
بخشی از عملیات به اختلال در ارتباطات اطراف خیابان پاستور مربوط میشد؛ جایی که نهادهای اصلی حکومتی مستقر هستند. به گفته منابع این گزارش، با ایجاد اختلال در دکلهای مخابراتی، امکان هشدار سریع به تیم حفاظتی رهبر جمهوری اسلامی از بین رفت و عنصر غافلگیری حفظ شد.
پس از تأیید نهایی حضور هدف از طریق منابع انسانی و شنود الکترونیکی، جنگندههای اسرائیل با استفاده از مهمات هدایتشونده، مجموعه مورد نظر را در روز روشن هدف قرار دادند. مقامهای نظامی این زمانبندی را اقدامی حسابشده برای عبور از لایههای دفاعی سنگین ایران توصیف کردهاند.
در این گزارش تأکید شده که تصمیم برای حذف رهبر جمهوری اسلامی صرفاً نظامی نبود، بلکه ابعاد سیاسی گستردهای داشت. شکستن تابوی هدف قرار دادن یک رئیس حکومت، پیامدهای منطقهای و بینالمللی جدی به همراه داشت و به گفته منابع، این تصمیم پس از بحثهای طولانی اتخاذ شد.
ریشه این راهبرد به اوایل دهه ۲۰۰۰ بازمیگردد؛ زمانی که جمهوری اسلامی عنوان اولویت اصلی سرویسهای اطلاعاتی اسرائیل تعریف شد. از آن زمان، مهار برنامه هستهای، تضعیف شبکههای نیابتی و نفوذ به ساختار امنیتی جمهوری اسلامی به بخشی از راهبرد ثابت تلآویو تبدیل شد.
این عملیات نشاندهنده سطحی بیسابقه از هماهنگی میان نهادهای اطلاعاتی و نظامی بود؛ ترکیبی از دادههای کلان، الگوریتمهای تحلیل رفتار و منابع میدانی که در کنار هم امکان یک حمله فوقدقیق را فراهم کردند. گزارش فایننشال تایمز این رخداد را نقطه عطفی در جنگ پنهان دو کشور توصیف میکند.
اکنون پرسش اصلی درباره آینده است: حذف نماد اصلی ساختار قدرت در جمهوری اسلامی چه پیامدی برای توازن قدرت داخلی و معادلات منطقهای خواهد داشت؟ آنچه روشن است این است که این عملیات، صرفاً یک حمله نظامی نبود؛ بلکه رویدادی است که میتواند فصل تازهای در تحولات سیاسی ایران و خاورمیانه رقم بزند.

اینرو کی درست کرده؟
















