شاهزاده ی گرامی
مرا ببخشید که برای شما به صراحت می نویسم. دیگران می گویند «تو حقایق تلخ را ببین و بگذر! خود شاهزاده بهتر از همه می داند که چه می کند! هشدارهای تو اهانت به ایشان است و ایشان خودش بهتر از همه ی ما می داند که چه می کند!» اما من چون همیشه از همه ی «دوستان واقعی ام» تقاضا کرده ام که اگر دیدید کسی چاله ای جلوی پای من کنده و من حواس ام نیست شما نه تنها به من بگویید که جلوی پات چاله کنده اند، بلکه اگر دیدید باز هم دارم به سمت چاله می روم، مرا هُل بدهید یا چه می دانم نعره بکشید که اوهوی! حواست کجاست؟ داری توی چاله می افتی!
اگر این کار را بکنند نه تنها ناراحت نمی شوم که چرا بر سر من نعره کشیدند یا مرا هُل دادند و به خیال خودشان با این کار اهانت آمیز هشدار دادند، بلکه تا آخر عمر مدیون شان خواهم شد.
حتما مشاهده کرده اید که بادی گاردها وقتی احساس خطر می کنند، طرف مورد حفاظت شان را با ضربه و زور بر زمین می نشانند تا خطر را از او دور کنند و زیاد به احترام و ادب کار ندارند. این نوشته ی مرا هم شما حمل بر عملی جهت محافظت از خودتان در نظر بگیرید و مرا به بزرگی خود ببخشایید.
ببینید تا کنون چقدر از اطراف شما و دوستداران واقعی شما هشدار آمده و می آید که حواس تان به دور و بری های تان باشد و شما تقریبا با یک نوع لجاجت مدام از خود تان و «تیم»تان سخن گفته اید و خودتان را بیهوده به آن ها متصل کرده اید و این هشدارها را ناشنیده گرفته اید.
یک چیزی می خواهم خدمت تان بگویم و نگرانم که به شما بر بخورد ولی این نگرانی را در این وضع و اوضاع که مردم ما در شرایط جنگی هزاران نگرانی و ناراحتی را به جان خریده اند تا بلکه از شرّ جمهوری اسلامیِ بعد از خامنه ای خلاص شوند به جان می پذیرم چون شخص شما را تکیه گاه و امید مردم در این اوضاع و احوال می دانم.
شما در سال هایی که در ایران نبوده اید از تخصص پیدا کردن ایرانیان در «سرِ کار گذاشتن» و لذا «ضد سرِ کار گذاشتن» اطلاع ندارید و حتی آدم زرنگی مثل روح الله زم هم که این بازی های کثیف را دیده بود چند بار سرِ کار گذاشته شد و عاقبت هم با همین سرِ کار گذاشته شدن خودش را به کشتن داد.
شما انسانی شریف و متین هستید که این جور زرنگ بازی ها را ندیده اید و نمی شناسید.
این که دو کمدین روس با شما شوخیِ بی موقع و زشتی بکنند تا مثلا در این شرایط وحشتناک عده ای را بخندانند به خودی خود عیب نیست چون دنیا پر از آدم های نفهمی مانند این هاست ولی این که دور و بری های احمق شما این شوخی را نفهمند و مانع شما از افتادن در دام این ها نشوند این نه تنها عیب است بلکه خیانت و توطئه به شخص شما و مردم جان به لب رسیده ی ایران است و اگر پدر بزرگ شما زنده بود این آشغال ها را با عصایش دنبال می کرد و آن ها را به همان جایی می فرستاد که از آن جا آمده اند و مامور دستگاه های امنیتی همان جا هستند.
دوستداران شما به قول ما تُرک ها می گویند یک سنگ از زیر و یک سنگ از روو روی این ماجرا بگذار و از آن بگذر ولی من هم بگذرم دشمنان شما با خباثت از آن نمی گذرند و برای تخریب شما آن را بر سر هر کوی و برزن فریاد می زنند و جایز نیست من به شما هشدار ندهم.
الان هم عده ای خواهند گفت چرا این حرف ها را به صورت خصوصی به اطلاع شاهزاده نمی رسانی که من ناچارم بگویم مگر همان اطرافیان نابکار اجازه می دهند صدای امثال من به جناب عالی برسد؟ برای تشکیلات شاهزاده امثال من هرگز وجود نداشته ایم و نداریم و اگر بتوانند کاری می کنند که تا ابد خفه شویم.
باری اتفاقی افتاده و سکوت در مقابل آن در این دوران که همگان از همه چیز اطلاع پیدا می کنند راه مقابله با آن نیست و امیدوارم در کنار مشاوران خائن دو سه نفری باقی مانده باشند که از آن ها راهنمایی بخواهید که بهترین واکنش شما در مقابل این اتفاق چه می تواند باشد و به همان طریق عمل کنید.

دیدار جنجالی سنوار و خامنه ای در آن دنیا















