تیکتاک، تهران! مسیرهای فرار رژیم بهسرعت در حال بسته شدن است
مارک دوبوویتز و میعاد ملکی - نیویورک پست، ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا
با نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای، فشارها بر دونالد ترامپ از هر دو سو چپ و راست انزواطلب برای پایان دادن به جنگ علیه رژیم ایران در حال افزایش است.
او باید در برابر این فشارها مقاومت کند.
چرا که زمان به نفع آمریکا است.
همانطور که ترامپ گفته، جمهوری اسلامی در نتیجه فشار محاصره آمریکا در تنگه هرمز و نیز آسیبهای ناشی از پیامدهای ویرانگر عملیات «خشم حماسی»، در حال تضعیف است.
این وضعیت، یک فرصت نادر ایجاد کرده است.
واشینگتن میتواند تهران را وادار کند که به امتیازات دائمی در حوزه هستهای و موشکی تن دهد، یا با خطر فزاینده فروپاشی رژیم روبهرو شود.
تا اینجا، ترامپ قاطعیت قابل توجهی نشان داده است.
و این کارزار نتایج مهمی به همراه داشته است.
صدها فرمانده و مقام ارشد جمهوری اسلامی کشته شدهاند.
زیرساختهای هستهای، پدافند هوایی، برنامه موشکهای بالستیک، نیروی دریایی و صنایع دفاعی رژیم ایران بهشدت تضعیف شدهاند.
اما ضربه اقتصادی ممکن است حتی برای رژیم خطرناکتر باشد.
مسیرهای منطقهای دور زدن تحریمها برای جمهوری اسلامی در حال بسته شدن هستند.
کشورهای خلیج فارس در حال مسدود کردن کانالهای مالی، پولشویی و دور زدن تحریمها هستند که تهران سالها به آنها تکیه داشت.
صادرات نفت تقریباً فروپاشیده است.
واردات محدود شده است.
صنایع فولاد و پتروشیمی بهشدت آسیب دیدهاند.
تورم سهرقمی شده و ارزش پول ملی در حال سقوط آزاد است.
رژیم در حال از دست دادن منابع مالی خود است.
این فشار فقط اقتصادی نیست، بلکه ابعاد فیزیکی نیز دارد.
پایانه اصلی صادرات نفت جمهوری اسلامی در جزیره خارک که ۹۰ درصد صادرات نفت خام را مدیریت میکند تنها چند روز با پر شدن کامل ظرفیت ذخیرهسازی زمینی فاصله دارد.
تهران برای خریدن چند روز زمان، نفتکشهای غیرفعال را دوباره بهعنوان ذخیرهسازی شناور فعال کرده است.
اما این راهحل موقتی است: بهمحض پر شدن این ظرفیت، جمهوری اسلامی مجبور خواهد شد چاههای نفت خود را ببندد اقدامی که ممکن است خساراتی دائمی به همراه داشته باشد.
پیش از جنگ، دستکم یکسوم درآمد نفتی ایران صرف حقوق و عملیات نظامی میشد.
باقی آن نیز بهجای نوسازی پالایشگاهها، صرف گروههای نیابتی مانند حزبالله و حماس می شد.
هزینهها سرسامآور است: روزانه حدود ۴۳۵ میلیون دلار زیان شامل صادرات از دسترفته و واردات مسدودشده.
زیانهای انباشته جنگ دستکم به ۱۴۴ میلیارد دلار رسیده است؛ رقمی معادل نزدیک به ۴۰ درصد تولید ناخالص داخلی پیش از جنگ و برخی برآوردها حتی این عدد را تا دو برابر بیشتر میدانند.
هیچ رژیمی نمیتواند چنین فشاری را برای مدت طولانی تحمل کند.
بهزودی تهران باید با یک پرسش اساسی روبهرو شود: آیا ادامه جنگ با دو قدرت نظامی بزرگ جهان، ارزش نابودی اقتصادی کشور را دارد؟
مشکل فقط اقتصادی نیست؛ سیاسی هم هست.
رژیم سالها به پایگاه خود گفته بود برنامه هستهای «مقدس» است.
اکنون ممکن است مجبور شود از آن دست بکشد.
در سال ۱۹۸۸، روحالله خمینی، رهبر وقت جمهوری اسلامی، برای پایان دادن به جنگ با عراق، آنچه «جام زهر» نامید را نوشید.
امروز رژیم با جامی حتی تلختر روبهروست و کسی باید آن را بنوشد.
اگر جمهوری اسلامی عقبنشینی نکند، ترامپ باید بهروشنی اعلام کند که با مجازاتهای شدیدتر نظامی و اقتصادی روبهرو خواهد شد.
آمریکا امروز بیش از هر زمان در ۴۷ سال تاریخ جمهوری اسلامی، اهرم فشار در اختیار دارد.
و باید از آن استفاده کند.
این یعنی: عدم غنیسازی اورانیوم، عدم بازفرآوری پلوتونیوم، توقف تولید موشکهای دوربرد، برچیدن کامل زیرساختهای هستهای و قطع حمایت از گروههای نیابتی.
این حداقلهاست.
اما ترامپ یک فرصت تاریخی دارد تا فراتر برود و آشکارا از خواست مردم ایران برای تغییر حکومت حمایت کند.
هرچه رژیم ضعیفتر شود، احتمال بازگشت مردم به خیابانها بیشتر است.
و این میتواند به تهدیدی وجودی برای حاکمیت تبدیل شود.
منتقدان ممکن است با حمایت آشکار واشینگتن از پایان رژیم مخالفت کنند.
ترامپ باید آنها را نادیده بگیرد.
پس از دههها سرکوب و کشته شدن دهها هزار نفر بهدست حکومت، بسیاری از ایرانیان به کمتر از پایان حکومت روحانیون رضایت نخواهند داد.
آنچه آنها نیاز دارند، حمایت رهبر جهان آزاد است: تأمین سلاح، فراهمکردن ارتباطات امن، پشتیبانی مالی از اعتصابات و تداوم تضعیف ماشین سرکوب.
ترامپ درست میگوید: آمریکا به یک توافق ضعیف با تهران نیاز ندارد.
آنچه لازم است، صبر راهبردی، شفافیت اخلاقی و فشار مستمر است.
پایان این مسیر همینگونه رقم خواهد خورد با پیروزی هم برای آمریکاییها و هم برای ایرانیان.
ساعت در حال تیکتاک است.

واکنش حسین پاکدل مجری حکومتی به سکوت هنرمندان















